Sunday, Apr 19, 2026

صفحه نخست » روایت تازه از دکترین ترامپ در قبال جمهوری اسلامی

murray.jpgاهداف ترامپ در ایران همیشه روشن بوده است

ایران اینترنشنال - هفته‌نامه بریتانیایی اسپکتیتور، در مقاله‌ای به قلم داگلاس موری، سردبیر همکار این نشریه، مقایسه «بمباران حکومت انقلابی در ایران با جنگ عراق» را اشتباه دانست و تاکید کرد که این مقایسه‌ها به جنگ اشتباهی ارجاع می‌دهند.

موری در این مقاله نوشت در سال ۱۹۸۱ حمله‌ای به عراق صورت گرفت که شباهت بیشتری به آن چیزی دارد که دونالد ترامپ در ایران به‌دنبال آن است. این ماجرا به سال ۱۹۷۶ بازمی‌گردد، زمانی که دولت ژاک شیراک در فرانسه یک رآکتور هسته‌ای به عراق فروخت؛ معامله‌ای که فرانسوی‌ها همواره از انتقاد جدی درباره آن گریخته‌اند. فرانسه این رآکتور را با قیمتی دو برابر نرخ معمول به عراق فروخت. با این حال، یکی از اعضای تیم هسته‌ای عراق بعدها گفت: «ما خوشحال بودیم که پولش را بدهیم؛ بالاخره چه کسی حاضر بود به ما رآکتور هسته‌ای بفروشد؟»

پس از به قدرت رسیدن صدام حسین، او منابع گسترده‌ای را به سایت هسته‌ای اوسیراک اختصاص داد تا در رقابت برای دستیابی به «بمب عربی» پیشگام شود. این سایت با سامانه‌های پدافند هوایی محافظت می‌شد و تا سال ۱۹۸۱ به هدف خود نزدیک شده بود. به همین دلیل، در ۷ ژوئن ۱۹۸۱، دولت مناخیم بگین در اسرائیل تصمیم گرفت با اعزام جنگنده‌ها این رآکتور را نابود کند. هشت فروند اف-۱۶ نیروی هوایی اسرائیل در زمان صرف غذا - زمانی که مواضع پدافندی خالی بود - حمله کردند و در کمتر از دو دقیقه رآکتور را نابود کردند.

طبیعتاً واکنش‌های بین‌المللی فوری بود. دولت‌ها و رسانه‌ها این اقدام را «غیرقابل توجیه» و فریبکارانه توصیف کردند. سازمان ملل جلسات متعددی برای محکوم کردن اسرائیل برگزار کرد و حتی دولت آمریکا نیز آن را محکوم کرد. اما پس از حمله صدام به کویت در سال ۱۹۹۰، اهمیت این اقدام روشن‌تر شد. اگر عراق در آن زمان سلاح هسته‌ای داشت، نه‌تنها جنگ ایران و عراق به شکل متفاوتی رقم می‌خورد، بلکه احتمالاً هیچ ائتلاف بین‌المللی جرأت بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت را نداشت. وزیر دفاع آمریکا بعدها به اسرائیلی‌ها گفت: «با نابود کردن اوسیراک، کار ما را در عملیات طوفان صحرا آسان‌تر کردید.»

موری می‌گوید اشاره به این تاریخ از آن جهت مهم است که امروز بسیاری درباره گرفتار شدن آمریکا در ایران، مشابه عراق پس از ۲۰۰۳، هشدار می‌دهند. این روایت به‌ویژه پس از تجربه افغانستان و عراق در بخش‌هایی از آمریکا تقویت شده است. در دوره باراک اوباما، دولت آمریکا برای پرهیز از اعزام نیروهای زمینی، بیشتر به استفاده از پهپادها روی آورد.

با ظهور ترامپ، همین احتیاط در جناح راست آمریکا نیز دیده شد. او از آغاز کارزار انتخاباتی خود تاکید داشت که آمریکا نباید در «جنگ‌های احمقانه» خاورمیانه گرفتار شود و بارها از سیاستمداران مداخله‌گر، از جمله جورج بوش و جان مک‌کین، انتقاد کرد.

به نوشته موری با این حال، ترامپ دکترین خاص خود را شکل داد. ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ نمونه‌ای از این رویکرد بود که نشان داد می‌توان بدون ورود به جنگی گسترده، ضربه موثری به دشمن وارد کرد. همچنین عملیات نظامی در کاراکاس که به بازداشت نیکولاس مادورو انجامید، به‌عنوان نمونه‌ای دیگر از این استراتژی مطرح می‌شود.

به نوشته موری، با وجود انتقادها، هدف اصلی ترامپ از ابتدا روشن بوده است: «ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.» به‌ویژه آنکه به گفته او، مقام‌های ایرانی در مذاکرات اعلام کرده بودند تنها چند هفته با «گریز هسته‌ای» فاصله دارند. تفاوت با اوسیراک نیز در این است که ایران تاسیسات خود را پراکنده کرده و همین باعث طولانی‌تر شدن عملیات شده است.

موری اذعان می‌کند که ترامپ در ابتدا از مردم ایران خواست علیه حکومت قیام کنند، اما سرکوب‌های گسترده، این سناریو را کم‌رنگ کرده است. با این حال، به گفته او، ترامپ قصد اعزام نیروهای زمینی را ندارد. در نگاه او، سقوط حکومت ایران هدف حداکثری است، اما هدف حداقلی - و واقعی‌تر - این است که ایران در آینده قابل پیش‌بینی توانایی دستیابی به سلاح هسته‌ای نداشته باشد.

نویسنده در پایان می‌گوید بسیاری از تحلیلگران وانمود می‌کنند که اهداف ترامپ مبهم است، اما به باور او این‌گونه نیست. هدف این جنگ بازتولید الگوی مداخله در عراق است؛ اما نه جنگ ۲۰۰۳، بلکه عملیات سال ۱۹۸۱ علیه رآکتور اوسیراک.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy