Sunday, May 10, 2026

صفحه نخست » جنگ جهانی دوم و سقوط پاریس، نادر دولتشاهی

dolatshahi.jpg(بخش سوم)

پس از آنکه لهستان در زیر چکمه‌های سربازان آلمانی و ارتش سرخ شوروی از روی نقشه محو شد، سکوتی مرگبار بر اروپا حاکم گشت. این دوره که مورخان به آن جنگ مضحک می‌گویند، در واقع آرامشِ قبل از توفان بود. در حالی که فرانسه و بریتانیا رسماً در حالت جنگ بودند، اما ماه‌ها هیچ درگیری جدی رخ نداد. فرانسوی‌ها با غروری بی‌‌پایان به شاهکارِ مهندسی نظامی خود تکیه کرده بودند که با هزینه‌ای نجومی ساخته شده بود. این دژِ عظیم در زیر زمین، مجهز به مدرن‌ترین امکاناتِ زمانِ خود از تهویه مطبوع تا سینما و بیمارستان بود و سربازان فرانسوی در رفاهی نسبی در دلِ زمین منتظر بودند تا آلمانی‌ها به این سد نفوذناپذیر حمله کنند و در خونِ خود غوطه‌ور شوند. آن‌ها تصور می‌کردند که جنگ جهانی دوم، تکرارِ خسته و فرسایشیِ جنگ اول خواهد بود، اما هیتلر نقشه‌ای دیگر در سر داشت.

Firstpic.jpg
در بهار ۱۹۴۰، هیتلر بار دیگر با یک قمارِ جنون‌آمیز، تمامِ محاسباتِ کلاسیکِ نظامی را در هم شکست. او به سراغِ نقطه‌ای رفت که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد یعنی جنگل‌های کوهستانی آردن. این منطقه پوشیده از درختانِ انبوه و صخره‌های تند بود که فرماندهانِ متحدین آن را غیرقابل عبور برای وسایل نقلیه سنگین نامیده بودند. اما لشکرِ زرهی آلمان تحت رهبریِ ژنرال‌های جسوری چون رومل، با سرعتی باورنکردنی از دلِ این جنگل‌ها بیرون آمدند و مانند خنجری سمی، خطوطِ تدارکاتیِ متحدین را قطع کردند. لشکر هفتم زرهیِ رومل به قدری سریع حرکت می‌کرد که حتی ستادِ فرماندهیِ خودِ آلمان هم نمی‌دانست آن‌ها دقیقاً کجا هستند و به همین دلیل به آن‌ها لقب لشکر ارواح داده بودند.

آن‌ها در عرض چند روز، تمامِ ارتشِ فرانسه و بریتانیا را در بندر کوچک دانکرک محاصره کردند. دانکرک، بندر کوچک و استراتژیکی در شمالی‌ترین نقطه فرانسه و در ساحل دریای مانش است که تنها ده کیلومتر با مرز بلژیک فاصله دارد. این شهر به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش، نزدیک‌ترین نقطه در خاک فرانسه به سواحل بریتانیا محسوب می‌شد و حالا برای صدها هزار سربازِ محاصره‌شده، تنها راهِ گریز از چنگال آلمانی‌ها و رسیدن به خاکِ امن بریتانیا بود.

در این میان ۴۰۰ هزار سرباز درمیان لشکر تانک‌های آلمانی و امواجِ سردِ دریا به دام افتادند. در ساحلِ دانکرک فاجعه‌ای انسانی در جریان بود و اسکله‌های بندر توسط هواپیماهای آلمانی به کلی ویران شده بود. سربازانِ خسته مجبور بودند برای نجات یافتن، ساعت‌ها تا گردن در آب‌های سرد دریا ایستاده و منتظرِ معجزه‌ای باشند که شاید هرگز رخ ندهد.

در لندن، چرچیل خود را برای اعلامِ خبرِ تلخِ نابودی کامل ارتش بریتانیا آماده کرده بود اما در این میان، یکی از معماهای بزرگ تاریخ رقم خورد و هیتلر به تانک‌هایش دستور توقف داد.

