Monday, Apr 13, 2026

صفحه نخست » اسلام، گورستان تمدن ها، مسعود امیرخلیلی

Masoud_amirkhalili.jpgفرغان ازیهاری، نویسنده فرانسوی، در کتاب خود با عنوان "اسلام علیه مدرنیته" (L'Islam contre la modernité)" اشاره می کند که "کشور های اسلامی از تمام استانداردها و ساختار های که در جوامع مدرن و متمدن نهادینه و تثبیت شده اند عقب مانده ا‌ند".

به گفته ازیهاری اسلام وارد سرزمین های بی فرهنگ نشد، بلکه یکی از قدیمی‌ترین مراکز تمدن ملل ها را تصرف کرد: میان رودان، ایران، سوریه و مصر را. این دین به‌سادگی آفریقای رومی و ریشه‌های یونانی آنرا، مراکز شکوفای بودایی در افغانستان و بخش‌های وسیعی از جهان بیزانسی را نابود کرد، با توجه به این که این مناطق پیش از ورود اسلام به سطح بالایی از توسعه رسیده بودند. اسلام مرکز تمدن های پیشین را به یک گورستان تبدیل کرد و یا به سخن ساده تر: این دین گورکن تمدن ها است.

اسلام و مدرنیته

گذار به دموکراسی در جوامع اسلامی با مجموعه‌ای از موانع و بن‌بست‌هایی روبروست که عبورناپذیر به نظر می‌رسند. تجربه تلخی که ایرانیان با سرکوب اخیر انقلاب مدرن شیر و خورشید پشت سر گذاشته اند، بار دیگر و به شکلی فاجعه‌بارتر، ابعاد دشواری‌های تحول دموکراتیک در این جوامع را به نمایش گذاشتند.

ازیهاری ادامه می دهد که این دین با هرگونه سکولاریسم دشمنی دارد، با حقوق بشر ناسازگار است و چنان در برابر مدرنیته مقاومت می‌کند که شهروندان مدعی آن در کشور های اسلامی دچار ناتوانی‌های ساختاری در دستیابی به دموکراسی شده‌اند. جهان اسلام قربانی مدرنیته نیست، بلکه به‌طور ساختاری با آن ناسازگار است: "جوامع مسلمان دارای سطوح غیرعادی و بالایی از زن‌ستیزی، همجنس‌گراستیزی و یهودستیزی هستند". از نظر سیاسی نیز جهان اسلام از تعداد ناعادلانه‌ای از رژیم‌های اقتدارگرا تشکیل شده اند و بیشتر سازمان‌های تروریستی ماهیت اسلامی دارند. بنیادگرایان بر این باورند که اسلام یک سیستم جامع است و تفکیک دین از سیاست مغایر با اصول اسلامی است. اسلام میراث تمدن‌های بزرگ باستان را به کنار گذاشت، اندیشه‌ها و ملت‌ها را به استعمار درآورد و سیستمی خفقان‌آور از نظارت اخلاقی بنا نهاد: اسلام سرزمین های متمدن قدیم را در یک "تاریک‌اندیشی" (Obskurantismus) گرفتار کرد.

توهم اصلاحات در اسلام

اسلام لیبرال یک شعار توخالی است، چون منابع اصلی و متون پایه‌ای اسلام چنان فشرده از خشونت، نفرت و حمله به آزادی های فردی هستند که هر تلاشی برای بنا کردن یک جامعه با ارزش های انسان گرایی ( Humanism) بر پایه چنین سنت‌هایی نیازمند کوششی است شبیه تلاش کیمیاگرایان که می‌خواستند سرب را به طلا تبدیل کنند.

دانش و نوآوری

جهان اسلام تنها یک درصد از اکتشافات علمی را در کارنامه خود دارد، در حالی که یک‌چهارم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد: "پنج میلیون فنلاندی به‌طور قابل توجهی کتاب‌های خارجی بیشتری را نسبت به نیم میلیارد مسلمان ترجمه می‌کنند". نگاه مسلمانان چنان به مکه دوخته شده بود که میراث فرهنگی زیر پای خود را نشناختند و حفاری آن را به "کافران" واگذار کردند؛ همان‌طور که هیروگلیف‌ها و خط های میخی تا زمان ورود پژوهشگران غربی در قرن نوزدهم رمزگشایی نشده بودند. شکوفایی علم و هنر در دوران اولین خلافت‌های اسلامی بیشتر مدیون مشارکت غیرمسلمانان بود و افسانه "اسلامِ روشنگر" به اندازه "استالینیسم با چهره انسانی" است.

اریهاری اضافه می کند که در قرون وسطا کشیشان مسیحی برای مطالعه قرآن زبان عربی را آموختند، در حالی که مسلمانان از یادگیری زبان‌های خارجی خودداری کردند. به همین دلیل حتا فیلسوفی مانند ابن‌رشد هرگز نتوانست کتاب "سیاست" ارسطو را بخواند، چون این اثر هرگز به عربی ترجمه نشده بود.

به نظر ازیهاری علت عقب ماندگی و زوال علم در جهان اسلام ناشی از ایجاد "مدارس" بود، این آموزشگاه‌ها به شدت تحت کنترل قدرت مذهبی بودند، با این دکترین که تمام حقیقت پیش از این در قرآن آمده و پیام آن غیرقابل تغییر است: اسلام هرگونه تفکر انتقادی را که برای پیشرفت ضروری است خفه کرد.

مسعود امیرخلیلی



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy