گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
در همين زمينه
1 اردیبهشت» اشد مجازات برای هیأت مديره سنديکای کارگران هفتتپه، گفتگوی اردوان روزبه با محمد اوليايیفر، وکيل کارگران هفت تپه، راديو زمانه31 فروردین» ۱۲ کارگر معدن در حادثه زرند کشته شدند، کارفرمای شرکت معدنی دلتا هزار زرند بازداشت شد، ايلنا 31 فروردین» پرونده افزايش دستمزد کارگران به ديوان عدالت اداری رفت، مهر 29 فروردین» دستگيری نزديک به ٩٠ تن از اعضای کميته هماهنگی کارگران ايران، جلوگيری از ايجاد تشکل مرکزی کارگران، راديو بين المللی فرانسه 26 فروردین» کارگران هفت تپه به يک سال حبس محکوم شدند، مجموعه فعالان حقوق بشر
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! قانون کار در ايران؛ قانونی که هيچ کس از آن راضی نيست، بهزاد کشميریپور، دويچه ولهبه اعتقاد حقوقدانان قانون وقتی موثر است که از طرفی نياز واقعی به آن در جامعه وجود داشته باشد، از طرف ديگر فراگير و قابل اجرا باشد. آيا قانون کار جمهوری اسلامی قابليت و ضمانت اجرايی کارآمدی دارد؟ آيا اين قانون به بهبود شرايط و وضعيت کارگران انجاميده، اشتغال پايدار را تقويت و شعارهای خود را متحقق کرده؟ آيا بخشهای مختلف قانون کار، با يکديگر و با ديگر قوانين کشور در تناقض نيست؟ در قانون مدنیای که حدود هشتاد سال پيش به تصويب رسيد، برای نخستين بار در دو ماده به کارگران اشاره شد. ۶۰ سال پيش نيز، دو سال پس از تشکيل وزارت کار، اولين قانون کار ايران تصويب شد که شامل ۲۱ ماده و ۱۵ تبصره بود. دومين قانون کار که ۶۰ ماده داشت در سال ۱۳۳۷ به تصويب مجلس رسيد و تا ۱۳۶۹ کمابيش بر روابط کار حاکم بود. نخستين قانون کار جمهوری اسلامی در بيست سالی که از تدوين آن میگذرد، تغيير چندانی نکرده، اما بحث در مورد نقش و جايگاه اين قانون و ضرورت تجديد نظر اساسی در آن از روز اول شروع شد و هنوز ادامه دارد. تناقض قانون با واقعيت اصل ۴۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی مسئولان را موظف میکند، برنامه اقتصادی کشور را به گونهای تنظيم کنند تا «شکل و محتوا و ساعت کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سياسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزايش مهارت و ابتکار داشته باشد.» ماده ۵۱ قانون کار ظاهرا در تبعيت از اين اصل قانون اساسی مقرر میکند که «ساعات کار کارگران در شبانه روز نبايد از ۸ ساعت تجاوز نمايد.» ماده ۵۲ حتا برای کارهايی که «سخت و زيان آور و زيرزمينی» خوانده میشوند، ۶ ساعت در روز را بيشتر مجاز نمیداند. قانون کار حداکثر ساعت کار در هفته را برای شغلهای معمولی ۴۴ ساعت و برای کارهای سخت ۳۶ ساعت تعيين کرده است. به رغم اين، همه میدانند و هر روز میبينند هيچ کارگری با اين مقدار کار قادر به تامين ابتدايیترين نيازهای خود و خانوادهاش نيست. مسئولان نيز با اين واقعيت بهخوبی آشنايند و به آن اعتراف میکنند. حداقل حقوقی که رسما برای کارگران در سال ۸۸ مشخص شده، بسيار کمتر از ميزانی است که وزارتخانههای دولت به عنوان حد فقر مطلق اعلام میکنند. روزنامه سرمايه، ۲۱ اسفند ۸۷ از قول محمد جهرمی وزير کار و امور اجتماعی نوشت «در اين زمينه يک پارادوکس