شنبه 9 دی 1391   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

احمدی نژاد، در سکانس آخر، مهرداد نصرتی مهرشاعر

آقای احمدی نژاد در سال آخر ریاست جمهوری اش و در ماه های پایانی بیش از همیشه عجیب و غیرقابل پیش بینی شده است. او احتیاط های سابق را لازم نمی داند. اگرچه هنوز هم گاهی برای رد گم کردن، سخنان کلیشه ای و لازمه ی بصیرت! را بر زبان می آورد، اما حتی در طی یک مصاحبه یا سخنرانی هم حاضر نیست تا پایان پرستیژ بصیران روزگار را حفظ کند. احتیاط های احمدی نژاد معمولا دورخیزی برای یک حرکت بلند پروازنه است. احتیاطی کوتاه برای ایجاد زمینه لازم تا دوباره یک اتفاق متهورانه را رقم بزند. اتفاقی که برای کارکشتگان عرصه سیاست هم امکان پیش بینی اش نیست.

احمدی نژاد چند روز پیش در صدا و سیما حاضر شد. حدود نود درصد از سخنان وی، مشتی آمار و ارقام بود که طبق معمول چنین القاء می کرد که مردم در بهترین شرایط تاریخ ایران زمین زندگی می کنند ولی خودشان خبر ندارند. از آنجا که احتمالا برای او دشوار است تا یک مصاحبه را با چنین روندی تا پایان ادامه دهد، در آن ده درصد پایانی حملاتی را انجام داد، اما با احتیاط. نمی دانم چرا، اما در تمام طول سخنرانی احساس می کردم که او برای انجام این مصاحبه شرط و شروط هایی را پذیرفته است و به همین خاطر بیش از حد معمول خودش احتیاط می کند. این سخنرانی را اگر با سخنان او در بیست روز پیش از این مقایسه کنیم که کاملاً بی محابا از نهاد رهبری گرفته تا شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و ... همه و همه را به توپ بست، احتیاط مدّ نظر در این مصاحبه تلوزیونی مشهودتر خواهد بود. در عین حال از همین احتیاط می شد حدس زد که دورخیزی برای یک رفتار خارق العاده دیگر در حال شکل گیری است.

احمدی نژاد اینک به خوبی می داند که ادامه یافتن دولتش در قالب معروف به پوتین مدودف، با دشواری و موانع جدی روبرو است. او می داند که کار او نیزرو به پایان است، اما بعید است که او کسی باشد تا مانند سید محمد خاتمی، کلید طلایی درب قدرت را دو دستی و با کمال احترام به نفر بعدی (که به احتمال قریب به یقین، از نزدیکان وی نخواهد بود) تقدیم کند.

از سویی آنچه ناگفته پیدا است این است که امروز پز روشنفکری در بین سیاسیون قدرتمدار داخل، که حمله به احمدی نژاد است بسیار شدت یافته است. به عنوان یک جمله معترضه عرض کنم که به راستی انسان تعجب می کند وقتی می بیند دوستان دیروز این فرد، اینک چگونه بدون هیچ پروا و شرمی به او حمله می کنند. مثلا فقط همین مانده بود که آقای نقویان چشم بر شئونات کشور و نظام هم ببندد و دومین مقام کشور را علناً با "گاو شیرده" مقایسه کند.

باور کردنی نیست، اما خوتان بخوانید تا باور کنید: حجت الاسلام نقویان، که از سخنرانان مشهور است و سابقه سخنرانی در محضر رهبر را نیز دارد، طی یک سخنرانی در دانشگاه تربیت مدرس می گوید:"در حالیکه در دامداری‌های کشورهای غربی، دوشندگان شیر گاوها را عوض نمی‌کنند تا مبادا گاوی که به بوی بدن آن شیردوش عادت کرده است، شیرش کم نشود. گاوها هم اصل «ثبات در مدیریت» را که یک اصل اولیه و بدیهی است می‌دانند امّا..."

ما حصل دو پاراگراف اخیر چنین است:

الف- احمدی نژاد موقعیت خود را رو به پایان می بیند.

ب- احمدی نژاد از جانب سیاسیون در معرض تندترین حملات قرار گرفته است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اما نکته سوم و کلیدی:

احمدی نژاد روحیه ای جسور دارد و حاضر نیست در مقابل کوچکترین مخالفتی کوتاه بیاید. مثال: خانم دستجردی که به قول آقای معاون اول، قرار بود تا احمدی نژاد هست، او هم باشد، به خاطر یک سرپیچی کوچک از مقام وزارت خلع شد.

لذا نکته سوم این خواهد بود:

ج- احمدی نژاد در انتقام کوتاه نمی آید.

حال اگر جمله سوم را به دو مورد فوق اضافه کنیم، چه نتیجه ای می گیریم؟ آیا غیر از اینکه به زودی باید شاهد یک حرکت عجیب دیگر از سوی آقای رئیس دولت باشیم؟ آیا همین احتمال نیست که بسیاری را نگران کرده است و قوت روزشان را چهار چشمی پاییدن احمدی نژاد کرده است؟ آیا همین مسئله موجب نشده است تا تلاش هایی صورت بگیرد تا قدرت تصمیم گیری های حساس را از احمدی نژاد سلب کنند؟

امروزه کم نیستند کسانیکه هر روز صبح که به اخبار گوش می دهند منتظرند تا خبری استثنایی را در باره احمدی نژاد بشنوند. من اگرچه هموراه از منتقدین او بوده ام، اما شخصاً با توهین هایی از قبیل آنچه آقای نقویان نسبت به رئیس دولت کرد، مخالفم و معتقدم در هر شرایطی می توان مودب بود و شئونات گفتمان سیاسی را رعایت کرد، و نیز اگرچه می دانم این خود آقای احمدی نژاد بود که از ابتدا بنای چنین ادبیاتی را در سیاست ایران بدعت گذاشت (و مردم معترض به انتخابات در سال هشتاد و هشت را خس و خاشاک نامید و بساط خوار کردن رقیب را در سخنرانی بعد از پیروزی اش در میدان ولیعصر تهران پهن کرد و مردمی را که از موفق نشدن کاندیدایشان ناراحت بودند و در یک چهار را ه بالاتر از آنها تجمع کرده بودند، مشتی شکست خورده نامید) و .... اما این را هم می دانم که با شرایط حاضر احمدی نژاد با آن روحیه ای که دارد، بعید است که در تدارک یک حرکت دیگر نباشد. باید منتظر ماند و البته او را چهار چشمی پایید تا در این آخر کار، خطری جدی را پیش روی میهن باستانی ما قرار ندهد.


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016