Friday, May 8, 2026

صفحه نخست » "موشک بر فراز برج‌ها"، بهرام فرخی

Bahram_Farokhi_2.jpgچرا حمله ایران به ابوظبی می‌تواند پایان توهم "امنیت وارداتی" در خلیج فارس باشد

در خاورمیانه، جغرافیا همیشه از ایدئولوژی قدرتمندتر بوده است. موشک‌ها شاید از آسمان عبور کنند، اما در نهایت این نقشه جغرافیایی است که سرنوشت جنگ‌ها را تعیین می‌کند.

حملات موشکی و پهپادی روزهای اخیر رژیم اسلامی ایران به ابوظبی، و نه صرفاً "امارات متحده عربی" به معنای کلی آن, بیش از آنکه یک پاسخ نظامی باشد، یک پیام ژئوپلیتیکی آشکار بود، پیامی به تمام شیخ‌نشین‌های جنوبی خلیج فارس که عصر "امنیت وارداتی" رو به پایان است.

بخش بزرگی از رسانه‌های جهانی، طبق عادت همیشگی، از "حمله به امارات" سخن گفتند, اما واقعیت سیاسی منطقه پیچیده‌تر از این تیترهای ساده‌سازی‌شده است. امارات متحده عربی یک کشور متمرکز کلاسیک نیست, بلکه اتحادیه‌ای از هفت شیخ‌نشین با منافع، نگرانی‌ها و حتی سیاست خارجی متفاوت است. در این میان، ابوظبی نه‌تنها بزرگترین امیر نشین و پایتخت سیاسی، بلکه مغز امنیتی و نظامی این اتحاد محسوب می‌شود.

در ماه‌های اخیر ، گزارش‌ها و زمزمه‌های فراوانی درباره نقش ابوظبی و اسرائیل در حمایت مالی از بخشی از اپوزیسیون رژیم اسلامی منتشر شد, این اخبار به اندازه کافی در فضای سیاسی منطقه تکرار شدند تا در محاسبات تهران جای بگیرند. همزمان، همکاری‌های امنیتی ابوظبی و اسرائیل نیز وارد مرحله‌ای بی‌سابقه شد, از استقرار سامانه‌های پیشرفته پدافندی اسرائیلی گرفته تا گزارش‌هایی درباره آزمایش سامانه‌های لیزری ضدپهپاد در خاک امارات.
برای تهران، این همکاری صرفاً یک رابطه دفاعی نبود, بلکه آغاز تبدیل سواحل جنوبی خلیج فارس به امتداد جبهه امنیتی اسرائیل تلقی شد. حتی برخی تحلیلگران منطقه‌ای هشدار داده بودند که نزدیکی بیش از حد ابوظبی به تل‌آویو می‌تواند امارات را به اسب تروا اسراییل در خلیج فارس تبدیل کند، کشوری که ورودش به پروژه‌های امنیتی اسرائیل، خطر درگیری‌های فرسایشی و بلندمدت را به سراسر منطقه منتقل خواهد کرد.

رژیم اسلامی پیش از آغاز درگیری‌ها بارها هشدار داده بود. و اخیرا محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین ایران، در یادداشتی برای شبکه خبری الجزیره به‌صراحت نسبت به تبدیل شدن امارات به سکوی فشار علیه ایران هشدار می دهد. این هشدارها در فضای پرتنش منطقه شاید برای بسیاری صرفاً بخشی از جنگ روانی به نظر می‌رسید، اما امروز می‌توان دید که تهران آنها را بخشی از دکترین بازدارندگی خود تعریف کرده بود.

استراتژی ایران اما تنها به حملات موشکی محدود نماند. چند ساعت پس از اعلام "عملیات آزادی" از سوی دونالد ترامپ ،رئیس جمهور آمریکا ،تهران به کشتی‌های مستقر در رأس‌الخیمه هشدار داد منطقه را ترک کنند و سپس اعلام کرد محدوده کنترل دریایی خود در تنگه هرمز را تا جنوب فجیره گسترش داده است. این اقدام عملاً پیامی مستقیم به امارات بود: رژیم اسلامی قصد دارد حتی مسیرهای جایگزین دور زدن تنگه هرمز را نیز تحت فشار قرار دهد. اهمیت این مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم ابوظبی سال‌ها برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز، بر خط لوله حبشان-فجیره تکیه کرده بود تا صادرات نفت خود را از دریای عمان انجام دهد. اکنون تهران نشان داده که در صورت تشدید تقابل، این مسیر نیز می‌تواند وارد معادله بازدارندگی شود, همان‌گونه که حمله به نفتکش کره جنوبی در همان محدوده، پیش‌تر هشداری نمادین برای امنیت انرژی در جنوب خلیج فارس تلقی شده بود.