وجود دارد و آن اين است که از يک سو اين حداقل دستمزد کفاف زندگی کارگران به خصوص در شهرهای بزرگ را نمیدهد و از سوی ديگر با افزايش حقوق کارگران، پايداری بنگاههای اقتصادی کم میشود و بيکاری افزايش میيابد.» ماده ۴۱ قانون کار، تعيين حداقل دستمزد کارگران را به شورای عالی کار واگذار کرده که از نمايندگان کارفرمايان، کارگران و وزارت کار تشکيل میشود. حداقل دستمزدی که اين شورا اواخر بهمن ماه ۸۷ برای سال جاری تعيين کرد، هنوز با مخالفت نمايندگان تشکلهای کارگری روبرو است. اما آنچه کارگران طلب میکنند نيز کفاف مخارج آنها را نمیدهد. قانون کار برای تعيين حداقل دستمزد، در نظر گرفتن دو شرط را ضروری میداند. شرط نخست توجه به ميزان تورم بر اساس اعلام بانک مرکزی است. آمار رسمی اين بانک ميانگين تورم در سال ۸۷ را ۲۵/۴ درصد اعلام کرد که مبنای محاسبه ۲۷۴ هزار و ۵۰۰ تومان به عنوان حداقل دستمزد کارگران در سال جاری شد. محمود بهمنی، مدير کل بانک مرکزی، در نامهای به وزير کار مدعی شد که تورم رو به کاهش است و افزايش ۲۵ درصد دستمزدها به اخراج تعداد زيادی از کارگران میانجامد. اين پيشبينی باعث تجديد نظر در افزايش حداقل دستمزد و کاهش آن به ۲۶۳ هزار و ۵۲۰ تومان در ماه شد. وزير کار، ۲۶ فروردين ماه برای چندمين بار در دو ماه گذشته تاکيد کرد: «تجديدنظر در مصوبه شورای عالی کار در جهت حفظ اشتغال موجود و رفع مشکلات برخی واحدهای توليدی بود.» به گزارش خبرگزاری ايلنا يکی از فعالان سنديکای کارگران هفت تپه گفته است «روند افزايش مزد کارگران در قياس با روند افزايش هزينههای زندگی آنقدر محدود است که کارگران حتی در نقاط ارزانقيمت بعيد است بتوانند با اضافه کاری يا کار دوم و سوم از عهده مخارج زندگی برآيند.» در قانون کار تامين مخارج زندگی، شرط دوم تعيين ميزان حداقل دستمزد ذکر شده. تبصره دوم ماده ۴۱ اين قانون میگويد: «حداقل مزد بدون آنکه مشخصات جسمی و روحی کارگران و ويژگیهای کار محول شده را مورد توجه قرار دهد، بايد به اندازهای باشد تا زندگی يک خانواده، که تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمی اعلام میشود را تامين نمايد.» اين تبصره در عمل مانند اصل ۴۳ قانون اساسی رعايت نمیشود. تعيين ميزان پولی که هر خانواده نياز دارد، مستلزم مشخص شدن خط فقر است. وزارت رفاه و تامين اجتماعی که مسئول اعلام خط فقر است، از زمان روی کار آمدن دولت نهم از اين کار امتناع میکند. منابع غير رسمی با توجه به اطلاعات مرکز آمار و بانک مرکزی جمهوری اسلامی براورد میکنند که در تهران هر خانواده بايد حدود ۸۰۰ هزار تومان در ماه داشته باشد تا از خط فقر بگذرد. وزارت رفاه اين رقم را اغراقآميز میداند. با اين همه حتا اگر داشتن نيمی از رقم ياد شده را شرط عبور از خط فقر حساب کنيم، حداقل حقوق کارگران بايد بيش از پنجاه درصد از ميزان تعيين شده بيشتر باشد تا خانوادهشان از فقر مطلق رهايی يابد. قانون کار جمهوری اسلامی دو دهه پس از تصويب شدن، همچنان از فراهم کردن شرايطی که در آن پيشبينی شده عاجز است. اين قانون از همه سو مورد اعتراض است و مهمتر اين که اکثريت کارگران ايران اصلا شامل اين قانون نيستند. کارفرمايان قانون کار را دست و پاگير و غير منطقی ارزيابی میکنند و ترجيح میدهند، کارگران قرادادی و روز مزد را به استخدام درآورند که از سوی قانون حمايت نمیشوند. يکی از اعضای شورای عالی کار مدعی است، ۸۰ درصد کارگران قراردادی هستند و از مزايای قانونی بیبهرهاند. آبان ماه سال ۸۷ نمايندهی کارگران و کارفرمايان ايران در بيانيهی مشترکی که در نود و پنجمين نشست سازمان جهانی کار قرائت شد، تاکيد میکنند «تنها هنر قانون کار آن بوده که فضائی را ايجاد نمايد تا دولت از زير بار مسئوليتهای مطرح در قانون اساسی شانه خالی کند.» در اين بيانيه آمده است «قانون کار به محض ابلاغ موجب شد که کشور با بزرگترين ريزش کارگری زمان خود مواجه گردد ولی تا اين تاريخ هيچ کس آماری از ريزش کارگری در اسفند ۶۹ را ارائه نداده است تا شعار مترقی بودن اين قانون تحت تاثير واقعيات قرار نگيرد.» اين نمايندگان معتقدند که قانون کار هيچگاه نتوانسته است، نرخ عادلانهای برای دستمزد کارگران تعيين کنند تا آنها مجبور نباشند برای تامين حداقل معاش به کار در شيفتهای اضافه مشغول کار شوند. بيانيه تصريح دارد، قانون کار در دو دههی گذشته نه به ارتقای امنيت شغلی و بهبود وضعيت کارگران انجاميده، نه در خدمت توليد و توسعهی پايدار بوده است. دولتهای هر دو جناح اصلاحطلب و اصولگرا نيز قانون فعلی را کارآمد نمیدانند و به دلايل و انگيزههای مختلف درصدد تغيير بخشیهايی از آن بوده و هستند. به اعتقاد کارفرمايان افزايش دستمزد متناسب با تورم و نيازهای حداقل يک خانواده، گرچه حق کارگران است، تنها در صورتی امکانپذير خواهد بود که ديگر سياستهای دولت نيز از توليد داخلی حمايت کند. افزون بر اين وضعيت اقتصادی کشور و تنگناهای توليد کارفرمايان را به سوی اخراج کارگران، توقف توليد و سرمايهگذاری در کارهای غيرمولد سوق میدهد. واردات بیرويه، تورم و سياستهای غلط اقتصادی از دلايل لطمه خوردن توليد داخلی و از ميان رفتن امنيت شغلی کارگران شده است. مدير کل بانک مرکزی، ۲۳ فروردين، در نخستين نشست مطبوعاتی خود در سال ۸۸ میگويد: «تعدادی از کارخانهدارها و کارفرمايان نزد ما آمدند و اعلام کردند اگر اقدام به افزايش هزينهها شود، ما نيز ۵۰ درصد نيروهای خود را اخراج میکنيم.» سال گذشته افزايش حداقل دستمزد کارگران موجی از اخراجها را در پی داشت. وزير کار اعتراف میکند که برخلاف شعارهای دولت ميزان بيکاری در زمستان ۸۷ به نسبت فصل مشابه سال ۸۶، شش دهم درصد افزايش يافته است. به گفتهی جهرمی اين ميزان به دوازده و نيم درصد رسيد. سازمان جهانی کار در تازهترين گزارش خود بر ضرورت شکل گيری «گفتوگوی اجتماعی» ميان کارگران، کارفرمان و دولت تاکيد دارد. به نظر اين سازمان نحوهی اداره کشورها و نظامهای غيردموکراتيک از موانع اصلی توفيق گفتگوهای اجتماعی است. سازمان جهانی کار وجود سنديکاهای مستقل و کارآمد کارگری در بخشهای مختلف از جمله کارگاههای کوچک و بخش دولتی را از پيش فرضهای مهم بهبود مناسبات کار در هر کشور میداند. در جمهوری اسلامی کارفرمای بخش بزرگی از کارگران دائمی، دولت است که برای اعمال نظارت همه جانبه و کنترل آنها رغبت چندانی به فعاليت تشکلهای مستقل ندارد. کارگران از اين وضعيت همانقدر ناراضی هستند که کارفرمايان. اواخر سال ۸۶ چالشهای