شنبه 13 تیر 1388   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

روحانيت عليه روحانيت! ناصر مستشار

در روزهای اخيری بخش هائی از روحانيت در برابر يک وديگر صف آرائی کرده اند.روحانيتی که تلاش می کند تا اسلام را با عصر و زمانه کنونی وفق دهد اما بخش های سنتی و ارتجاعی روحانيت در برابر حرکت آنها با تمام قوام ايستادگی می نمايند!تاريخ روحانيت انباشته از تضادهای فکری وگرايش های گوناگون در برداشت از اسلام بوده است.در تاريخ ۱۷۹۰ ميلادی جنگ هائی که بين جناح مختلف "اخباريون با اصوليون" در ميان روحانيون در گرفت ،عاقبت به پيروزی اصوليون منجر گرديد.جنبش شيخيه که بعدها بابيه از دل آن بيرون آمد بخشی از تاريخ روحانيت است.آيت الله شفتی ميرفندرسکی در اصفهان در عصر قاجار سپاهی از لوطيان تشکيل داده بود که از سپاه رسمی ايران بيشتر نفرات داشت و بالغ بر شصت هزار تن می شد!اما با همه اين حال در بين بخشی از روشنفکران همچنان تئوری روحانيت مترقی و ارتجاعی از جايگاه دائمی در تحليل های آنها نهفته است.



تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 


در حکومت اسلامی تا کنون بخشی از روحانيون نيز مشمول تصفيه حساب ها ئی به شيوه اعدام و زندان شده اند.آيت الله منتظری ساليان دراز در حصر خانگی برده است و هم اکنون آيت الله بروجردی در زندان بسر می برد.آيت الله شريعتمداری با طرح ريزی توطئه از ميان برداشته شد.اينک بخشی از روحانيون پرچم دار اصلاح طلبی و مبارزه با خکومت جابرانه ولی فقيه شده اند.رفسنجانی در نامه اخير خود به سيد علی خامنه ائی هشدار داده بود ،اگر جلوی سرکوب ها و توهين ها و دست درازی به آرای مردم گرفته نشود ـ آتشفشان خواهد که همين شد.روحانيتی که جانبدار منافع مردم بوده است هنوز در ميان بخشی از مردم پا يگاه دارد و بسياری از نيروهای سياسی در زير حمايت شليک های توپخانه روحانيون دست به حرکت های سياسی می زنند. در فقدان رشد نيروهای سياسی سکولار ولائيک در ميان مردم همچنان مراجعه نيروهای سياسی به قم و کسب تکليف از روحانيون مخالف زورمداری ، ديگردر ايران به يک سنت جا افتاده تبديل شده است. روحانيون لااقل از عصر قاجار بطور مستقيم در سياست های اصلی و سرنوشت ساز مردم ايران يا مثبت و يا منفی ، چه در انقلاب مشروطيت و نهضت ملی شدن نفت و انقلاب پنجاه و هفت شرکت فعال و تعين کننده داشته اند. گاهی اوقات روحانيون با قرائت های گوناگون از اسلام و انطباق آن با عصر کنونی به شدت روبروی يک وديگر نيز ايستاده اند. در ضمن سالهاست که سپاه پاسداران در دانشگاه های امام صادق و امام حسين و غيره اين پاسداران همه علوم دينی اسلام و شيعه را در کنار آموزش های نظامی فرا گرفته اند .پاسداران مدتهاست که خود را مانند امام حسين هم يک سردار نظامی می پندارند و هم آگاه به مسائل دينی که آنها می توانند ادعا نمايند مقام های روحانيت را هم در خود ببينند.
بخشی از روحانيت درحال عقب نشينی به ميان توده ها ست! عقب نشينی بخشی از روحانيت به ميان توده ها در سايه شکست های پی در پی حکومت اسلامی در همه عرصه ها و کودتای اخير توسط جناح احمدی نژاد که در آن بخشی از روحانيون از ولی فقيه گرفته تا پائين ترين مدارج در ميان آنها آغاز شده است.خمينی با اتخاذ سياست کسب قدرت توسط روحانيت وشکل گيری حکومت اسلا می و با دخالت دادن مستقيم قوانين اسلام در کانون حکومت ـ همه عرصه های سياسی ،اجتماعی ،فرهنگی ،اقتصاد،قضائی و حقوقی جامعه ايران توسط قوانين شرع با محوريت و نظارت ولايت فقيه تعين گرديد!سياست خمينی وخامنه ائی در قبا ل روحانيت مساوی بود با همسو و مطيع کردن همه جامعه روحانيت با خود . در حکومت اسلامی که هرروحانی که از ميان روحانيون با سياست های خمينی وخامنه ائی مخالفت می ورزيد يا بايد از ميان برداشته می شد يا خا نه نشين می گرديد! تاکنون مردم ايران ،روحانيت و حکومت را يکی می دانند و تمام نابسامانی های اجتماعی،فساد،رشوه خواری،گرانی،اعتيادو بيکاری را به حسا ب روحا نيت می نويسند.اما در سالهای اخير اعتراض روحانيون نيز افزايش يافت و بدين خاطر بخشی از روحانيت درحال عقب نشينی به ميان توده ها ست . مدتهاست که روحانيت از انزجار مردم نسبت به خويش وحکومت آگاه شده است.روحانيت در اين وحشت بسر می برد که مبادا پايگاه توده ائی که همواره به لحاظ تاريخی در ميان توده ها داشته است از دست بدهد.پايگاه توده ائی که باعث شد تا روحانيت بتواند در دويست سال گذشته بيشترين تاثيرات مثبت ومنفی را در شکل گيری رويداد های سياسی از خود بر جای بگذارد! (روحانيت بايد مستقل باشد و توصيه اکيد روحانيون به دولتمردان برای رفع مشکلات معيشتی مردم ـ سايت آفتاب : آيت‌الله مکارم شيرازی تاکيد کرد: «نظام جمهوری اسلامی از روحانيت منشا گرفته ولی در عين حال بايد روحانيت مستقل بوده و با رفع مشکلات مردم حلقه واسطه بين مردم و حاکميت باشند».(حالا که حکومت اسلامی در همه زمينه ها به بن بست رسيده است واکثريت مردم ايران از روحانيت که بنيانگذار حکومت اسلامی در ايران بوده اند، ناراضی ومتنفر شده اند و حکومت اسلامی همچنان مانند ۳۰ سال گذشته نمی تواند خواسته های اساسی مردم را بر آورده سازد و به جای بر آورده ساختن ابتدائی ترين نيازی های مادی ومعنوی وفرهنگی و سياسی همه آنها يعنی مردم را سرکوب می نمايد . اينک که بخشی از روحانيت احساس می کند که حکومتی که خود آنها بر پا داشته اند در آستانه اضمحلال و فروپاشی قرار گرفته است به کنار مردم رفته اند. در همين راستا تهديدهای خارجی و محاصره اقتصادی و قطعنامه های پی درپی عليه جمهوری اسلامی وکودتای اخير جناح احمدی نژاد ـ بخشی از روحانيون را به هراس واداشته است . روحانيت استقلال خود را از حکومتی که خود بر سر کار آورده است اعلام می کند. با گذشت رويداد های بسياری که شاهد آن بوده ايم ـ می توان به خوبی بدين موضوع پی برد که روحانيت در ايران به لحاظ تاريخی تا چه اندازه قدرت داشته است.در واقع روحانيت همواره در ايران ـ حکومت در سايه را دراختيار داشته است و تا کنون مانع اصلی پيشرفت های علمی و توسعه سياسی و اقتصادی ومدرنيزاسيون ـ در جامعه ايران می شده است،پس بنابراين بجای سرنگونی شاه که آلت دستی بيش در دست آخوندها نبود ـ نيروهای سياسی غير مذهبی ابتدا می بايستی با حکومت در سايه روحانيت مبارزه می کردند تا قدرت آنها از همه ارکانهای حکومتی خلع يد نمايند وسپس اگر شاه به قوانين دمکراسی گردن نمی گذاشت او را نيز سرنگون ميکردند.اما نيروهای سياسی به غلط به ياری روحانيتی که در سايه بود و صاحب قدرت ونفوذ بود شتافتند تا اين طبقه بطور رسمی ،حکومت قانونی را بدست آورد وشاه کنار گذاشته شود!مدتها ست که بر اکثر نيروهای سياسی آشکار گرديده است که کنار گذاشتن شاه به چه آسانی به وقوع پيوست اما اينک انهدام قدرت روحانيت با بن بست هائی مواجه گرديده است،چراکه اين روحانيت بود که قدرت شاه را رسميت و مشروعيت می بخشيد.هنگامی که روحانيت پشت شاه را خا لی کرد وبر ضد شاه وارد صحنه شد ـ شاه از ميان رفت!در زمان شاه نيز روحانيت همواره بر استقلال خود تاکيد می ورزيد تا به قدرت ومصائب آن آلوده ومتهم نگردد تا در ميان مردم محبوب وهمچنان ولی نعمت ورحمت وحامی فقرا باقی بماند.اما از روزی که روحانيت خود را به قدرت متمرکز آلوده نمود ـ ديگر آن اعتبار روحا نی خود را از دست داد.از روزی که پرده از دزدی ها و ارتشاء و رشوه خواری و فساد هائی که روحانيت مرتکب شده است برداشته شد ـ تنفر مردم هرچه بيشتر نسبت به روحانيت افزايش پيدا کرده است.واقعيت اين هست که شخص خمينی،اصلا دزدی نکرد اما او نظام دزد پروری را بنياد نهاد که تا کنون ميليارد ها دلار از ثروت های ملی به تاراج و يا به حساب های شخصی آقا زاده ها سرازير شده است! هاشمی رفسنجانی به نقل از سايت آفتاب( شايد برخی از شما در جلسات فقهی خود بگوييد که حکومت حق علماست، ولی من به شما می‌گويم اگر مردم نباشند، اين حق عملی نمی‌شود و هيچ‌وقت اين‌گونه نبوده که روحانيت به زور بخواهد اين کار را انجام دهد و در دين نيز اين پذيرفته نيست؛ اگر حکومت زوری باشد، دينی نيست.)
با اين گفته ها از هاشمی رفسنجانی بخوبی به اين موضوع پی می بريم که روحانيت در آستانه عقب نشينی به ميان توده هاست! همان توده هائی که روحانيت را به قدرت رساندند اينک مدتهاست که از روحانيت روی برگردانده اند.اما در فقدان يک آلترناتيو مستقل و سکولار در برابر رژيم اسلامی به رهبری روحانيت، بارديگر همين روحانيت بی پايگاه می تواند جايگاهی برای خود بيابد!


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016