دوشنبه 11 مهر 1390   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

تشکيل کنگره ملی راه عبور از رژيم و حصول به دمکراسی در ايران است، علی مهربان

بنام خدا

تشکيل ستاد راهبردیِ معتقد به لزوم تغيير با حفظ دست اوردها و تماميت ارضی ميهن عزيزمان ايران تنها راه دسترسی به ارزوهای دور و دراز ازاديخواهان و ميهن پرستان گذشته و حال اين سرزمين خوبان است.
ما درگير نبردی ميهن پرستانه با حکومت اوباشِ غاصبِ حاکميت در داخل و عقبه متصل به کنسرسيوم قديمی و در خارج از مرزهای ايران هستيم، که لزوم اگاهی، هوشياری و شجاعت در اتخاذ تصميم های مطمئن و هدف دار را بيش از همه وقت به ما ياداور ميگردد. ما بدنبال اعتلاء و سربلندی ايرانيم و به کمتر از ان رضايت نخواهيم داد، ميهن عزيزمان ايران در طی ساليان دراز به دست نوکران بيگانه و پدر خوانده های نفتی از دست يابی به انچه درخورش بوده باز مانده، تجربه سالها تباهی را پشت سر گذاشته است، تا اينک به مدد رشد و اگاهی عمومی مترتب از جنبش ميهنی سبز در دست يابی به ارمانها بيش از همه وقت خواهان و توانمند گشته، به پيش رو نظر افکنده است.
اينجا ايران مُلک ميهن پرستان کهن است و ما در صدد اهتزاز پرچم مقدس و سه رنگ ميهن در جايجای وطن در عين حفظ تماميت ارضی اين مُلک خوبانيم، ما خود را در چهارچوب قلم فراسائی های عامدانه و جهت دار محصور نکرده به دست نوشته های معنی دار، حاصل هفته گردی های بی سرانجام بی توجهيم، بيش از دويست سال درد و رنج توسط صاحبان قدرت و مستخدمان داخليشان به اين مُلک و ملت تحميل گشته، هزينه های فراوانی را بر دوش اين کشور گذاشته است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


برای دست يابی به دمکراسی در ايران بايد بيش از همه وقت به خواسته ها و اراده مردم توجه نمود و بجای پيچيدن نسخه های غير ضروری مثل فدراليسم، کار را به نمايندگان واقعی و صاحبان انديشهِ معطوف به حقوق ملت سپرده، به تأسيس و بنای حکومتی شايسته و مردمی التفات داشت. جدائی دين( نه مذهب) از حکومت يا سکولاريسم شرطی لازم برای ايجاد بنای دمکراسی است اما التفات به فدراليسم انهم از نوع سفارشی اش ربطی به ايجاد ان شاکله مردمی ندارد. ايران و سربلندی مردمش الويت اول و اخر ميهن پرستان اگاه است که برای دست يابی به حکومتی دمکرات و قائل به اراده مردم نيازی به پاره پاره شدن و اداره محلی جوامع قومی ندارند. اين بازی قديمی و رؤيای خوش پدر خوانده نفتی سالهاست که رنگ باخته از کانون توجه مردم خارج و تعبير شدنی نيست، وطن پرستان ايرانی برای حفظ تماميت کشور در برابر عرب مهاجم و الت دست بدخواهان از جانها گذشته، سندی ماندگار از خود بر جای گذارده اند، که تا سالها از خاطره ها نرفته، طريق حفاظت از ميهن را به ملت ياداور خواهد گشت. هشت سال نبرد ميهنی و ناخواسته سالها تجربه را در اختيار اين مردم خوب نهاده، جوانان سرافراز ايران زمين را به لزوم حفظ يکپارچگی و اتحاد اقوام ايرانی فرا خوانده است. گام اول اين جنبش دمکراسی خواه و رهائی بخش را از پس سالها سکوت و مماشات سياسيون، مردان دلسوز وطن، منتخب مردم جناب موسوی و ياور وفادارش اقای کروبی با از خود گذشتگی برداشته، در فضای بسته و محدود انروز با دلاوری اقدام و تاوان در صف مردم بودن را با حصر و حبس بدست روضه خوانی نادان پرداخته اند. انان و ديگرانی که در صف اول نبرد با ناکسان حاکم از خود گذشته، معطوف به منافع ميهن و اراده مردم مانده اند، حقی بزرگ بر گردن تمامی ازاديخواهان وطن داشته، اميد امروز را با گذشتن از راحتی، اسايش و جان خود سبب گشته اند.
فراموشمان نشود که عدم اگاهی و التفات مقاله نويسان به ظاهر روشنفکر در ۵۷ نيرنگ چه بر سر ما و کشور عزيزمان اورده، ندانم کاری کاتبان خوش خط...، اشنا به اصول علامت گذاری در متن، در ان روزهای پر تلاطم چه ميدان پر منفعتی را يکطرفه در اختيار اوباش لباده پوش گذارده است، انچنانکه امروز مهدوی کنی در مرز حيات و ممات مفتضحانه ميگويد: « اقای خمينی(امام)، ما را به اين ميدان اورده، ما بسادگی از اين ميدان خارج نخواهيم شد». سيم و زر دنيا چه ها که با فرزندان ادم نميکند!!؟
امروز ملت ايران در ميدان سرنوشت در پی و خواهان اسودگی حاصل از رهائی است و اين فرصت مغتنم را با هيچ خدعه ای از کف نخواهد داد. طرح ماندگاری و تبديل رژيم خلافت ملايان علی رغم هزينه های فراوان به ضد خود بدل گشته، نه تنها باعث منفور گشتن ملای اعظم بلکه مسبب روسياهی و بی ابروئی تمامی دست اندر کاران پيدايش اين رژيم اوباش در ميهنمان گرديده، رهائی دائم از جهل، خرافه، نخواستن و نتوانستن را در پی کسب اگاهی به ارمغان خواهد اورد. بازی غرب با ان شبه روشنفکران و ساخت الترناتيو تقلبیِ دينی در ضمن همراهی ايشان چه ها که با ايران ما نکرده است؟
و دوباره همان بازيها و باز همان خدعه ها!!! اين کشور و اين مردم در طی يکصد سال گذشته هزينه هائی فراوانی به جهت رهائی و ايجاد بنای دمکراسی پرداخته و بارها در بزنگاه اخر توسط مستخدمان بيگانه در لباسهای مختلف از جمله در لباس ملائی يا روشنفکری به بيراهه رفته، راه را گم کرده است. از همين روی در اين مقطع حساس ايجاد يک الترناتيو ملی با شاکله ای منسجم و درخور جامعه ازاديخواهی ايران ضرورتی اجتناب ناپذير و لازمه ای اساسی است، تا در پرتو بروز و تشکيل ان به اهداف اصلی پرداخته، راهبردهای رهائی به مشورت گذاشته شده، تصميمات مؤثر و جهت دار در ضمن خرد جمعی اتخاذ و ضرورت تماس با غرب و توجيه انها به لزوم همراهی در اين خصوص در نظر گرفته شود.
ما بدنبال منافع ايرانيم نه خواست ديگرانی که سالها منافع کشورمان را به بهای سنگين سرشکستگی ملت به يغما برده، در اين پايان نابکاران را بر ايران مستولی ساخته اند، راه رهائی ايران عزيز از ميانه ميدان منازعه خواست و اراده مردم ميهن با حاکمان بی حيا و در ضمن اتحادی فراگير در تشکلی ملی با تابلوی جنبش دمکراسی خواه سبز تضمين گشته، ميگذرد نه از کناره هفته گردی های بی ثمر/ سفارشی و حامل پيام تشتت اراء در بين ازاديخواهان و وطن پرستان.
همان تجربه راهنمائی پر هزينه اقايان در ۵۷ فريب ما را بس است، به خلوت منفعت خود رفته، ميهن و ملت ايران را راحت بگذاريد.
پس از حبس اقايان موسوی و کروبی، رژيم با تلاش رياکارانه متحدان سابق و امربران امروز خود به سرپوش گذاشتن بر حقايق و اعلام ختم ماجرای ۸۸ روی اورد، اما خوشبختانه در پی گسترش اگاهی در بين عموم مردم و تغييرات شگرف در ارايش سياسی خاورميانه و شمال افريقا راه خروجی از اين دام خود ساخته در برابرش هويدا نيست، و در شرائط جديد منطقه ای ادامه ای خوش برايش قابل تصور نبوده، اينده ای مناسب در برابرش قرار ندارد. چنين گستاخانه و اشکارا به سرقت و حيف و ميل اموال ميهن/ مردم پرداختن و حتی بی اعتنائی به پرده پوشی در اين خصوص، ناشی از پذيرش و فهم فرا رسيدن زمان رفتن توسط انان و اگاهی نسبت به اينده شومشان در نزديک است.
لذا در اين زمان پر التهاب و موعود پيش رو لازم است تا در خصوص شيوه اثر گذاری وطن پرستان بر معادلات جهانی/ منطقه ای و نگرش نسبت به اهداف و راهبردها در زمانی هر چه کوتاهتر به اتحادی فراگير در غالب تشکلی ملی و در صدد ايجاد تغييرات اساسی در سيستم مديريت و اداره کشور رسيده، ساختاری متحد از تمامی اقوام، مذاهب، اديان، دمکراسی خواهان، مشروطه طلبان نوين، ملييون و وارثان سلطنت ايجاد کرده به اتخاذ و عمل به تصميمات هدف دار در کنار هم و با هم بپردازيم.
در نبود موسوی عزيز و کروبی فداکار و در فراسوی مرزها قطعاً اقای رضا پهلوی می تواند بار دعوت به اتحاد و يکپارچگی وطن پرستان خواهان تغيير را بر دوش کشيده، پرچم دار همبستگی و دعوت کننده به تشکيل کنگره ملی گردد.
روحيه وطن پرستی به ارث رسيده در ايشان لازمه اين پرچم داری و ضرورت امروز است، شايد فرصت پاسخگوئی به تاريخ وطن برای ايشان و ديگر وطن پرستان ايرانی بار دگر اينچنين روشن و دست يافتنی تکرار نگردد. ما مجبور به تلاش در جهت تغيير شرائط زمامداری در ايران عزيز هستيم، تاريخ ميهن و ماندگاری در صفحات زرين ان، در پيش روی ماست. اين گوی و اين ميدان/
ايران پاينده/

علی مهربان


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016