گفتوگو نباشد، یا خشونت جای آن میآید یا فریبکاری، مصطفی ملکیانما فقط با گفتوگو میتوانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مسالهای از سه راه رفع میشود، یکی گفتوگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفتوگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را میگیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]
خواندنی ها و دیدنی ها
در همين زمينه
20 مرداد» برنامه اتمی جمهوری اسلامی: گزینه های پیش روی جهان و مردم ایران، بهروز بهبودی15 مرداد» انرژى هسته اى و نان و مرغ، بهروز بهبودی 6 مرداد» سرانجام مشترک دیکتاتورها، بهروز بهبودی 31 تیر» انتخابات تنها پس از براندازى رژيم آزاد خواهد بود، بهروز بهبودی 22 تیر» مادران ایرانی، بهروز بهبودی
بخوانید!
9 بهمن » جزییات بیشتری از جلسه شورایعالی امنیت ملی برای بررسی دلایل درگذشت آیتالله هاشمی
9 بهمن » چه کسی دستور پلمپ دفاتر مشاوران آیتالله هاشمی رفسنجانی را صادر کرد؟
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! جنگ طلبی سیاست آشکار جمهوری اسلامی، بهروز بهبودیبی شک در صورت حمله اسرائیل به ایران، اسرائیل ضررهای هنگفت چند ده میلیارد دلاری را متحمل خواهد شد به این نکته رسانه های ایران با آب تاب اشاره کرده اند اما آیا این رسانه ها شهامت دارند درباره زیان های حاصل از حمله به ایران نیز برای مردم ایران سخن بگویند و آن را تخمین بزنند؟ هنوز پس از سال ها، کویت هزینه های حمله صدام را به غرب می پردازد و از عراق غرامت هم می گیرد.آیا ایران تنها به سخنان سید حسن نصرالله و توان موشکی حزب الله لبنان دلخوش است که اینگونه بی محابا می تازد؟ یا برای بشریت و مظلومیت فلسطینینان دل نگران است؟ در این صورت چنانکه سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت چرا برای کشتار انسان ها در سوریه کاری نمی کند و حتی با کمک به نظام اسد به این کشتارها دامن می زند؟ جمهوری اسلامی اگر نگران بشریت است چرا پرپرشدن ایرانیان را در کنار خود نمی بیند؟ چگونه است که کشته شدن مردم، تخریب سرمایه های آنان و منافع ملی در جنگ با عراق به راحتی فراموش شده و با این وجود سران ایران می خواهند مردم را دوباره درگیر جنگی دیگر کنند؟ این سخنان در حالی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح می شود که ایران جنگ هشت ساله با عراق و زیان های حاصل از آن را تجربه کرده است. روز قدس، امسال نیز در ایران و برخی از کشورها برگزار گردید. در ایران بی اعتنا به مشکلات مردم، رهبر و رئیس جمهور سخنانی بر زبان راندند که حتی اعتراض دبیرکل سازمان ملل را در پی داشت. سید علی خامنه ای اسرائیل را زائده دروغین خواند که از صفحه روزگار محو خواهد شد. البته خامنه ای اشاره ای به چگونگی محو اسرائیل نکرد و نگفت چه کسانی چنین کاری را انجام خواهند داد. احمدی نژاد نیز وجود اسرائیل را توهین به بشریت و ملت ها خواند. سران ایران بی توجه به تبعات بین المللی سخنانی از این دست باز به دنبال دردسر آفرینی جدیدی برای مردم ایران اند. بی شک سخنانی از این دست جنگ طلبی آشکار است آن هم در شرایطی که ایران روزهای بحرانی سختی را پشت سر می گذارد. این روزهای سخت حاصل ناپختگی ها و جنگ طلبی های همیشه و همواره سران جمهوری