آنچه اکنون بیش از هر چیز آشکار شده، شکنندگی ساختار امنیتی جنوب خلیج فارس است. کشورهای کوچک عربی حاشیه خلیج فارس، به‌جز عربستان سعودی، فاقد عمق استراتژیک‌اند. اقتصادهای فوق‌العاده ثروتمند اما جغرافیای محدود، آنها را به بازیگرانی تبدیل کرده که در برابر جنگ‌های بلندمدت بسیار شکننده هستند.
چند هفته جنگ کافی بود تا تصویر "جزایر ثبات و رفاه" ترک بردارد، بازارهای مالی متزلزل شوند، سرمایه‌گذاری خارجی کاهش یابد، گردشگری سقوط کند و نگرانی از فرار سرمایه، آینده اقتصادی منطقه را تهدید کند.
این جنگ یک حقیقت تلخ را برای شیخ‌نشین‌ها آشکار کرد: پایگاه‌های آمریکایی الزاماً امنیت تولید نمی‌کنند.

دهه‌هاست که جنوب خلیج فارس میلیاردها دلار برای خرید امنیت هزینه کرده است، از قراردادهای نجومی تسلیحاتی با واشنگتن گرفته تا نزدیکی راهبردی با غرب. اما در نخستین رویارویی مستقیم منطقه‌ای، روشن شد که حتی حضور گسترده آمریکا نیز نمی‌تواند فضای این کشورها را به‌طور کامل امن کند.

واقعیت حتی فراتر از این است. اگر ایالات متحده با آن حجم از قدرت نظامی و اطلاعاتی نتوانسته امنیت مطلق برای متحدانش ایجاد کند، این پرسش اکنون به‌طور جدی مطرح است که آیا اسرائیل اساساً قادر به ارائه چنین امنیتی خواهد بود؟
اسرائیل می‌تواند فناوری بدهد، سامانه دفاعی بفروشد و اطلاعات امنیتی منتقل کند، اما نمی‌تواند جغرافیا را تغییر دهد.
ایران همچنان قدرت اصلی شمال خلیج فارس باقی خواهد ماند، کشوری با جمعیت، وسعت، عمق استراتژیک، تمدنی تاریخی و ظرفیت نظامی که هیچ‌یک از شیخ‌نشین‌های کوچک جنوبی توان نادیده گرفتن آن را ندارند.

مشکل اصلی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. ورود اسرائیل به معادلات امنیتی خلیج فارس، از نگاه تهران صرفاً یک همکاری سیاسی نیست، بلکه استقرار یک دشمن راهبردی در چند کیلومتری مرزهای ایران است. این مسئله، خلیج فارس را از یک پهنه اقتصادی به یک خط تماس دائمی امنیتی تبدیل می‌کند.
آن هم در شرایطی که روابط تهران و ابوظبی پیشاپیش بر سر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک با تنش تاریخی همراه بوده است. اضافه شدن اسرائیل به این معادله، نه‌تنها بحران را حل نمی‌کند، بلکه احتمال تبدیل تنش‌های مزمن به برخوردهای مستقیم را افزایش می‌دهد.

شاید بزرگ‌ترین درس این جنگ برای کشورهای عربی خلیج فارس همین باشد که امنیت منطقه را نمی‌توان از بیرون وارد کرد. نه آمریکا، نه اسرائیل و نه هیچ قدرت فرامنطقه‌ای قادر نیستند ثبات پایدار برای منطقه‌ای بسازند که بازیگران اصلی آن علیه یکدیگر تعریف شده‌اند. امنیت واقعی تنها زمانی شکل می‌گیرد که کشورهای ساحلی خلیج فارس به این درک برسند که سرنوشت‌شان به یکدیگر گره خورده است.

این مسئله هشداری جدی برای نیروهای اپوزیسیون، چه در داخل و چه در خارج از ایران، نیز هست، برای آنان که در سودای دستیابی به قدرت سیاسی‌اند و نباید این واقعیت را هرگز از یاد ببرند.
چه رژیم اسلامی بر سر کار باشد و چه روزی دولتی دموکراتیک در ایران شکل بگیرد، یک اصل ژئوپلیتیکی همواره پابرجا خواهد ماند: ایران کشوری حذف‌شدنی نیست.

پیمان منطقه‌ای، فرصتی برای بازسازی روابط در خلیج فارس

به همین دلیل در سال‌های اخیر بارها در مقالاتی به این مسئله اشاره کرده ام که، آینده خلیج فارس نه در مسابقه تسلیحاتی، بلکه در گفت‌وگوی منطقه‌ای رقم خواهد خورد. امنیت تنگه هرمز، آزادی کشتیرانی، صادرات انرژی و ثبات اقتصادی منطقه تنها از مسیر یک پیمان همکاری منطقه‌ای میان تمامی کشورهای ساحلی خلیج فارس امکان‌پذیر است، پیمانی که منافع مشترک را جایگزین اتحادهای موقت امنیتی کند.
در غیر این صورت، برج‌های درخشان دوبی و ابوظبی شاید همچنان در شب بدرخشند، اما سایه جنگ برای سال‌ها بر آب‌های خلیج فارس باقی خواهد ماند.
و شاید موشک‌هایی که این روزها بر فراز آسمان ابوظبی دیده شدند، بیش از آنکه آغاز یک جنگ باشند، پایان یک توهم بودند، توهم اینکه امنیت را می‌توان خرید.


Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy