یکشنبه 8 دی 1392   صفحه اول | درباره ما | گویا

گفت‌وگو نباشد، یا خشونت جای آن می‌آید یا فریبکاری، مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان
ما فقط با گفت‌وگو می‌توانیم از خشونت و فریبکاری رهایی پیدا کنیم. در جامعه هر مساله‌ای از سه راه رفع می‌شود، یکی گفت‌وگوست، یکی خشونت و دیگر فریبکاری. اگر در جامعه گفت‌وگو تعطیل شود دو رقیبی که جای آن را می‌گیرند، خشونت و فریبکاری هستند ... [ادامه مطلب]


بخوانید!
پرخواننده ترین ها

مدرنیزاسیون بدون مدرنیته، ماشین خودتباهی؛ مهران شقاقی

آشنایی عامه ایرانیان با مدرنیته و تمدن نوین دنیا از طریق شنیدن مشاهدات از فرنگ‌برگشته‌هایی آغاز شد که اغلب برداشت‌های توریستی خود از غرب را به عنوان واقعیات جامعه و زندگی آنجا نقل می‌کردند. سالها بعدتر نیز با رسیدن محصولات کارخانه رویاسازی هالیوود به کشور تصور عمومی از آنچه در آنجا می‌گذرد تکمیل شد: دنیایی پر زرق و برق که همه در آن آسوده‌اند و کم وبیش به خوشی و فحشا مشغول.

طی همین سالها در خلط مبحثی که توسط روشن‌فکران ایرانی بین مفاهیم ‌استعمار، دنیای غرب، بی‌بندوباری و مدرنیته صورت گرفت این مفاهیم معادل هم جازده شدند و در تقابل با اصالت شرق گره‌زده‌شدند. در حین تکوین این تصور، از فرنگ‌برگشته‌هایی نیز با مقایسه مشاهدات خود از دو دنیا -با دیدی تک علتی- علت عقب‌ماندگی ایرانیان را در دینداری ایشان خلاصه دانستند و با نقد نابجای دین و آیین مردم،‌ دینداری را در تقابل با مدرنیته جا زدند. در جبهه مقابل نیز روشن‌فکران عوام با نگاه‌هایی که از سطح نفوذی نمی‌کرد چنان گفتمانی از آنچه درغرب می‌گذرد در تریبون‌ها ارائه می‌کردند که اگر سیل مدرنیته بیاید تمام بنیانهای اصول اخلاق و ارزش‌هایی انسانی یکسره از بین خواهند رفت؛ و بدین سان هراس و نفرتی از جریان مدرنیته در ایران ترویج و تکمیل می‌شد و در جامعه ریشه می‌دوانید؛ و چنین بود که تن‌نازده به مدرنیته، در دهه ۱۳۵۰ شمسی گفتمان "بازگشت به خویشتن" رواج گرفته بود و فیلم‌هایی از قبیل "قیصر" و "آقای هالو" پراستقبال بودند. به هرحال در نهایت در ذهنیت و جامعه ایران، مدرنیته نه به عنوان مرحله‌ای طبیعی از رشد مدنیت و امری جهان‌شمول بلکه با عنوانی ستیزاننده یعنی غربزدگی جا افتاد.

با این که مدرنیته در ایران امر مذمومی جا زده می‌شد، اما مظاهر مدرنیته پس از همان سفر اول ناصرالدین‌شاه به فرنگ جای خود را نخست بین اشراف و اندک اندک بین دیگر طبقات مردم باز می‌کرد. در حکومت پهلوی نیز عملاً سیاست مدرنیزاسیون آمرانه -به این امید که به سرعت ایران نیز یکی از ممالک راقیه شود- در پیش گرفته شد. مخالفت‌های اولیه در مواجهه با مظاهر مدرنیزاسیون برخلاف انتظار چندان نپاییدند، تنها‌ به این دلیل ساده که وقتی "ماشین" کارها را آسان می‌کند روشهای نقلی در مذمت آن چندان خریداری پیدا نمی‌کنند.

تا زمانی که "ماشین" گران‌قیمت و محدود به طبقات خاصی بود،‌ فرهنگ استفاده از آن نیز خواه‌ناخواه همراه آن منتقل می‌شد تا استفاده نابجا از آن هزینه‌هایی بر صاحب آن نگذارد. برای نمونه مثلاً تصادف رانندگی در ایران تا سال ۱۳۰۵ (یعنی ربع قرن پس از ورود اولین خودرو به ایران) جان کسی را نگرفته بود. اما با ارزان‌ شدن "ماشین"ها و ابزارآلات مدرن و عمومی‌ شدن استفاده از آنها و در عدم گسترش فرهنگ استفاده از آنها، اوضاع به تدریج تغییر پیدا می‌کرد.

اجرای برنامه اصلاحات ارضی شاه در دهه چهل شمسی تحولی در اوضاع مالی بسیاری زمین‌داران سنتی ایجاد کرد که متناسب با سرعت تغییر فرهنگ غالب ایشان نبود. هرچند برنامه‌های اصلاحی انقلاب سفید در آشنایی تدریجی مردم با مزایای مظاهر مدرنیته از قبیل بهداشت و آموزش عمومی مفید بود، اما در ترویج فرهنگ مدرن ناکام بود. از سوی دیگر عطش شاه به مدرنیزاسیون و همچنین افزایش تصاعدی درآمدهای نفتی ایران سرعت مدرنیزاسیون را بسیار فراتر از مدت انعقاد تغییرات فرهنگی جامعه کرد. این مدرنیزاسیون لجام گسسته و نتایج مضحک آن البته همان زمان هم از دیده‌های تیزبینی پنهان نماند و مثلاً ابراهیم گلستان اثر ماندگار "اسرار گنج دره جنی" را با توجه به آن خلق کرد که البته در آن پایان خوشی نیز برای چنان رفتاری نبست.

از سوی دیگر افزایش درآمدها و رفاه ناشی از آن موجب افزایش انتظارات مردم و تشدید نارضایتی‌های عمومی شد و در نهایت چرخش اوضاع به انقلابی انجامید که در آن قدرت سیاسی از دست نخبگانی تحصیل‌کرده در غرب به دست روحانیان -سنتی‌ترین قشر اجتماع- افتاد. متعاقب این تغییر بود که قدرت کلان مالی و امکان استفاده از ابزارهای مدرن به دست حاکمانی افتاد که کمتر آشناییی با مدرنیته داشتند.
در پس انقلاب حکومت روحانیان همان اندک نهادسازی‌هایی را که در دوران پهلوی جهت رشد مدرنیته بوجود آمده بود را هم معطل و ابتر کرد و در عوض با ترویج گفتمان بازگشت به اسلام ناب محمدی، با ابداع عناوینی نظیر اقتصاد اسلامی و بانک‌داری اسلامی سعی در بنا نهادن الگویی دینی در مقابل دنیای مدرن داشت. در این بین دسترسی آسان حاکمیت سنت‌گرا به ابزارهای مدرن در غیاب دارا بودن فرهنگ مدرن (مدرنیزاسیون بدون مدرنیته)، تغییرات و آسیب‌های ضمنی بسیاری در جامعه و کشور ایجاد کرده که مواردی از آنها را برمی‌شماریم.

انفجار جمعیت: در هرکجای دنیا افزایش سطح بهداشت عمومی و دسترسی به بیمارستان‌ها باعث کاهش میزان مرگ‌ومیر اطفال می‌شود، و به تبع آن رشد جمعیت افزایش می‌یابد. در ایران معاصر و در عدم وجود برنامه‌هایی برای تغییر فرهنگ زادآوری مردم جمعیت همیشه رو به رشد بوده‌است؛ تنها در دهه ۱۳۴۵-۱۳۵۵ میزان این رشد به‌دلیل برنامه کنترل موالید اندکی کاهش داشت. جمعیت ایران در حالی از حدود ۱۹ میلیون نفر در سال ۱۳۳۵ به بیش از ۷۵ میلیون نفر در سال ۱۳۹۰ رسید که مولفه‌ها و زیرساخت‌های مدنی کشور کمتر به همین نسبت رشد کرده‌اند. به‌دلیل در حاشیه قرار گرفتن برنامه تنظیم خانواده رشد جمعیت پس از انقلاب ۵۷ افزایش چشمگیری پیدا کرد؛ فرهنگ مدرن که تاکید را در کیفیت زندگی و تامین آینده کودکان می‌داند،‌ بطور رسمی مسکوت ‌ماند و در مقابل فرهنگ سنتیِ معتقد به آموزهٔ "هرآنکس که دندان دهد نان دهد" بطور غیررسمی پابرجاست؛ در بالاترین محافل رسمی کشور هم بارها صحبت از ارتش بیست‌میلیونی و جمعیت صدوپنجاه میلیونی بوده‌است.



تبليغات خبرنامه گويا

[email protected] 


اشتغال‌زدایی، بی‌کاری و جرم‌خیزی: با ورود ماشین و مدرنیزاسیون صنعتی بسیاری مشاغل سنتی یا از بین می‌روند و یا این که با تعداد کمتری نیروی انسانی ممکن می‌شوند. چنین امری از یک سو و افزایش جمعیت از طرف دیگر به خیل بی‌کاران جامعه ایران افزوده است. در دنیای مدرن اما با ایجاد مشاغل جدید دنیای نو -از قبیل انبوه کارهای تفریحی، خدماتی یا رسانه‌ای متعدد- گردش سرمایه بین مردم ممکن می‌شود. در حاکمیت دنیای سنتی اما با مذموم دانستن پرداختن به امور تفریحی و اشتغال به امور دنیوی از یک‌سو، و از سوی دیگر انحصار دولت در بسیاری از امور خدماتی و رسانه‌ای، امکان گردش سالم سرمایه بین مردم از بین رفته‌است و در عوض جرایم مالی افزایش یافته است. معضل بی‌کاری از سویی و عدم دسترسی به تفریحات سالم از سویی دیگر نیز خود در افزایش ابتلا به مواد مخدر و ارتکاب جرایم موثر بوده‌اند. مطابق اعلام رسمی تعداد معتادان جمعیت ۷۵ میلیونی کشور حدود ۲ میلیون نفر تخمین زده می‌شود {۱} و آمار رسمی سال ۱۳۹۰ در مقایسه با سال ۱۳۵۸ رشد شمار زندانیان را ۲۵ برابر گزارش می‌دهد {۲} در حالی که جمعیت کل کشور در طی این مدت تنها دوبرابر شده بوده است.

تلفات و خسارات هنگفت استفادهٔ نابجا از وسایل عادی روزمره (از قبیل خودرو، بخاری،‌ برق، گاز): در حالی که در دنیای مدرن با آگاهی از قدرت بالای "ماشین" و رعایت استانداردها و بازرسیِ مرتبْ ابزارآلات نوین را به خوبی رام کرده‌اند، در جامعه ما به علت عدم توجه به استانداردها و رعایت مسایل ایمنی، و در رواج فرهنگِ سرهم‌بندی اشکالات به جای تعمیر اساسی، هرساله تعداد زیادی از مردم جان خود را حین استفاده از ابزارهایی که در کشورهای دیگر وسایلی معمولی به شمار می‌آیند به رایگان از دست می‌دهند و یا باعث ایراد صدمات، هزینه‌ها و خسارات نالازم و هنگفتی به خود و اطرافیان می‌شوند.

برای یک نمونه مطابق آمار رسمی تعداد قربانیان تصادف خودرو در دهه ۸۰ شمسی از تعداد قربانیان جنگ عراق علیه ایران - از طولانی‌ترین جنگ‌های متعارفی قرن بیستم- حتی دوازده درصد نیز بیشتر بوده‌است {۳}.

اضمحلال منابع طبیعی و حیاتی: در غیاب ترویج فرهنگ مدرن، ذهنیت سنتی غالب مردم و مسوولان ما توجهی به چرخه تجدید‌پذیری منابع طبیعی ندارد. ذهنیتی که به آموزه "من چرا عشرت امروز به فردا فکنم؟" خو گرفته است دغدغه‌ای نسبت به اتلاف انرژی و فروش منابع طبیعی و حیاتی تجدید ناپذیر ندارد. بنا به عادت مالوف او هم بخاری را تا درجه آخر روشن می‌کند تا اتاقش گرم شود و هم پنجره را باز می‌گذارد تا نسیمی به داخل آن بوزد. در مقیاس ملی نیز برنامه مدونی برای میزان استحصال و صادرات و فروش نفت و گاز و دیگر منابع طبیعی ندارد و هرچه بخرند می‌فروشد، تا جایی که در چند سال اخیر خبر از صادرات آب شیرین و خاک حاصلخیز کشاورزی ایران نیز در بین اخبار بوده است {۴}.

تحلیل سفره‌های آب زیرزمینی: با فراهم شدن امکان دسترسی آسان به تجهیزات فنی حفر چاه عمیق، استخراج آبهای زیرزمینی برای مصارف متعدد مدتهاست رواج بسیاری یافته است. ذهنیت سنتیی که آب را صرفاً مائده‌ای آسمانی می‌داند که نزول آن محصول استجابت "دعای باران" است کمتر درکی از نگاه‌داری حساب استخراج سفره‌های آب زیرزمینی دارد؛ وقتی هم به سادگی به ابزار استخراج دسترسی دارد مانعی در استفاده یا صدور مجوز استخراج چنین نعمت خدادادی نمی‌بیند. مطابق اعلام وزیر اسبق کشاورزی بیلان منفی برداشت آب که در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مکعب در سال بوده است در حال حاضر به ۱۱ میلیارد متر مکعب رسیده است، یعنی افزایشی ۱۱هزار درصدی داشته است {۵}.

با ادامه چنین برداشتی طی چند دهه دیگر به سرعت تمام سفره‌های آب زیرزمینی ایران خواهد خشکید و فلات ایران در عمل تبدیل به بیابانی بزرگ خواهد شد.

خشکیدن دریاچه‌های طبیعی ایران: اوضاع بحرانی دریاچه اورمیه نمونه‌ای دیگر از نتایج بکارگیری نابجای ابزار مدرن است. خشکیدن این دریاچه -چه نتیجه سدسازی‌های بی‌حساب و کتاب روی رودهای بالادست آن باشد، چه مربوط به حفر حدود ۷۳هزار حلقه چاه در اطراف آن و چه نتیجه ساخت و ساز پل میان‌گذر روی آن- نمونه‌ایست از این که چگونه ذهنیت سنتی با استفاده از ابزارهای دنیای مدرن به دنبال ایجاد رفاه کوتاه مدت از اثرات بلندمدت مداخلاتش غافل می‌ماند و به مدد دسترسی به ابزارهای مدرن، اما غافل از ظرایف و سازوکارهای کاربرد آنها، آسیب‌های جبران ناپذیری به محیط زیست خود و نسلهای بعد خود وارد می‌کند. اوضاع دریاچه اورمیه تنها یک نمونه‌ از موارد مشابه دیگر است که به سبب گستردگی این دریاچه مدتی‌است رسانه‌ای شده‌است؛ مدتهاست که دیگر پیکره‌های آبی طبیعی ایران از قبیل بختگان، تشک، پریشان، کافتر، گاوخونی، هورالعظیم،‌ هامون، جازموریان از آسیب‌های مشابه صدمه دیده‌‌اند ولی چندان توجهی برنینگیخته‌اند.

انقراض گونه‌های جانوری
: شاید برگشت‌ناپذیرترین آسیب از ورود ابزارهای مدرنیزاسیون به ایران نصیب جانوران این کشور شده باشد. از همان دورانی که ناصرالدین شاه برای سرگرمی و اثبات شجاعتش جانوران وحشی را با چهارپاره و گلوله شکار می‌کرد تا امروز که به مدد تفنگ‌های متنوع دوربین‌دار و جیپ و موتورسیکلت تندرو و قطار فشنگ کمتر جانداری می‌تواند از تیر شکارچیان مجاز و غیرمجاز ایرانی جان سالم به در ‌برد بسیاری گونه‌های جانوری در ایران یا منقرض شده‌اند و یا در شرف آنند. ذهنیت سنتی شکار را تفریحی سالم می‌داند که هدفش تامین گوشت خوش‌خوراک و یا از بین بردن جانوران درنده و موذی است و درکی از اهمیت چرخه حیات در ثبات و دوام اکوسیستم ندارد. در حالی فرهنگ مدرن با توجه به چنان نکاتی،‌ مدتهاست که تکیه را بر جایگزینی دوربین عکاسی به جای اسلحه شکار و تاکید برجنبه تفریحی آن دارد.

****

فهرست بالا را می‌توان باز هم ادامه داد و به مواردی دیگر با تاثیرات مخرب دراز مدت و پنهان مانند بیابانزایی، جنگلزدایی و فرسایش خاک نیز اشاره کرد و یا مواردی با تاثیر مخرب مستقیم و مشهود مانند بی‌اعتنایی به قوانین رانندگی، افزایش ریزگردها و آلودگی هوا، تولید و استفاده از بنزین غیراستاندارد، استفاده بی‌رویه و غیراصولی سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی که باعث رشد ابتلا به سرطان و سایر بیماری‌ها شده‌اند را نیز شامل کرد.

این موارد همه درنهایت بطور خزنده و مخملین باعث تباهی زندگی یک ملت و نسل‌های آینده ایشان از قِبَل نتیجه کارهای خود -و نه توطئه‌ای بیرونی- می‌شوند. مردمی که بی‌توجه به الزامات استفاده از ابزارهای نوین و عدم اعتقاد به مولفه‌های فرهنگ نوین از قبیل تدبیر طرح و برنامه‌ریزی بلند مدت، هنوز به شیوه سنتی "از این ستون به آن ستون فرج است" ایام گذرانده و می‌گذرانند. البته سنت و فرهنگی که زندگی دنیوی را بسان اقامتی موقت در کاروانسرایی بداند مردمش نیز بیشتر به تولید ادبیات عرفانی و بنای مقبره و زیارتگاه‌ گرایش پیدا می‌کند تا به برنامه‌ریزی بلندمدت و برپاکردن بناها و ایجاد سازمان‌ها و تشکیلاتی که طی یک نسل "کلنگی" نشوند.

این که این روند منفی تباهی مخملین ملی را چگونه می‌توان متوقف کرد از صورت مساله معلوم است؛ یا باید مدرنیزاسیون و استفاده از ابزارهای مدرن را واگذاشت و مثلا مانند فرقه مسیحی آمیش‌های امریکا به زندگی به شیوه سنتی دوران پیشامدرن اکتفا کرد، یا اینکه با مدرنیته و فرهنگ و ذهنیت آن خو گرفت و ذهنیت و آموزه‌های کهن سنتی را به مانند وسایل و ابزار همان دوران بازنشسته کرد و به تاریخ سپرد. در عرصه عملی نیز تنها توسل به نخبه‌گرایی، و سپردن تصمیم‌گیریها در کارهای اساسی به مدیرانی خوگرفته با ذهنیت مدرن است که شاید بتواند پیش از رسیدن به نقطه غیرقابل برگشتی شیرازه امور و چرخش کارها را به سوی ارتقای سطح زندگی و همسو شدن فرهنگ و ابزار ممکن کند.
در شرایط حاضر به تمثیل مدرنیزاسیون برای ما بسان آن پرو بالی شده‌است که سعدی از داشتن آن برای "گربهٔ مسکین" بیمناک بود تا "تخم گنجشک" را از میان برندارد. گربه ایران ما اما امروز تیشه مدرنیزاسیون را گرفته و در نبود فرهنگ مدرن به ریشه خود می‌زند…

****

پانویس:

۱) "آمار نيروی انتظامی ايران از تعداد معتادان به مواد مخدر و الکل"
http://archive.radiozamaneh.com/news/iran/2013/02/19/24671

۲) "آمار زندانیان اول انقلاب 10 هزار نفر٬ اكنون 2۵0 هراز نفر"
http://aftabnews.ir/vdcbg5b89rhbf9p.uiur.html

۳) "مرگ ۲۴۱ هزار تن در حوادث رانندگی دهه ۸۰"
http://www.hamshahrionline.ir/details/222357

۴) "فروش خاک کشاورزی ایران به کشورهای عربی"
http://inn.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=0&Id=149618&Rate=0

۵) "بیش از ۴۰ تالاب ایران خشک شده است"
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2013/12/131215_nm_waterland_drought.shtml


ارسال به بالاترین | ارسال به فیس بوک | نسخه قابل چاپ | بازگشت به بالای صفحه | بازگشت به صفحه اول 
Copyright: gooya.com 2016