آمیت سگال - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
شب گذشته، دونالد ترامپ اعلام کرد که قرار است بنیامین نتانیاهو و جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، برای نخستینبار با یکدیگر گفتوگو کنند. همزمان با انتشار این خبر، کابینه امنیتی اسرائیل نیز تشکیل جلسه داد نشستی که بهگفته منابع، محور آن بررسی امکان برقراری یک آتشبس یکهفتهای در لبنان بود.
برآورد من این است که اسرائیل ظرف چند روز آینده عملاً گزینهای جز توقف کامل درگیریها در لبنان نخواهد داشت. هرچند جلسه کابینه بدون تصمیم نهایی به پایان رسید، اما نشانهها بهوضوح حاکی از آن است که آتشبس در آیندهای نزدیک، نه یک احتمال دور، بلکه محتملترین سناریوی پیشِرو است.
در این میان، پرسشی که برای ساکنان شمال اسرائیل مطرح میشود، کاملاً قابل درک است: اگر قرار بود در نهایت عملیات علیه حزبالله متوقف شود، چرا باید یک هفته دیگر را در پناهگاهها سپری میکردند؟ چرا این تصمیم زودتر گرفته نشد؟ و چرا اسرائیل اجازه داد موجی از انتقادها و روایتسازیهای بینالمللی علیه خود با محوریت «جنگطلبی» و «بیمیلی به صلح» شکل بگیرد؟
پاسخ در یک تفاوت بنیادین نهفته است: فاصلهای تعیینکننده میان آتشبس احتمالی کنونی و طرحی که تنها یک هفته پیش با میانجیگری آمریکا مطرح شده بود، تفاوتی که مسیر تحولات را تغییر میدهد. آنچه پیشتر روی میز بود، در عمل میتوانست امتیازی به رژیم ایران تلقی شود. اما آنچه اکنون در حال شکلگیری است، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد و بیشتر به سود لبنان تعریف میشود.
در طول هفته گذشته، اسرائیل نهتنها از طریق عملیات «تاریکی ابدی» ضربهای قابلتوجه به حزبالله لبنان وارد کرد، بلکه مهمتر از آن، یک تغییر راهبردی را کلید زد: آغاز مذاکرات دوجانبه مستقیم با بیروت. این تحول، حتی اگر بهتنهایی مسئله حزبالله را حل نکند، یک قاعده جدید ایجاد میکند، اینکه تحولات اصلی در لبنان باید از مسیر دولت لبنان عبور کند، نه اینکه از سوی تهران تعیین و دیکته شود.
بهعبارت دیگر، تفاوت فقط در «آتشبس» نیست؛ تفاوت در این است که چه کسی چارچوب آن را تعیین میکند. اینبار، بازی در حال جابهجا شدن از تهران به بیروت است و همین است که، تمام ماجرا را تغییر میدهد.

رویترز: چرخش مذاکرات تهران-واشینگتن به توافق موقت
















