ایندیپندنت فارسی - امیرحسین میراسماعیلی
با گذشت حدود چهار ماه از آغاز انقلاب ملی ایرانیان و اعتراضهای خیابانی دیماه، اکنون برخلاف ظاهر نسبتا آرام خیابانها، آنچه از روایتهای رسیده از شهرهای مختلف ایران برمیآید، نه بازگشت به وضعیت پیشین، بلکه شکلگیری نوعی خشم عمیق، ماندگار و گسترده در دل اقشار مختلف جامعه است؛ خشمی که به گفته بسیاری از مردم، دیگر فروکش نمیکند و نگاه آنها به حکومت مستقر را از اساس، تغییر داده است.
سخنان و روایتهای مخاطبان ایندیپندنت فارسی در تهران، کرج، اصفهان، مشهد و شیراز درباره اوضاع در ایران این برداشت را به دست میدهد که اعتراضهای دیماه صرفا یک رخداد مقطعی نبودند، بلکه به نقطهای تعیینکننده در تغییر ذهنی و روانی جامعه، بهویژه نسل جوان تبدیل شدهاند؛ تغییری که در نحوه صحبت کردن، شوخیها، تحلیلها و حتی تصمیمهای روزمره مردم، بهوضوح دیده میشود.
یک مهندس ساختمان ۳۷ ساله در تهران میگوید: «قبل از دیماه هنوز بعضیها امید داشتند که شاید اوضاع درست، یا حداقل بهتر، بشود. الان دیگر این حرفها را اصلا نمیشنوید. حتی در محیط کار هم آدمها خیلی صریحتر شدهاند. آن ترس قبلی در حرف زدن، عملا از بین رفته. بعد از کشتار تاریخی دیماه دیگر هیچ نقطه مشترکی با حکومت و آدمهایش نداریم. ما فقط انتقام میخواهیم. این خشم عمومی را فقط فروپاشی این رژیم آرام میکند.»
در کرج، یک راننده اسنپ که ۴۰ سال دارد، از تغییر محسوس در فضای گفتگوهای روزمره میگوید: «در سالهای قبلتر، اگر کسی درباره سیاست حرف میزد، همه سعی میکردند بحث را عوض کنند یا خیلی محتاطانه حرف بزنند. ولی الان خیلیها خودشان شروع میکنند، با عصبانیت حرف میزنند و فحش میدهند و فقط برای روز انتقام لحظهشماری میکنند. یک جور خشم جمعی است که دیگر کسی پنهانش نمیکند. چون هرکسی یک عزیزی را در این چند ماه از دست داده.»
مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی
این تغییر تنها به قشر خاصی محدود نیست. در اصفهان، یک معلم ۳۴ ساله میگوید: «دانشآموزها هم خیلی تغییر کردهاند. سوالهایی میپرسند که قبلا نمیپرسیدند. حتی نحوه نگاهشان به آینده هم فرق کرده. قبلا بیشتر درباره درس و کار حرف میزدند، الان درباره شرایط کشور و اینکه چه خواهد شد. مثلا الان که مدتها است کلاسهای حضوری تعطیل شده و همه کلاسها را آنلاین برگزار کنیم، در همین کلاسها هم خیلی راحت مقابل دوربین کتاب دینی یا تصویر خمینی و خامنهای در کتب درسی را پاره میکنند یا هرچی در دلشان است، بر زبان میآورند.»
در مشهد، یک جوان که در سوپرمارکتی در بلوار سجاد مشغول به کار است، میگوید: «مردم زودتر عصبانی میشوند. بحثها تندتر شده. حتی مشتریهایی که همیشه ساکت بودند، الان خیلی راحتتر نظر میدهند. یک جور بیپرواتر شدن در حرف زدنها هست. مثلا تمسخر مجتبی خامنهای دیگر یک سوژه عادی و ساده شده.آن قشر بسیجی و مذهبی و حکومتی هم دیگر اصلا سمت مردم عادی نمیآیند چون میدانند از اول تا آخر فقط فحش میخورند.»
در شیراز، یک دانشجوی ۲۳ ساله به تغییر در فضای اجتماعی اشاره میکند: «نسل ما بعد از دیماه، دیگر مثل قبل نیست. حتی شوخیهایمان هم فرق کرده. خیلی چیزها که قبلا خط قرمز بود، الان نیست.»
در میان نوجوانان نیز نشانههای واضح از همین تغییر دیده میشود. یک نوجوان ۱۷ ساله در تهران میگوید: «وقتی در دو روز ۴۰ هزار نفرمان را میکشند، از چی باید بترسیم؟ مرگ از این زندگی نکبت بهتره. مردم بیپولاند، فقیر شدهاند، نان ندارند. همه میگویند منتظر یک فرصت جدیدند تا دوباره به خیابان بیایند. همه میگویند این نظام یا با جنگ یا با یک تظاهرات بزرگ دیگر فرو میریزد.»
در چنین فضایی، بسیاری از مردم میگویند تحولات بیرونی، بهویژه تصمیمهای اخیر در سطح بینالمللی، بیش از هر زمان دیگری به موضوعی جدی در گفتگوهای روزمره تبدیل شده است. تمدید آتشبس از سوی دونالد ترامپ، در حالی که هنوز چشمانداز روشنی از سرنوشت نهایی این درگیریها وجود ندارد، باعث شده است نگاهها بیش از گذشته به نتیجه این جنگ و پیامدهای آن برای آینده ایران دوخته شود.
به گفته کسانی که با ایندیپندنت فارسی صحبت کردهاند، اکنون بخش قابلتوجهی از جامعه تحولات نظامی و درگیری جمهوری اسلامی با اسرائیل و آمریکا را بهعنوان عاملی تعیینکننده در مسیر تغییرات داخلی و براندازی رژیم ایران دنبال میکند.
در عین حال، به نظر میرسد اکنون برای بسیاری از افراد این باور شکل گرفته که سرنوشت نهایی کشور، بیش از هر چیز به کنش و واکنش خود مردم وابسته است. به گفته آنان، این نگاه بهویژه در میان نسل جوان پررنگتر است؛ نسلی که تجربه مستقیم اعتراضات دیماه را پشت سر گذاشته است و اکنون خود را بخشی از معادله تغییر میداند.
تداوم وضعیت اقتصادی بحرانی، قطع طولانیمدت اینترنت، محاصره دریایی جمهوری اسلامی و حضور پررنگ نیروهای امنیتی در سطح شهرها هم نهتنها از شدت این خشم نکاسته، بلکه آن را به شکلی عمیقتر در لایههای مختلف جامعه تثبیت کرده است. به گفته برخی مردم، این شرایط باعث شده نوعی «انتظار فشرده» در فضای عمومی شکل بگیرد؛ وضعیتی که در آن، نارضایتیها موقتا به سطح نمیآیند، اما در زیر پوست شهرها در حال انباشتاند.
