Secondpic.jpg

"هرمان گورینگ" که فرمانده نیروی هوایی آلمان و نفر دوم حزب نازی بود، با غروری بی‌حد به هیتلر اطمینان داده بود که خلبانان او به تنهایی می‌توانند ارتش محاصره‌شده را در سواحل دانکرک نابود کنند. هر چه بود این توقفِ کوتاه تانک‌ها فرصتی حیاتی شد برای آغاز عملیات دینامو - که نامش را از اتاق دینام ژنراتورهای برق درآلمان گرفته بود - یعنی همان جایی که نقشه‌ی این نجاتِ غیرممکن طراحی شد. چرچیل فراخوانی اضطراری صادر کرد و از تمامِ شهروندانی که صاحبِ هر نوع شناوری بودند خواست تا به کمکِ سربازان بشتابند.

بیش از ۸۰۰ قایق خصوصی از کشتی‌های بزرگِ تجاری گرفته تا قایق‌های کوچکِ ماهیگیری و قایق‌های تفریحی بادبانی راهیِ آب‌های خطرناک شدند. ملوانانِ غیرنظامی و پیرمردهایی که دیگر توانِ رزم نداشتند در کنار نوجوانانی که آرزوی قهرمانی در سر داشتند، قایق‌های خود را زیر بمبارانِ شدید به ساحلِ کم‌عمق می‌زدند و سربازان را سوار می‌کردند تا به کشتی‌های بزرگتر برسانند. در پایانِ این عملیاتِ نفس گیر ۹ روزه، در حالی که تمام دنیا انتظارِ نجاتِ حداکثر ۴۰ هزار نفر را داشتند، ۳۳۸ هزار سرباز به شکلی معجزه‌آسا نجات یافتند و به سلامت به خانه بازگشتند. هرچند بریتانیا ارتشِ خود را در دانکرک نجات داد، اما قلبِ اروپا یعنی فرانسه دیگر تابِ ایستادگی نداشت.

در ۱۴ ژوئن ۱۹۴۰، ارتشِ نازی پیروزمندانه و بدونِ شلیکِ حتی یک گلوله وارد پاریس شد. هیتلر برای تحقیرِ نهایی فرانسه دستور داد واگنِ تاریخیِ قطاری را که آلمانی‌ها در سال ۱۹۱۸ در آن تسلیم شده بودند از موزه بیرون بیاورند و به همان جنگلِ کمپین بازگردانند تا در همان واگن، شاهدِ امضای قراردادِ تسلیمِ فرانسوی‌ها باشد.

با سقوط پاریس، بریتانیا در اروپا تنها ماند و هیتلر که حالا تمامِ قاره اروپا را در مشت خود داشت از بالای صخره‌های ساحلی فرانسه به سوی بریتانیا چشم دوخته بود. او تصور می‌کرد که چرچیل به زودی زانو خواهد زد، اما نمی‌دانست که حماسه ایستادگی در بندر دانکرک روحیه بریتانیایی‌ها را به فولادی سخت تبدیل کرده است....نبردِ فرانسه به پایان رسیده بود اما نبردِ برای بقای جهان تازه داشت وارد فازِ خونین‌تری می‌شد.

در این میان سرنوشت "هرمان گورینگ" بسیار عبرت‌آموز بود؛ همان مردی که با تکبر و خودخواهی‌اش بزرگترین اشتباهِ استراتژیک رایش سوم را رقم زد. او هیتلر را متقاعد کرد تا فرمان توقف تانک‌های زرهی را صادر کند، چرا که تصور می‌کرد نیروی هوایی‌اش به تنهایی می‌تواند ارتش محاصره‌شده را نابود کند. او می‌خواست تمام افتخار این پیروزی را به نام خود ثبت کند، اما همین وقفه، به بریتانیایی‌ها فرصت داد تا ارتش خود را از نابودی حتمی نجات دهند؛ اشتباهی که مسیر تاریخ را عوض کرد. او سال‌ها بعد در دادگاه نورنبرگ به اعدام محکوم شد، اما حاضر نشد تحقیرِ نهایی را بالای چوبه‌ی دار حس کند و تنها چند ساعت پیش از اجرای حکم، با خوردن کپسول سیانور به زندگی خود پایان داد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy