دوشنبه 23 خرداد 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

هدی صابر کشته شد یا درگذشت؟ محمدرضا نسب عبداللهی

محمدرضا نسب عبداللهی
رسانه‌های حرفه‌ای اين نوع مرگ را هيچ‌گاه نمی‌توانند "کشته‌شدن" بنامند. کشته‌شدن تعريف خاص خودش را دارد که هميشه نفر دومی بايد در آن نقش داشته باشد. رسانه‌ها‌ی حرفه‌ای نمی‌توانند مرگ ناشی از اعتصاب غذا را "کشته‌شدن" بنامند چون کسی تلاش نکرده تا جان اعتصاب‌کننده را بگيرد. اگر مرگ ناشی از اعتصاب غذا، "کشته‌شدن" است پس مرگ ناشی از حمله انتحاری معنايش چيست؟

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


هدی صابر از فعالان ملی مذهبی روز شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ بر اثر عوارض اعتصاب غذا جانش را در بيمارستان مدرس تهران از دست داد.

پس از مرگ هدی صابر، رسانه‌های مستقل نوشتند هدی صابر «درگذشت» اما رسانه‌های سبز، مرگ اين فعال سياسی را «شهادت» توصيف کردند و نوشتند که وی «کشته» شده است.

از رسانه‌های مخالفان به دليل اينکه در موضع «مبارزه سياسی و ايدئولوژيکی» قرار دارند، نمی‌توان خرده گرفت که چرا مرگ ناشی از اعتصاب غذا را «کشته‌شدن يا شهادت» توصيف کرده‌اند.

در ميانه ميدان مبارزه سياسی، اعتصاب غذا يکی از روش‌های به چالش کشيدن طرف مقابل است و طبيعی است که فعالان اين عرصه بخواهند با ادامه دادن اعتصاب غذا، يا ديگران را متوجه مسأله‌ای کنند و يا اينکه جنازه خود را بر سر طرف مقابل بکوبند.

اعتصاب غذا انتخاب راهی است که پايان آن می‌تواند «مرگ» باشد يعنی انتخابی آگاهانه برای استقبال از جان سپردن.

هر اعتصاب‌کننده‌ای در گام نخست تلاش می‌کند تا با خودداری از خوردن يا آشاميدن به هدفی دست پيدا کند. گاه ممکن است اعتصاب‌کننده در ميانه راه برای نجات جان خويش از اعتصاب غذا دست بکشد اما گاهی هم ممکن است فردی چنان در اعتصاب غذا مصمم باشد که حتی از به خطرانداختن جانش نيز هراسناک نباشد.

رسانه‌های حرفه‌ای اين نوع مرگ را هيچ‌گاه نمی‌توانند «کشته‌شدن» بنامند. کشته‌شدن تعريف خاص خودش را دارد که هميشه نفر دومی بايد در آن نقش داشته باشد.

رسانه‌ها‌ی حرفه‌ای نمی‌توانند مرگ ناشی از اعتصاب غذا را «کشته‌شدن» بنامند چون کسی تلاش نکرده تا جان اعتصاب‌کننده را بگيرد.

اگر مرگ ناشی از اعتصاب غذا، «کشته‌شدن» است پس مرگ ناشی از حمله انتحاری معنايش چيست؟

بايد بين اين دو تفاوتی وجود داشته باشد يا نه؟ وقتی يک رسانه‌ می‌گويد فردی کشته شده است، قاعدتا‍ً بايد به چند پرسش مهم که عناصر خبری هستند، پاسخ دهد. مخاطب می‌خواهد بداند چه کسی، چرا و چگونه اين فرد را کشته است.

يک رسانه حزبی می‌تواند بگويد چون او مبارز بود پس مرگ ناشی از اعتصاب غذايش، کشته‌شدن نام دارد، می‌تواند بگويد چون حکومت او را زندانی کرده و به اعتصاب غذايش بی‌توجه بوده، پس نتيجه می‌گيريم او کشته شده است. همه اين داوری‌ها درباره چنين مرگی تنها از عهده رسانه‌های حزبی و پروپاگاندا بر می‌آيد.

اگر قرار باشد به روش رسانه‌های پروپاگاندا عمل کرد، پس مرگ ناشی از آلودگی هوا هم «کشته‌شدن» است يا مرگ ناشی از تحريم دارويی هم «کشته‌شدن» است. چون در اولی دولت در کنترل آلودگی، سهل‌انگاری کرده و در دومی هم تصميم گروهی باعث شده تا دارو به بيمار نرسد.

اما در هيچ‌کدام از اين مثال‌ها، يک رسانه‌ مرگ ناشی از آلودگی هوا يا مرگ ناشی از تحريم دارويی را «کشته‌شدن» نمی‌نامد.

داستان اعتصاب غذا نيز همين‌گونه است، درست است که يک سری شرايط دست به دست هم داده تا فرد اعتصاب‌کننده جان دهد اما به واقع این فرد درگذشته نه آن‌که کشته شده باشد.

مخالفان نبايد انتظار داشته باشند که رسانه‌های حرفه‌ای معانی کلمات را تغيير دهند و سخنی بگويند که خوشايند مبارزان سياسی باشد.

www.newsbaan.com


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016