سه شنبه 6 تیر 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا


گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

اتحاد برای جنگ يا برای بقای حکومت!؟ مهدی رود

با نگاهی اجمالی به اخبار منتشر شده از داخل کشور و توجه به حلقه تنگ فشارهای اقتصادی که گردن مردم را روزبه روز بيشتر از قبل می فشارد, آن هم در سال به اصطلاح توليد ملی و حمايت از سرمايه و نيروی انسانی که شخص ولی فقيه به خيال خودش آن را به برکت آغاز سال برای مردم تهفه آورده است, گردانندگان نظام را در مخمسه خود ساخته ای فرو برده که هر لحظه بيم آن را داشته باشند که اين نارضايتی عمومی تبديل به نافرمانی عمومی گردد و عنان کار از کنترل خارج شود . گرچه آنهايی که در داخل کشور زندگی می کنند و يا افرادی که دست کم ارتباط نزديکی با داخل نشينان دارند, اين مدعا را تاييد و اين خشم پنهان عامه جامعه را بيشتر لمس می کنند .

دراين شرايط که قطع به يقين, تا روزهای آينده ايران با تحريم های اصلی اتحاديه اروپا, رو به رو خواهد شد, و کشور اوضاع پيچيده تری را پيش روی خود می بيند, به طبع گردانندگان نظام و در رأس آن رهبر رژيم را به اين فکر وا می دارد که چاره ای بيانديشد تا از اين مهلکه, نه برای کوتاه مدت بلکه برای يک دوره طولانی بگريزند و بقای خود را تضمين کنند . مشخصا در اين گير و دار هيچ نسخه ای بهتر از بازی با غرب برسر مذاکرات هسته ای نمی تواند از سوی تئورسين های نظام شفابخش باشد .



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


تاکتيک کشاندن مذاکرات هسته ای با گروه ۱+۵ از استانبول به بغداد و مسکو و وقفه چند ماهه ازيک سو, و پيروز نشان دادن تيم مذاکره کننده هسته ای ايران از سوی ديگربعد از هر دور گفتگو ها, مسير از پيش تعيين شده ای بوده که رژيم همواره آن را دنبال می کرده تا در ورای اين نشست , هدف خود را در داخل کشور دنبال کند. اهدافی چون پاکسازی آثار به جای مانده از آزمايشات در پارچين تا تبليغاتی چون دفاع از حق مسلم هسته ای و بهره برداری از اين شعار برای برانگيختن حس وطن پرستی مردم
اما رسيدن به اينکه در نهايت رژيم از به بن بست کشيدن مذاکرات چه مقصودی را دنبال می کند شايد خيلی هم دشوار نباشد, رجوع به واکنش رسانه ها و مقامات غربی درگير در اين پرونده خود می تواند قابل تامل باشد , هيلاری کلينتون وزير امور خارجه آمريکا در نطقی که اخيرا داشته, بيان کرده : « جمهوری اسلامی از نتيجه مذاکرات به دنبال درگير شدن در جنگ است تا بدين وسيله مشروعيت نظام اسلامی را تضمين کند .»

با وجود اينکه شخصا همواره , هرگونه اظهار نظر و موضع گيری سياسی مقامات غربی را نه در اين موضوع حساس , بلکه در بيشتر موارد, معطوف به در نظر گرفتن نفع اين کشورها در درجه اول و در ادامه منفعت متقابل می بينم , اما اين تحليل خانم کلينتون را به عنوان يک فاکت مهم می پذيرم و بر آن صحه می گذارم .

زمزمه های جنگی که رژيم در منطقه به دنبال آن است, آنجا عيان تر می گردد که به مطلب حسين شريعتمداری در کيهان بر می خوريم . شريعتمداری در کيهان اينگونه می نويسد که : « مذاکرات مسکو چيزی جز نمايش اقتدار ايران اسلامی , دستاورد قابل ملاحظه ای در بر نداشت » اگر از ژست تبليغاتی اين رسانه حکومتی بگذريم , شريعتمداری باب موضوعی را قالب بی فايده بودن ادامه گفتگوها با گروه ۱+۵ به گونه ای باز می کند که در نهايت گزينه سوق دادن کشور به سوی جنگ را از دل آن آورد . وی در جايی از اين يادداشت می نويسد : « يکی از راهکارها در مقابل تحريم های نفتی ايران از سوی اتحاديه اروپا ( که قرار است از اول ژوئيه اجرا شود ) حق مقابله به مثل ( retaliation ) است , پس ما ميتوانيم در واکنش به قطعنامه اتحاديه اروپا از حق مقابله به مثل استفاده کنيم و " تنگه هرمز را به روی نفتکش هايی که برای کشورهای اروپايی نفت حمل می کنند ببنديم » , پايان نقل قول , اما با نگاهی ديگر در می يابيم که پازل طرح موضوع جنگ و زمينه سازی اين ماجراجويی خطرناک را فرماندهان سپاه کامل کردند .

امير حاجی زاده , فرمانده هوافضای سپاه, به تازگی گفته است : « گرچه وجود پايگاههای نظامی بيگانگان در ابتدا تهديد محسوب می شد, اما امروز نه تنها وجود آن را تهديد نمی دانيم بلکه به اين پايگاهها به عنوان فرصت نگاه می کنيم » . اگر تهديدها و رجزخوانی های ديگر فرماندهان نظامی نظير جانشين فرمانده سپاه , جانشين رئيس ستاد کل نيروهای مسلح و حتی وزير دفاع را به نظريه گير انداختن ايران به ورطه جنگ اضافه کنيم , به خوبی در می يابيم که از ابتدا اصولا هدف از ادامه مذاکرات و بازی گردانی صحنه گفتگوها چه بوده است .

به هر صورت سيگنال هايی که ايادی حکومت و تئورسين های بيت رهبری از بازخورد نارضايتی های گسترده مردم دريافت می کنند, آنان را به بن بستی منفعلانه برده است که چاره کار را در منحرف کردن ذهن مردم از بحران اقتصادی و اجتماعی موجود در جامعه می بينند , بی شک از منظر سران نظام وقوع يک جنگ منطقه ای که ايران درآن نقش اصلی را ايفا کند می تواند بهترين گزينه رهايی از اين بحران داخلی باشد . حال اگر در اين راه قادر باشند تا جای ممکن حس ناسيوناليستی آن دسته از مردم را که در عين ناراضی بودن از وضع موجود, به دليل به دليل پيوند با دين و ناگزير از پيروی دستورات دينی, را بر انگيزند و دوباره شعار از کربلا تا قدس را آذين در و ديوار شهر کنند , که در مقصود خود موفق تر خواهند بود . چراکه رژيم در اتاق های فکر خود روی گزينه اتحاد مردم در زمان جنگ حساب ويژه ای باز کرده و آن را برگ برنده خود می داند .

اما می توان اين تفاسير را از منظری ديگر بررسی کردو آن اينکه آيا مردم در اين شرايط و با وجود گير افتادن در تنگنای اقتصادی , اجتماعی و سياسی جامعه , که خود آن را آگاهانه به وجود آورده و به اينجا رسانده است, حاضر خواهند بود از پس شعله ور شدن آتش جنگ پشت حکومت را بگيرند و از وطن خود در مقابل دشمن ساخته و پرداخته حکومت, دفاع کنند ؟

شايد لازم باشد در پاسخ به اين پرسش به افرادی صاحبنظر در اين راستا مراجعه کنيم و از نظريات آنان در باب اين مهم بهره گيريم , يکی از اشخاصی که به تازگی مطلبی در اين رابطه نگاشته است کسی نيست جز" مسعود بهنود " که در نوشته بلند بالايی با عنوان « دعوت برای دخالت نظامی » به اين پرسش پرداخته است . البته بايد عارض باشم با وجود اينکه جناب بهنود را روزنامه نگاری برجسته و باتجربه می دانم , اما بيش از آنکه مخالفت خود را با پاسخ ايشان نمايان کنم از اظهار نظر اين عزيز خارج نشين پرسش های ديگری را ذهنم ايجاد می کند که در اين نوشتار وقت طرح آن نيست . گرچه ايشان در يادداشت خود جواب را از زبان سه تن از چهره های برجسته ايرانيان مخالف حکومت ( که نامی از آنان به ميان نيامده ) بيان می کنند که اين اين سه تن در پاسخ به نمايندگان غرب و در جواب اين پرسش که اگر بين غرب و جمهوری اسلامی درگيری نظامی صورت گيرد, واکنش شما چه خواهد بود , می نويسد در آن صورت آمادگی خواهند داشت که به ايران بازگردند و با ديگر مردم ايران همسرنوشت شوند . جناب بهنود ادامه به شواهد تاريخی ايرانيان در مقابل تهاجم بيگانگان می پردازد و آن را تا صد و اندی سال پيش , مستند می سازد و نشان می دهند که چگونه ايرانيان در هويت تاريخی خود , بيگانه ستيزند .

اگر چه آوردن فاکت های ايشان در ارتباط با تاريخ ايران در اين يادداشت نمی گنجد اما بايد پرسيد شما چگونه ساختار جامعه امروز ايران را از منظر اجتماعی و تحولات سياسی و به خصوص استبداد و مهلکه ای که اين حکومت برای مردم پديد آورده با مستندات تاريخی مقايسه می کنيد ؟ آری پديده جنگ و تبعات آن برای ايران مخرب و دردآور خواهد بود , اما سوال اينجاست که اگر حکومت , کشور را درگير جنگی تمام عيار کرد آنگاه آنانی که برای دفاع از وطن و در واقع خواسته قلبی سران رژيم , بقای حکومت ولايت فقيه به ايران بازمی گردند , آگاهند از چه چيزی در حال دفاع هستند ؟

اگر از اين نيز بگذريم شما با استناد به کدام نظرسنجی و شناخت عميق از جامعه امروز خسته و درمانده و مردم جان به لب رسيده , اينگونه از اتحاد مردم برای بقای رژيم دفاع می کنيد؟

جناب بهنود , اينجانب مدت زيادی نيست که ترک ديار کرده ام ,تا آن زمان که در خاک ايران حضور داشتم خواسته اکثريت مردمی که با آنها زندگی می کردم را رفتن اين رژيم به هر طريق می ديدم , چه برسد اکنون که واقعيات درون ايران , اوضاع را فجيع تر از گذشته حضورم در ايران نشان می دهد . مضافا بايد عارض باشم قبح جنگ بر هيچکس پوشيده نيست درافتادن در ورطه جنگ آرمانی نيست که برای ما آزادی به ارمغان آورد , اما اين را نيز بايد گرفت که حمايت عملی و حتی نظری از رژيم به واسطه قرار گرفتن در صفوف اتحاد با رژيم ( مقصودی که خود حکومت به دنبال آن است ) دراين کارزار بار ديگر بقای اين حکومت را برای سالها رقم خواهد زد .

مهدی رود


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 



















Copyright: gooya.com 2016