اسلامی بوده است که دستاوردش برای ایران و ایرانیان تنها تخریب، ویرانی، نابسامانی، تحریم های خانمانسوز و بی اعتباری در دنیا بوده است. عبارت راه قدس از کربلا می گذرد عبارتی بسیار معروف است که در دوران جنگ ایران و عراق به وفور شنیده شد، هرچند خمینی با نوشیدن جام زهر! در آن روزگار از کربلا و گذشتن از آن صرف نظر کرد و در موضع ضعف، قطعنامه صلح با عراق را پذیرفت، امروز پس از سی سال هنوز جمهوری اسلامی در پی فتح قدس، دست از رجز خوانی های خود برنداشته است. حمایت از مردم فلسطین به بهانه روز قدس در حالی اتفاق می افتد که این روزها مردم زلزله زده آذربایجان دردهای فراوانی را تحمل می کنند. وقتی مردم عملا از بی توجهی دولت به بازماندگان زلزله سخن می گویند و کمک های رسیده را حاصل توجهات مردمی می دانند نه دولت، حمایت از مردم فلسطین چه معنایی می تواند داشته باشد؟ تصور باطل فتح قدس پس از فتح عراق، جنگ با آن کشور را تا هشت سال طولانی کرد. در حالی که ایران می توانست با گرفتن امتیازات فراوان از رژیم صدام، برنده جنگ باشد، در بدترین شرایط به پذیرش صلح تن در داد و امروز پس از گذشت بیش از بیست سال از آن تاریخ از گرفتن غرامت های حاصل از آن عاجز مانده است. چنانکه می دانیم براساس آيين نامه اجرايي قطعنامه 598، قرار بود کميته اي در سازمان ملل تشکيل شده، کشور متجاوز اعلام و ميزان خسارات تعيين گردد و در راستاي آن صندوقي بين المللي براي کمک به خسارت ديدگان جنگ ايران و عراق پيش بيني شود که متاسفانه هيچ گاه اين صندوق تشکيل نشد و تنها يک بند از قطعنامه که تبادل اسرا بود اجرا گرديد. با وجود تصریح بند 6 قطعنامه، آغازگر جنگ بايد شناسايي می شد، اما هيچ اشاره اي به متجاوز بودن عراق نگردید و هرچند خاوير پرز دکوئيار، دبیر کل وقت، عراق را به عنوان آغازگر جنگ معرفی کرد این موضوع در دبيرخانه سازمان ملل متحد ثبت نشد و از جانب ايران نيز هيچ تلاشي مبني بر ثبت اين بيانيه تاريخي براي قرار دادن آن در رديف اسناد مستند بين المللي صورت نگرفت. کاربرد سلاح هاي شيميايي، حمله به کشتي هاي نفتي و تجاري، خسارات اقتصادي و تجاري، پناه دادن به مجاهدین، خشونت با اسيران ايراني، راهزني هوايي، حمله به مناطق مسکوني و... از جمله جرايم جنگي صدام بود.رژيم بعث عراق در طول حملات خود به مناطق مسکوني، به 51 شهر و شهرک و 4000 روستا خساراتي از 5 تا 100درصد وارد کرد که منجر به آوارگي بيش از 2 ميليون نفر و کشته شدن بيش از 14 هزار نفر از افراد غيرنظامي شد. جمهوری اسلامی از گرفتن غرامت های مالی از عراق تا به امروز صرف نظر کرده است اما چرا این نظام که داعیه حمایت از فلسطینی ها را دارد جانبازان جنگ را به حال خود رها کرده است و از حق کسانی که زیر بمباران های شیمیایی عراق تا به امروز زندگی را با رنج سپری می کنند و یا از دنیا رفته و خانواده ای را بی سرپرست گذاشته اند دفاع نمی کند؟ بی توجهی به منافع مردم ایران را با چه مقیاسی باید سنجید؟ بی حمیتی و بی غیرتی سران ایران تا بدانجا بوده که یکی از نمایندگان مجلس عراق برخلاف واقعیت های تاریخی، مسئله گرفتن غرامت جنگی از ایران را مطرح می کند و جمهوری اسلامی همچنان ساکت می ماند. اینها همه و همه کم است و باز جمهوری اسلامی در پی تراشیدن مصیبت تازه ای برای مردم ایران است. آیا ایران تنها به سخنان سید حسن نصرالله و توان موشکی حزب الله لبنان دلخوش است که اینگونه بی محابا می تازد؟ یا برای بشریت و مظلومیت فلسطینینان دل نگران است؟ در این صورت چنانکه سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گفت چرا برای کشتار انسان ها در سوریه کاری نمی کند و حتی با کمک به نظام اسد به این کشتارها دامن می زند؟ جمهوری اسلامی اگر نگران بشریت است چرا پرپرشدن ایرانیان را در کنار خود نمی بیند؟ چگونه است که کشته شدن مردم، تخریب سرمایه های آنان و منافع ملی در جنگ با عراق به راحتی فراموش شده و با این وجود سران ایران می خواهند مردم را دوباره درگیر جنگی دیگر کنند؟ این سخنان در حالی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح می شود که ایران جنگ هشت ساله با عراق و زیان های حاصل از آن را تجربه کرده است. بی شک در صورت حمله اسرائیل به ایران، اسرائیل ضررهای هنگفت چند ده میلیارد دلاری را متحمل خواهد شد به این نکته رسانه های ایران با آب تاب اشاره کرده اند اما آیا این رسانه ها شهامت دارند درباره زیان های حاصل از حمله به ایران نیز برای مردم ایران سخن بگویند و آن را تخمین بزنند؟ هنوز پس از سال ها، کویت هزینه های حمله صدام را به غرب می پردازد و از عراق غرامت هم می گیرد. بی شک جنگ طلبی های جمهوری اسلامی هزینه های فراوانی را بر دوش مردم خواهد گذاشت و حتی با وجود سقوط نظام فعلی، نظام و نسل بعد همچنان گرفتار بدهی هایی خواهند بود که سران جمهوری اسلامی از قبل برایشان تراشیده اند، هزینه هایی که تنها حاصل لجبازی های کودکانه رهبر ایران است. وقتی هزینه جنگ برای کشور حمله کننده تا حدود 42 میلیارد دلار تخمین زده شده است، طبیعتا آن هزینه ها و ویرانی ها برای ایران چند برابر خواهد بود. متاسفانه نظام ایران بی توجه به این مسائل تنها بر شعله ور کردن آتش جنگ اصرار دارد و نمی خواهد و نمی تواند مبالغی از این دست را صرف آبادانی کشور کند زیرا فلسفه وجودی آن تنش زایی است. جمهوری اسلامی بحران می آفریند تا به بقای خود ادامه دهد. جمهوری اسلامی تنها به موشک های حزب الله لبنان دلخوش است و مقابله به مثل، اما چرا باید جنگی اتفاق بیفتد تا در پی آن مقابله به مثل مطرح شود؟ سخنان غیر مسئولانه سران نظام ایران نشان می دهد آنان عزم خود را جزم کرده اند تا منطقه خاورمیانه را به آتش بکشند و در این راه از فدا کردن ایران و ایرانیان هیچ ابایی ندارند. آیا فرقه حجتیه تا این اندازه در میان سطوح بالایی جمهوری اسلامی رخنه کرده که دنیا را اینگونه آشوب زده می خواهد و یا دولتمردان ایران نادان هایی هستند که از دنیا و معادلات آن خبر ندارند. من بر این باورم که جمهوری اسلامی هم دنیا را آشوب زده می خواهد و هم سران آن بی خبران نادانی هستند که می خواهند قرائت خشن و جنگ طلبانه خود را ـ که از جنس قرائت القاعده و طالبان است ـ به دنیای امروز تحمیل کنند دنیایی که در سایه دموکراسی مدت ها از این قرائت فاصله گرفته است. همین قرائت خشن نشان می دهد نظام ایران نظامی دموکراتیک نیست و ایرانیان برای رسیدن به دموکراسی باید از این نظام گذر کنند. آینده ایران بدون جمهوری اسلامی آینده ای بدون جنگ و تنش زایی خواهد بود و آن روز دیر نیست.
Copyright: gooya.com 2016
|