Wednesday, Apr 22, 2026

صفحه نخست » از میدان جنگ تا صف بلیت کنسرت؛ قدم‌زدن جمعی به‌سوی اردوگاه مرگ

rom.jpgمردم برای اولین کنسرت پس از جنگ صف کشیدند؛ سه اجرای اول پر شد

ایران وایر - بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی که در داخل کشور فعالیت دارد، از استقبال مخاطبان از کنسرت رامین سید امامی، معروف به «کینگ رام» خبر داد و اعلام کرده کلیه بلیط‌های کنسرت او به فروش رفته است.

بهمن بابازاده روز چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ در شبکه ایکس نوشت که «کلیه بلیت‌های سه روز اول کنسرت کینگ رام در ۲۰ دقیقه نخست بلیت‌فروشی به فروش رسیده است». به گفته او، فروش بلیت‌ها از ساعت ۱۲ آغاز شده و تا ساعت ۱۲:۲۰ به پایان رسیده است.

بابازاده این استقبال را «نشانه‌ای مشخص از خستگی و کلافگی مردم و مخاطبان موسیقی» توصیف کرده و افزوده است که این کنسرت برای ۲۰ سانس دیگر تمدید خواهد شد. این اجرا با عنوان «اولین کنسرت بعد از جنگ» معرفی شده است.

کینگ رام نام هنری رامین سیدامامی، خواننده و پادکستر ایرانی است. او فرزند کاووس سیدامامی، فعال محیط زیست و استاد دانشگاه، است که در پرونده فعالان محیط زیست بازداشت شد و در زندان جمهوری اسلامی جان باخت. رامین سیدامامی چند ماه پیش، پس از ۸ سال غیبت به ایران بازگشت.

ریتم موسیقی یا ریتم فراموشی؛ جامعه در حال ترمیم است یا در حال عادت کردن؟

تحلیل خبرنامه گویا - تنها کمی بیش از دو هفته از آتش‌بس گذشته؛ از هزاران کشته دی ماه، تهران هنوز شهریست که زیر سایه سرکوب نفس می‌کشد. در همین فاصله کوتاه: اعدام‌ها ادامه داشته، اینترنت محدود شده، و روایت‌ها مهندسی شده است. با این حال، صف برای «اولین کنسرت بعد از جنگ» در ۲۰ دقیقه تکمیل می‌شود.

آیا این تخلیه روانی است یا عادی‌سازی سرکوب؟ آیا جامعه‌ای که هنوز در شوک است، با پناه بردن به سرگرمی، دارد زخم را درمان می‌کند یا صرفاً آن را می‌پوشاند؟ وقتی فاصله با بحران این‌قدر کوتاه است، این بازگشت چه معنایی دارد؟

در همین دو هفته: نشانه‌ها روشن بوده نظامی‌سازی فضا، لحن‌های اقتدارگرایانه، کنترل روایت، و تبدیل بحران به ابزار انسجام اجباری. حالا برخی در همان جامعه، بدون مکث جدی، به صف بلیت برمی‌گردند، مثل بره‌هایی که آرام و بی‌صدا به‌سوی سلاخ‌خانه هدایت می‌شوند. این فقط خستگی نیست؛ خطرِ عادت است. مردمی که میان شوک و سرگرمی در نوسان‌اند، اگر پرسشگری را تعلیق کنند، دقیقاً همان جایی می‌ایستند که برایشان تعیین شده: منظم، آرام، و قابل پیش‌بینی. پرسش ساده است و بی‌رحم: آیا این بازگشت به زندگی است یا حرکت جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به‌سوی سرنوشتی که از پیش طراحی شده؛ چیزی شبیه قدم‌زدن با پای خود به درون یک اردوگاه مرگ، در حالی‌که مسیر را «عادی» و حتی «لازم» جلوه داده‌اند؟

شاید همین یک جمله برای جمع‌بندی کافی باشد: فرزند مرد بیگناهی که در بازداشت حکومت جان باخت، امروز با مجوز همان ساختار روی صحنه می‌رود.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy