گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان![]()
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
29 تیر» گام مجلس برای نظارت پذيرکردن صداوسيما، خبرآنلاين25 خرداد» بخش هايی از سخنان اميرحسين جهانشاهی بنيانگذار "موج سبز- حاميان آزادی ايران" در باره سردار محمد رضا مدحی 22 خرداد» کنفرانس خبری موج سبز در باره مستند مربوط به محمدرضا مدحی چهارشنبه ۲۵ خرداد برگزار خواهد شد 10 خرداد» صداوسيما: ۵۰ ميليون نفر مخاطب داريم! جهان نيوز 26 اردیبهشت» ساخت سريالهای تلخ در تلويزيون ممنوع شد، ايسنا
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! "الماسی برای فريب"؛ سناريو سازی يا نماد اقتدار وزارت اطلاعات؟ وبلاگ ايران فرداشبکه اول تلويزيون جمهوری اسلامی ايران شب چهارشنبه، ۱۸ خردادماه، مستندی با عنوان «الماسی برای فريب» پخش کرد که در آن ادعا شده بود وزارت اطلاعات ايران توسط فردی به نام «محمدرضا مدحی» به تشکيلات اپوزيسيون ايرانی خارج از کشور نفوذ کرده و «ايده دولت در تبعيد» آنها را افشاء و در نطفه خفه کرده است. در اينجا ذکر نکاتی برای رد چنين ادعايی مطرح می شود: نخست؛ ساخت چنين برنامه يا مستندی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ايران همواره از يک الگوی ثابتی پيروی کرده است. در چنين مستندهايی معمولا تصاويری از جاهای مختلف قرض گرفته می شود و بعد گفتار متن يا به عبارت بهتر «سناريويی» برای آن تنظيم می شود که در اين سناريو، سوژه اصلی که «جاسوس» يا « نفوذی» است، شخصيت اصلی و محوری آن به شمار می رود. در سه دهه گذشته، تلويزيون دولتی ايران برای تخريب مخالفان جمهوری اسلامی به وفور چنی برنامه هايی را ساخته و پخش کرده است که معروفترين آنها «برنامه هويت» بود که دست اندرکاران آن سعيد امامی، معاون وقت وزارت اطلاعات، و حسن شايانفر، از موسسه کيهان، بودند. هدف اين برنامه نيز جاسوس معرفی کردن روشنفکران و نويسندگان بود و شخصيت محوری آن هم علی اکبر سيرجانی- نويسنده ايرانی- بود که در «خانه امن» وزارت اطلاعات زندانی شده بود و بعد در همان جا درگذشت. در مستند «الماسی برای فريب» سوژه اصلی يعنی محمدرضا مدحی در جايی قرار دارد که بيشتر به «خانه امن» می ماند. دوم؛ اما مستند «الماسی برای فريب» يکی از ناشيانه ترين برنامه هايی است که وزارت اطلاعات ايران آن را تهيه و يک سناريوی ساختگی در آن گنجانده است. در اين سناريو، محمدرضا مدحی عامل نفوذی وزارت اطلاعات در اپوزيسيون خارج از کشور معرفی می شود که با آنها «نشست های محرمانه» داشته است؛ نشست هايی که هيچ کسی از آنها خبر نداشته است. بعد سازندگان مستند، تصاويری از اين نشست ها پخش می کنند که از سوی مدحی فيلمبرداری نشده اند، بلکه تلويزيون های فارسی زبان مانند «صدای آمريکا» يا تلويزيون های فرانسوی زبان آنها را پخش کرده اند. با اين حساب، بر خلاف ادعاهای مطرح شده، چنين نشست هايی محرمانه نبوده است چون تصاوير آنها بارها پخش شده و در سايت های مختلف اشتراک گذاری ويدئو نيز نيز در دسترس است. ضمن اينکه محمدرضا مدحی يکی از دهها نفری بوده که با ادعای مخالفت با جمهوری اسلامی در اين نشست ها شرکت کرده است. حرف های عجيب و غريبی نيز در اين نشست ها زده نشده است چرا که در سه دهه پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷، اپوزيسيون خارج از کشور همواره خواستار براندازی جمهوری اسلامی بوده است و در اين نشست ها بار ديگر بر آنها تاکيد شده است. مستندسازان «الماسی برای فريب» در سناريو خود از يکی از نشست های اپوزيسيون با عنوان «گوادلوپ ۲» ياد می کنند که در آن نقشه سقوط جمهوری اسلامی ايران طرح ريزی شده است. سابقه چنين ادعايی نيز به نشست «گوادلوپ» در سال ۱۹۷۹ باز می گرد که در آن نمايندگان کشورهای غربی برای بررسی اوضاع ايران درگير انقلاب، در جزيره گوادلوپ گردهم آمدند. بر اساس روايت تاريخ نويسان، اين نشست تير خلاصی بود بر پيکر نظام سلطنتی و عملا شاه را در موقعيت ضعيف تری برای مقابله با مخالفان قرار داد. اکنون جمهوری اسلامی ايران از کنفرانسی که به نفع انقلاب بهمن ۱۳۵۷ تمام شده است به عنوان امری مذموم ياد کرده و آن را شبيه سازی می کند تا اپوزيسيون را بدنام کند. سوم؛ در صورتی که بپذيريم محمدرضا مدحی، «نفوذی» وزارت اطلاعات در اپوزيسيون خارج از کشور بوده است، پس بايد در مسير سناريوی نوشته شده که وی به خاطر آن خود را به خطر انداخته است حرکت کند. ولی نکته جالب اين است که مستند سازان بر روی قسمت هايی از صحبت های وی صدای «بيب» گذاشته اند و آن را سانسور کرده اند. اگر وی نفوذی جمهوری اسلامی است چرا بايد حرف هايش سانسور شود؟ چرا زمانی که مدحی تازه به اصل داستان خود می رسد کات های سريع باعث می شود که اساسا حرف درخور توجهی از وی شنيده نشود؟ نکته مهمتر اين است که مدحی در دو سالی که به خارج آمده بود با رسانه های مختلف فارسی زبان مصاحبه کرده بود و بعضا صحبت های تند و تيزی عليه مقام های جمهوری اسلامی بر زبان رانده بود، ولی در مستند «الماسی برای فريب» اساسا کوچکترين اشاره ای حتی به يکی از مصاحبه های وی نمی شود. چهارم: در گزارشی که خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، از پخش اين مستند منتشر کرده و حتی در خود اين مستند، اشاره می شود که محمدرضا مدحی قرار بوده برای تشکيل دولت در تبعيد به پايگاهی نظامی در «تل آويو»- پايتخت اسرائيل- منتقل شود ولی با تلاش «سربازان گمنام امام زمان»، نجات يافته و به داخل کشور انتقال يافته است. اين بخش از مستند که بيشتر به يک نمايش جيمز باندی می ماند اين گمان را تقويت می کند که آقای مدحی در يک کشور ثالث ربوده شده و برای بهره برداری، به ايران منتقل شده است. با توجه به وضعيتی که محمدرضا مدحی در اين مستند داشته و به احتمال زياد در يک «خانه امن» وزارت اطلاعات زندانی است، به نظر می رسد که سرنوشت وی شبيه شهرام اميری شده که سال گذشته با استقبال معاون وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی وارد فرودگاه تهران شد ولی بعد رسانه ها و شخصيت های محافظه کار خواستار پاسخگويی اش به اتهام های جاسوسی عليه او شدند. ظاهرا محمدرضا مدحی يکی از آخرين نمونه های کلاهبرداری سياسی وابستگان به نظام جمهوری اسلامی باشد که قصد فروش اطلاعات ادعايی خود به سرويس های خارجی را دارند ولی از آنجايی که فاقد ارزش بوده و هيچگونه توفيقی به دست نمی آورند، اين بار در دام وزارت جمهوری اسلامی افتاده و با تهديد و تطميع، به بازيگر در خدمت وزارت اطلاعات تبديل می شوند. هدف جمهوری اسلامی ايران از پخش «الماسی برای فريب»، بی اعتبار کردن اپوزيسيون خارج از کشور، کاشتن تخم شک و ترديد در باره ماهيت همه کسانی است که در دوسال گذشته به عنوان مخالف از ايران خارج شده اند، و همچنين منحرف کردن افکار عمومی از سالگرد انتخابات جنجال برانگيز رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ است که شدت برخوردهای نيروهای امنيتی با معترضان در اين مدت، بسياری را در داخل کشور به فکر براندازی جمهوری اسلامی انداخته است. برگرفته از [وبلاگ ايران فردا] Copyright: gooya.com 2016
|