خبرنامه گویا - این یادداشت از سوی یدالله کریمیپور، تحلیلگر ساکن ایران، در کانال تلگرام او منتشر شده است؛ متنی که از منظر امنیت انرژی و ژئوپولیتیک، به احتمال شکلگیری یک ائتلاف بینالمللی برای بازگشایی تنگه هرمز میپردازد. نکته قابل توجه در این مقاله، لحن آن است؛ متنی که با وجود استفاده از ادبیات نزدیک به نظم بینالمللی و حقوق دریاها، در عین حال رژیم ایران را در مرکز یک تقابل جهانی تصویر میکند، بیآنکه مستقیماً وارد نقد ساختار جمهوری اسلامی شود. همین ویژگی، مقاله را به نمونهای قابل تأمل از تحلیلهای ژئوپولیتیک منتشرشده از داخل ایران تبدیل کرده است.
ائتلاف جهانی علیه ایران
دالله کریمی پور
جامعه جهانی به این جمعبندی استراتژیک رسیده است که بسته ماندن درازمدت تنگه هرمز، هزینهای غیرقابل تحمل بر اقتصاد بینالملل تحمیل میکند. در همین راستا، ائتلافی با محوریت قدرتهای اروپایی در حال شکلگیری است که هدف عملیاتی آن بازگشایی این آبراه بر پایه معاهدات بینالمللی، بهویژه کنوانسیون حقوق دریاها، به محض فراهم شدن کمترین شرایط میدانی یا دیپلماتیک است.
در همین راستا، بریتانیا با اعزام ناوشکن اچاماس دراگون و فرانسه با استقرار ناو هواپیمابر شارل دوگل به همراه گروه ضربتش در شمال دریای سرخ، آرایش نظامی لازم برای حضور پیشرو در منطقه را ایجاد کردهاند. این حرکت از این دیدگاه، گامی اجرایی برای مدیریت بحرانی است که امنیت انرژی و زنجیره تأمین کالاهای اساسی شامل نفت، گاز و محصولات پتروشیمی را نشانه رفته است.
تاکنون بیش از ۵۰ کشور آمادگی خود را برای همکاری یا حمایت از این ابتکار عمل اعلام کردهاند:
فرانسه و بریتانیا (رهبری عملیاتی)، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا، بلژیک، یونان، نروژ و دانمارک از قاره اروپا. در کنار آنها، قدرتهای اقتصادی آسیایی نظیر ژاپن و کره جنوبی و همچنین تعدادی از کشورهای حوزه خلیج فارس، از جمله امارات متحده عربی و بحرین، در سطوح مختلف سیاسی و لجستیکی از این حرکت پشتیبانی میکنند.
تحلیل ماهیت و پیامدهای ائتلاف
ماموریت تعریفشده برای این نیروها در لایه نخست، ماهیتی دفاعی و پلیسگونه دارد. هدف رسمی، تأمین امنیت کشتیرانی، مینروبی و اسکورت نفتکشهاست تا ریسکهای بیمهای و امنیتی برای تجارت جهانی کاهش یابد. با این حال، نباید از لایه دوم این واقعیت غافل شد که عملیاتی کردن بازگشایی تنگه، به معنای خنثیسازی مستقیم موانع فیزیکی و نظامی است که در مسیر عبور و مرور ایجاد شدهاند.
نتیجه
شکلگیری این ائتلاف به رهبری اروپا، تغییری بنیادین در موازنه قوای منطقهای ایجاد کرده است. پیام اصلی این حرکت به طرفهای درگیر و بهویژه ایران، این است که امنیت تنگه هرمز دیگر یک موضوع منطقهای یا صرفاً تقابلی میان تهران و واشینگتن نیست، بلکه به یک خط قرمز جهانی تبدیل شده است. این ائتلاف در حقیقت یک اولتیماتوم نظامی در پوشش دیپلماسی است؛ پیامی مبنی بر اینکه اگر مسیرهای دیپلماتیک برای بازگشایی آبراه به نتیجه نرسد، جامعه جهانی آمادگی دارد تا با استفاده از بازوی نظامی، نظم بینالمللی را در این گذرگاه استراتژیک احیا کند. این وضعیت، پتانسیل تبدیل شدن به یک برخورد نظامی مستقیم را به شدت افزایش داده و منطقه را در آستانه یک بازآرایی امنیتی بزرگ قرار داده است.

سه گزینه دشوار ترامپ
















