منابع مالی تجمعهای شبانه حکومتی از پول فروش نفت تامین میشود و طیف متنوعی از مشاغل و بازیگران را شامل میشود
ایندیپندنت فارسی - در شرایطی که میلیونها نفر در نقاط مختلف ایران، از کلانشهرها گرفته تا روستاهای کوچک، با مشکلات معیشتی حاد مواجه شدهاند، تداوم تجمعات حکومتی در خیابانها این پرسش اساسی را مطرح میکند که هزینه این لشکرکشیهای شبانه از کجا تامین میشود؟
اقتصاد ایران در نتیجه ناکارآمدی، فساد و رانت و تنشآفرینیهای بینالمللی جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته همواره مسیری نزولی طی کرده، به طوری که وضعیت اقتصادی مردم مصداق بارز این مثل عامیانه بوده است که «سال به سال، دریغ از پارسال».
حرکت اقتصاد ایران به سمت پرتگاه، در یک سال اخیر مشخصا بیشتر سرعت گرفت و با شروع جنگ میان جمهوری اسلامی و آمریکا و اسرائیل، به مرز فروپاشی رسید. به طوری که حالا شواهد و گزارشهای میدانی از این حقیقت تلخ پرده برمیدارد که بسیاری از کسبوکارها زمین خوردهاند، مردم توان خرید مایحتاج روزانه خود را ندارند و بیکاری و گرانی بیداد میکند.
در چنین شرایطی، طی دو ماه اخیر تجمع شبانه حامیان رژیم در میدانها و خیابانهای شهرهای مختلف با سازماندهی شبکهای از مداحان، اعضای سپاه پاسداران و بسیج بیوقفه برگزار شده است.
شبکهای گسترده از پولپاشی و رانت
بر مبنای روایتهای میدانی، برخلاف روایت دستگاه تبلیغاتی حکومت، تعداد شرکتکنندگان در این تجمعها در هر منطقه، در قیاس با جمعیت ساکن همان منطقه، بسیار اندک است. با این حال، تداوم برگزاری آنها آشکارا نشان میدهد که با اتکا به یک سازوکار مشخص، پشتیبانی و تامین مالی میشوند.
به عبارت دیگر، شواهد میدانی حاکی از آن است که شبکهای بههمپیوسته در پشت صحنه این تجمعها فعالاند. از تولیدکنندگان انبوه پرچم، بنر و دیگر اقلام تبلیغاتی گرفته تا سازندگان سازههای متحرک و تجهیزات صوتی. به این مجموعه باید هزینههای پذیرایی، حملونقل و جابهجایی شرکتکنندگان را نیز افزود.
در کنار اینها، سهم دستگاههای تبلیغاتی حکومت، از صداوسیما گرفته تا خبرگزاریهای وابسته به نهادهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی که ماموریت تولید محتوای صوتی و تصویری گسترده از این تجمعها را برعهده دارند، نیز قابلتوجه است.
ضمن اینکه گزارشهای غیررسمی مدعیاند که شرکتکنندگان بابت حضور در این تجمعها مبالغی دریافت میکنند.
مجموع این شواهد نشان میدهد حکومت همزمان با اینکه ادعا میکند برای بازسازی خانههای تخریبشده در حملات هوایی پولی ندارد، برای سازماندهی و تداوم برگزاری تجمعهای شبانه هزینههای قابلتوجهی صرف میکند.
در این میان، برای شبکهای از وابستگان حکومت نیز شغل و ممر درآمد ایجاد میشود تا در بحران اقتصادی موجود، در امان باشند و همچنان سوار «قطار انقلاب» باقی بمانند.
این بازار سودآور و تضمینشده که احتمالا منابع مالی آن از پول فروش نفت و از طریق سپاه پاسداران تامین میشود، طیف گستردهای از مشاغل و بازیگران را به کار گرفته است. از جمله بازیگرانی که با پوشش متفاوت و حجاب اختیاری، در این تجمعها حاضر میشوند و مقابل دوربینهای تبلیغاتی میایستند و شعار سر میدهند تا اینگونه القا شود که طیفهای مختلف جامعه حامی حکومتاند.
گروه دیگر هم سخنرانان مذهبی و مداحان سرشناساند که این تجمعها برای آنان کارکردی شبیه برگزاری کنسرت خیابانی دارد و بابت هر ساعت اجرا پاکتهایی حاوی مبالغ نجومی دریافت میکنند.
مجموعه خبرنگاران، تصویربرداران و عکاسان رسانههای حکومتی نیز بابت تولید محتوا از این تجمعها کارانه و حق ماموریت میگیرند.
تولید پرچم و اقلام تبلیغاتی، فراهم کردن تجهیزات لجستیکی و هزینههای پذیرایی نیز به شرکتهای پیمانکاری واگذار میشود که متعلق به اعضای خانواده یا افراد وابسته با اعضای ردهبالای سپاه و بسیجاند.
بررسی قیمتها نشان میدهد که چاپ بنر شهری بسته به ابعاد، طراحی و جنس آن، از یک میلیون تومان تا بیش از ۱۰۰ میلیون تومان متغیر است. وقتی در هر محله دهها بنر نصب میشود، میتوان براورد کرد که هزینه چاپ و نصب این بنرها در سطح کشور، روزانه میلیاردها تومان خواهد بود. همین موضوع درباره پرچم هم که این روزها به شکل انبوه تولید شده است، صدق میکند.
اجاره و استقرار سازههای فلزی قابلحمل و سیستمهای صوتی حرفهای که در این تجمعها استفاده میشود، هم هزینهای معادل برگزاری یک کنسرت بزرگ به بودجه عمومی تحمیل میکند.
منافع مالی وابستگان حکومت در گروه بقای نظام
وال استریت ژورنال فروردینماه در گزارشی، ارتباط معنادار بقای جمهوری اسلامی و حامیانش را بررسی کرد و نوشت که این تداوم لزوما به دلیل مبانی اعتقادی نیست، بلکه بر شبکهای گسترده از منافع اقتصادی استوار است. به این معنا که وفاداری به حکومت با منافع مالی افراد پیوند میخورد. چنین ساختاری باعث میشود درصدی از جامعه احساس کنند فروپاشی حکومت تهدیدی برای منافع اقتصادی آنان است.
این گزارش توضیح میدهد که جمهوری اسلامی از ابتدای شکلگیری، «زیستبومی چندشاخه» ایجاد کرد تا از طریق آن، بیش از نیمی از اقتصاد را در کنترل بگیرد. این سازوکار با اعطای مزایایی مانند پول نقد، فرصتهای شغلی، دسترسی به ارز، وامهای کمسود و طیف متنوعی از امتیازهای دیگر به وابستگان خود پاداش میدهد و در مقابل، از آنها انتظار مشارکت در سرکوب مردم و نمایش وفاداری را دارد، درست مانند آنچه از دیماه گذشته تاکنون شاهد بودهایم.
وابستگان حاکمیت، در سرکوب مرگبار مردم در انقلاب ملی شیر و خورشید مشارکت کردند و طی دو ماه اخیر نیز نمایش خیابانی وفاداری به حاکمیت را به اجرا گذاشتند. اینکه تعداد این افراد در قیاس با جمعیت ایران، بسیار اندک است، برای حاکمیت اصلا اهمیتی ندارد، زیرا در این «جنگ نرم»، ماموریت مهم پررنگ و لعاب نشان دادن مشروعیت جمهوری اسلامی را با موفقیت به عهده گرفتهاند.
نویسنده والاستریت ژورنال با اتکا به نتایج نظرسنجیها، میافزاید که تنها حدود ۲۰درصد از مردم ایران از حکومت حمایت میکنند، اما همینها به دلیل داشتن منافع مشترک اقتصادی، بلوکی منسجمتر از مخالفان، تشکیل دادهاند.
بر اساس این گزارش، در این ساختار سپاه پاسداران نقش محوری دارد. این نهاد با دستکم ۱۲۵هزار نیروی رسمی، علاوه بر ایفای نقش نظامی، بازیگر اقتصادی بزرگی محسوب میشود که در حوزههایی مانند نفت و گاز، ساختوساز و مخابرات فعالیت دارد. شرکتهای وابسته به سپاه پروژههای بزرگی مانند سدسازی، ساختن بزرگراهها، و توسعه میدانهای گازی را هم در اختیار دارند.
همزمان، نیروی بسیج با حدود ۷۰۰هزار عضو بهعنوان بازوی اجتماعی حکومت عمل میکند. اعضای بسیج در دانشگاهها و نهادهای دولتی حضور دارند و در ازای مشارکت در فعالیتهایی مانند کنترل خیابانها، از مزایای اقتصادی و اجتماعی بهرهمند میشوند.
گزارش با ارائه نمونههایی نشان میدهد که این نظام پاداشدهی چگونه عمل میکند. اعضای سپاه میتوانند با دریافت وام، داراییهایی مانند مسکن تهیه کنند و از درآمد آن بهره ببرند. در جریان اعتراضهای مردمی، همین افراد در سرکوب معترضان شرکت میکنند تا موقعیت اقتصادیشان را حفظ کنند.
بخش دیگری از این شبکه را بنیادهای مذهبی تشکیل میدهند که همراه با شرکتهای وابسته به سپاه، بیش از ۵۰ درصد اقتصاد را کنترل میکنند. این نهادها از پرداخت مالیات معافاند و به منابع ارزی و قراردادهای دولتی دسترسی ویژه دارند.
نویسنده در ادامه، به سازوکارهای جذب نیرو اشاره میکند. اینکه پذیرش جوانان وفادار به حکومت برای دانشگاههای برتر در اولویت قرار میگیرد و پس از آن هم به موقعیتهای شغلی پردرآمد در نهادهای وابسته راه مییابند. برخی شرکتهای مرتبط با سپاه حقوقهایی میدهند که تا پنجبرابر رقمی است که شرکتهای عادی پرداخت میکنند. در ضمن اعضای بسیج در این ساختار سریعتر ارتقا میگیرند.
گزارش در پایان مینویسد که این شبکه گسترده از منافع اقتصادی، یکی از اصلیترین موانع در برابر تغییرات سیاسی در ایران است و تا زمانی که این سیستم پابرجا است، افرادی که از آن سود میبرند، انگیزهای برای فاصله گرفتن از حکومت نخواهند داشت.















