جمعه 14 تیر 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

نهادینه شدن انتخابات درایران، محمد برقعی

mohammad-borghei.jpg
شرکت درانتخابات چنان در ایران نهادینه شده است که هیچ تحریمی کار ساز نیست . از نظر این ملت راه تغییر صندوق رای است. قهر با آن بود که شوراهای شهر وروستا را به دست باندی داد که احمدی نژاد دست آورد آن بود. حتی وقتی حکومت در انتخابات 88 تقلب کرد با فریاد "رای من کو" آن را درداخل و خارج به چنان بی آبرویی کشاند که بالاخره تن به انتخاباتی آزاد-البته در محدوده قوانین تبعیض آمیز وتصفیه کننده حکومت- داد .

تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


بررسی توزیع آرا در انتخابات کنونی چند نکته وسوال را مطرح می کند:

1-در صد رای به کاندیداهاو درجه مشارکت مردم نشان میدهد که آقای روحانی بالاترین در صد ارای خودرا در منطق مرزی کشور داشته است . در صد رای به ایشان در استان های بلوچستان بندر عباس ، هرمزگان ، کردستان و ترکمن صحرا حدود 80 درصد با دو یا سه درصد کمتر یا بیشتر است درحالی که در بیشتر شهرهای بزرک کشور حدود 50 درصد است . در توضیح می توان گفت که این مناطق که بیشتر سنی نشین هستند علاوه بر دلایل کلی خشم مردم از سیاست های حکومت ، که کشور را به ویرانی وورشکستگی کشیده و در جهان ایران بی اعتبار و بد نام کرده است ، ستم دو گانه ای است که بر اینان به دلیل سنی بودنشان میرود . از این روی آنان بیشتر از مناطق دیگر کشور به دنبال اصلاحات و نجات از سیاست های حاکم هستند ، و برای آمدن یک حکومت صالح ،که به دنبال اصلاحات و کشور و رفع تبعیضات باشد هستند. اما سوال اساسی من مورد دیگری است . این که بسیج این مردم چگونه ممکن شده است ؟

ما میدانیم که آقای روحانی حتی در سطح شهر های بزرگ هم کمتر شناخته شده بود چه رسد به مناطق دور افتاده ،واین استقبال شگفت و غیر منتظره از ایشان به دنبال اعلام حمایت آقایان خاتمی ورفسنجانی از ایشان بود. اما این حمایت تنها چهار روز پیش از انجام انتخابات اعلام شد.سوال انست که در این فاصله زمانی کوتاه چگونه این بسیج ممکن شد. کاری که در کشورهای پیشرفته ، با همه وسعت عمل وسایل ارتباط جمعی هم پیش نمی آید. درک این مسئله در گرو توجه به این نکته است . برای رساندن خبر و بسیج دو عامل نقش آفرین است . یکی درجه توان در رساندن پیام ،و دیگری آمادگی مردم برای شنیدن خبر و عمل بر آن.

توان پیام رسانی

در مورد توان پیام رسانی در این مورد امکانات وسیعی نبود . زیرا رادیو تلویزیون ایران با چند شبکه محدودش ،در مقایسه با بیشترکشورهای پیشرفته جهان ،عملکردی محدود دارد ،که چندان هم مورد توجه و علاقه مردم نیست . ضمن آن که در روستاهای دور دست همه خانواده ها تلویزیون ندارند تا به مناظره های کاندیدا ها گوش دهند.عملکرد رادیو هم چنین است . رسانه های خارج از کشور هم قدرت و امکان پیام رسانیشان فراگیر نیست. بهر صورت با انکه در عصر کامپیوتر و وسعت عمل وسایل خبر رسانی هستیم ،اما هنوز کشور ایران باسیاست های محدود کننده حکومت ، در مقایسه با بیشتر کشورها کارنامه درخشان و چشم گیری ندارد.

راه دیگر پیام رسانی به توده ها ، به ویژه در نقاط دور افتاده شبکه مساجد و هیات ها مذهبی ، و نهادهای دولتی چون بسیج و سپاه است ، که هیچ کدام از آقای روحانی حمایت نمی کردند. وشاید مهمترین وسیله خبر رسانی مردمی همان جوانان و کوشندگان و دانش آموزان و معلمینی هستند که در جریان جنبش سبز توانایی بالایی از خود نشان داده بودند، و با استفاده از تلفن های دستی وارتباطات الکترونیکی چنان عمل کردند که اعتبار جهانی یافتند. اما برای این کار نیز چهار روز زمان کوتاهی بود ،ضمن آن که میدان عمل اینان بیشتردر شهر ها است.و آمار نشان می دهد که بخش وسیعی از یاران جنبش سبز و حتی اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نکردند ودر نتیجه در صد شرکت کنندگان در شهر های بزرگ کمتر از مناطق دور افتاده بود

آمادگی دریافت پیام:

میدانیم که ذهن ما گزینشی عمل می کند . روزانه ما اخبار و اطلاعات بسیاری را در یافت میکنیم اما بیشر آنها را به قول معروف از این گوش میشنویم واز آن گوش به در می کنیم .دهها بار تبلیغی را می شنویم یا می بینیم اما حتی به یاد نمی آوریم. اخبار کشورهای بسیاری را می شنویم اما گویی نشنیده ایم . همین گونه است اطلاعات و اخباری که مورد علاقه ما نیست . من بارها به آمریکائیان بر می خورم ،که پس از یک سال برنامه های خبری شب و روز رسانه ها و هزاران پوستر تبلیغاتی و تلفن مستقیم کاندیداها ،حتی نام کاندیدای مجلس یا سنای ایلاتشان را نمی دانند. ودر موارد بسیاری حتی کاندیداهای ریاست جمهوری را نمی شناسد. مردم عادی به دنبال زندگی خود هستند و علاقه ای به مسایل سیاسی ندارند. بر طبق آمار بیش از 80 درصد مردم آمریکا مهمترین اخبار سیاسی کشورشان را از طریق برنامه های کمدی تلویزیون ها می شنوند. یعنی چون می خواهند برای خنده وتفریح به برنامه مورد علاقه اشان گوش دهند ، تصادفا و نا خواسته در معرض خبر سیاسی هم قرار می گیرند.

لذا می توان نتیجه گرفته که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران اخبار سیاسی و انتخابات ریاست جمهوری را به طور جدی و پی گیر دنبال می کنند حتی روستاییان و عشایری که پیش از انقلاب نمی دانستند که چه کس شاه مملکت است و هنوز فارس ها را قجر یعنی عوامل حکومت قاجارمی گفتند . از مشروطه حتی نامی نشنیده بودند و از مصدق و مبارزات ملی کردن نفت کاملا بی خبربودند. اما حال نه تنها کاندیدا هار امی شناسند یلکه مردم سراسر کشور ازشهرهای بزرگ تا دورترین دهات و عشایر درحرکت در کوهساران به انتظار خبر هستند تا تصمیم نهایی خود را بگیرند.

مردمی که چنین منتظر باشند حکم دشتی پوشیده از علف خشک را دارند کافیست جرقه ای در گوشها ای زده شود تا در کوتاه مدت آتش سراسر دشت را فرا گیرد. این جرقه رادیو وتلویزیون داخلی یا خارجی و حتی می تواند تلفن جوان روستایی ای باشد که برای تحصیل به شهر رفته و تلفنی به پدر ومادرش خبر میدهد . این آمادگی حرکت چنان است که فقط کافیست حمایت آقای خاتمی را بشنود .شاید این شعار شیرین خصوصیت شکست فاجعه بار اصول گرایان و پیروزی اعجاب اور کاندیدای مورد حمایت طیف رنگارنگ اصلاح طلبی را نشان میدهد"بدون هیچ دلیلی خاک برسر جلیلی" .

این رویکرد باور ناکردنی به آقای روحانی در شرایطی بود که اقای جلیلی از شبکه تبلیغاتی وسیعی برخوردار بود . حامی اصلی او مرادپیشین آقای احمدی نژاد و معتبر ترین روحانی از دیدگاه آیت الله خامنه ای بعنی آیت الله مصباح یزدی بود. این شکست چنان فاجعه بار بود حتی در شهر قم که دار الحکومت آیت اله مصباح یزدی است و طلبه های متعصب و آشوبگر او مراجع معترض را مورد حمله واهانت قرار می دهند ومدرسه حقانی ستاد عملیاتی اینان است هم کاندیدای او یعنی آقای جلیلی باخت.ودر سراسر کشور در یک بخش برنده شد . بخشی دور افتاده در بلوچستانی که همیشه جانب اصلاح طلبان را داردو به عنوان سنی هیچ دل خوشی از یک شیعه متعصب منتظر الظهور نمی تواندداشته باشد .بخشی با ساختار قبییله ای که کافیست رئیس محل جانب کسی را گرفته باشد.

نکته پایانی:

این بررسی نشان میدهد که مردم ایران نه تنها بسیار سیاسی هستند بلکه در اثر سی سال شرکت در انتخابات و تجربه های گوناگون به پختگی ای رسیده اند که در سطح جهانی قابل تحسین است. مردمی که کم کم شعور را جایگزین شعار کرده. ملتی که هم خشونت وافراط را آزموده وهم اصلاح طلبی کم توان را.هم اخلاق مدارانی که شیوه عمل در جهان واقعی سیاست را نمی شناختند وبا همه خوبی تدبیر سیاسی کافی نداشتند هم بی اخلاقان مردم فریبی که برای رسیدن به قدرت هر گونه دروغ و فریب را مجاز میدانستند .ملتی که از پیروی کور کورانه از رهبر به ناقد رهبر تبدیل شدند. ودر آخر بر ان شدند که در صحنه سیاست کارآیی اصل است نه خوب بودن ، اما کار آیی غیر اخلاقی فساد و مردم فریبی را جایگزین سازندگی بنیانی می کند.

یک اعتراف

شرکت درانتخابات چنان در ایران نهادینه شده است که هیچ تحریمی کار ساز نیست . از نظر این ملت راه تغییر صندوق رای است. قهر با آن بود که شوراهای شهر وروستا را به دست باندی داد که احمدی نژاد دست آورد آن بود. حتی وقتی حکومت در انتخابات 88 تقلب کرد با فریاد "رای من کو" آن را درداخل و خارج به چنان بی آبرویی کشاند که بالاخره تن به انتخاباتی آزاد-البته در محدوده قوانین تبعیض آمیز وتصفیه کننده حکومت- داد . بسیاری چون من این نهادینه شدن را ندیده بودیم.و هنوزهم بسیاری از نیروهای اپوزیسیون خارج از کشوراز پذیرش این امر سرباز می زنند


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016