دولت با کانون عالی انجمنهای صنفی کارفرمايی به انحلال اين کانون و تشکيل پروندهای عليه ايران در سازمان جهانی کار انجاميد. نمايندگان کارگران و کارفرمايان در بيانيه ابان ۸۷ خود میگويند قانون کار فعلی نتوانسته «زمينه ايجاد، توسعه و پايداری تشکلهای راستين و فراگير کارگری و کارفرمائی را طبق استاندارهای جهانی محقق نمايد.» فصل ششم از قانون کار جمهوری اسلامی به تشکلهای کارگری و کارفرمايی اختصاص دارد. کارشناسان مسائل کارگری انتقادهای فراوانی به مواد اين فصل دارند و معتقدند، با اين قانون تشکيل تشکلهای واقعا مستقل امکانپذير نيست. برابر ماده ۱۳۱ تنها کارگرانی میتوانند انجمن صنفی تشکيل دهند که شامل قانون کار باشند. تبصره ۴ اين ماده مقرر کرده «کارگران يک واحد، فقط میتوانند يکی از سه مورد شورای اسلامی کار، انجمن صنفی يا نماينده کارگران را داشته باشند.» در ماده ۱۳۰ هدف از تاسيس انجمنهای اسلامی «تبليغ و گسترش فرهنگ اسلامی و دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی» تعريف شده است. مطابق تبصره دوم ماده ۱۳۰ «آئين نامه چگونگی تشکيل، حدود وظايف و اختيارات و نحوه عملکرد انجمنهای اسلامی موضوع اين ماده بايد توسط وزارتهای کشور، کار و امور اجتماعی و سازمان تبليغات اسلامی تهيه و به تصويب هيات وزيران برسد.» به اعتقاد فعالان کارگری با توجه به هدفهای مشخص شده برای اين تشکلها و دخالت نهادهای دولتی در تمام جنبههای فعاليت آنها، چنين تشکلهايی نمیتوانند، نماينده واقعی کارگران باشند. وضعيت تشکلهای کارگری از نظر سازمان جهانی کار از نقصهای اصلی قانون در جمهوری اسلامی است. اين قوانين يکی از موانع پيوستن ايران به سازمان تجارت جهانی به شمار میرود.
بخش بزرگی از شاغلان ايران در بخش کشاورزی و کارگاههای کوچک مشغول به کار هستند. مطابق اطلاعات مرکز آمار ايران از نتايج سرشماری سال ۱۳۸۵، در برابر بيش از ۴ ميليون و ۷۰۰ هزار نفری که در بخشهای حمل و نقل، عمده فروشی و خرده فروشی شاغلاند، تعداد کل افرادی که در بخش صنعت و ساخت مشغول به کار هستند به ۳ ميليون و ۵۰۰ هزار نفر نمیرسند. بنا بر ماده ۱۹۱ قانون کار «کارگاههای کوچک کمتر از ده نفر را میتوان بر حسب مصلحت موقتا" از شمول بعضی از مقررات اين قانون مستثنی نمود.» بسياری از کارگاههای کوچک مانند فروشگاهها يا غذافروشیها به شيوه سنتی اداره میشوند و در آنها حداکثر ساعت کار مجاز و پرداخت حداقل مزد رعايت نمیشود. فعاليتهای توليدی کم رونق است و محصولات داخلی حتا با استفاده از يارانههای نفتی قادر به رقابت در بازار جهانی نيستند. کارشناسان اقتصادی معتقدند، سياستهای دولت کمک موثری به توليد داخلی نمیکند و واردات بیرويه امکان رقابت را از بنگاههای توليدی سلب کرده است. در چنين شرايطی مشکلات کارگران بخشی از مشکل اقتصادی جامعه است که حتا اصلاح قانون کار نيز تاثير محسوسی در رفع آن نخواهد داشت. به رغم اين، فعالان کارگری اعتقاد دارند دفاع از حقوق کارگران تنها با وجود تشکلهای واقعا مستقل امکانپذير خواهد بود و بسياری از تشکلهای کارگری که در حال حاضر به رسميت شناخته شدهاند، زير نفوذ جناحهای اصلی حکومت هستند. نويسنده: بهزاد کشميریپور Copyright: gooya.com 2016
|
||||||