در همين زمينه
9 دی» از فرود اضطراری بابانوئل در تهران تا مرحوم شدن گل آقا برای بار دوم3 دی» از ابتذال پرتاب لنگِ کفش به سوی رئيس جمهور آمريکا تا دفاع از آزادی بيان در سايت ايرانيان 26 آذر» از چرا بايد از حقوق حسين درخشان دفاع کرد تا کشتار ۱۴ سرباز توسط جندالله 18 آذر» از ما و روز مبارزه با سانسور تا حل معمای رضا پهلوی 11 آذر» از گفتوگوی فِرسْتليدی ايران با فرستليدی لبنان تا اعتراض بیجا به داوری نيکی کريمی در جايزه ادبی والس
بخوانید!
4 اسفند » دولت و پلیس بر سر طرح امنیت اجتماعی اختلاف ندارند، مهر
4 اسفند » شیطان به روایت امیر تاجیک، خبر آنلاین 2 اسفند » قفل شدگی در گذشته، جمعه گردی های اسماعيل نوری علا 2 اسفند » ديدگاه هنرمندان براي رفع كمبود تالارها، جام جم 2 اسفند » آذر نفیسی نویسنده و استاد دانشگاه جانز هاپکینز در مورد تازه ترین اثر خود صحبت می کند (ویدئو)، صدای آمریکا
پرخواننده ترین ها
» دلیل کینه جویی های رهبری نسبت به خاتمی چیست؟
» 'دارندگان گرین کارت هم مشمول ممنوعیت سفر به آمریکا میشوند' » فرهادی بزودی تصمیماش را برای حضور در مراسم اسکار اعلام میکند » گیتار و آواز گلشیفته فراهانی همراه با رقص بهروز وثوقی » چگونگی انفجار ساختمان پلاسکو را بهتر بشناسیم » گزارشهایی از "دیپورت" مسافران ایرانی در فرودگاههای آمریکا پس از دستور ترامپ » مشاور رفسنجانی: عکس هاشمی را دستکاری کردهاند » تصویری: مانکن های پلاسکو! » تصویری: سرمای 35 درجه زیر صفر در مسکو! از طنز انقلاب تا انقلاب طنز، ويژه نامه سالگرد انقلابکشکول خبری هفته (۲۶)
در مورد تيتر اين شماره از کشکول بايد عرض کنم مدت ها بود در انديشه ی تيتر روشنفکرانه و فيلسوف پسندانه ای بودم و به ذهنم نمی رسيد. از خدا پنهان نيست، از شما هم پنهان نباشد، با ديدن مطالب تئوريک و تيترهای روشنفکرانه ی اين روزها، من هم دلم می خواست تيتری انتخاب کنم که اهل انديشه از ديدن آن لذت ببرند. فکر کردم، عنوان اين مطلب را بگذارم "از انقلابيزاسيون تا ماستماليزاسيون"، ديدم ممکن است خوانندگان ظن انتحال برند و و گمان کنند من از تيتر نويسنده ای گرته برداری کرده ام. تازه آن قدر سواد نداشتم که بخواهم انديشه ام را به پسوند "زاسيون" بيارايم و تئوری يی صادر کنم که بعدها در جزئيات اش بمانم. فکر کردم از پسوند "ايسم" بهره گيرم، ديدم اين يکی هم با بحث های اين روزها در باره ی فاشيسم و سلطانيسم ممکن است قاطی شود و اوضاع فکری مردم را بيش از پيش مغشوش سازد. لذا تصميم گرفتم مانند فيلسوفان بزرگ دو کلمه را در ساختار معکوس به کار گيرم و تيترم را عميق نمايم. از کتاب "فقر فلسفه تا فلسفه ی فقر" استعانت جسته و تيتر "از طنز انقلاب تا انقلاب طنز" را برساختم که هر چند بی بو و بی خاصيت است اما روشنفکرانه و عالم پسند است و همين ما را بس. در پايان نکته ای را متذکر شوم و آن اين که قصد از نگارش چنين طنزی يادآوری خطاهايی ست که همه ی ما در زمان های مختلف به نوعی مرتکب شده ايم و امروز بايد تلاش کنيم تا با يادآوری آن ها از بروز خطاهای مشابه جلوگيری نماييم. ياد ِ هزاران زن و مرد آزادی خواه و قهرمان که در راه آرمان های خود جان باختند گرامی. طنز انقلاب خوانندگان عزيز بايد توجه داشته باشند که ديد انسان نسبت به موضوع واحد فرق می کند. لابد آن جوک را شنيده ايد که يک نفر در جهت خلاف اتوبان می رانْد و تعجب می کرد که چرا همه دارند در مسير اشتباه می رانند. به اين ماجرا اگر با ديد انسانی نگاه کنيم، بايد وحشت کنيم و در انتظار وقوع فاجعه بمانيم؛ اما با ديد طنز، به اين ماجرا می خنديم و به نتيجه ی هولناک آن فکر نمی کنيم. وقوع انقلاب و ماجراهای پيش و پس از آن هم دقيقا شبيه به راندن در مسير خلاف اتوبان است. اگر با ديد طنز به آن بنگريم، قطعا چيزهای بامزه ای در آن خواهيم يافت. به هر حال يک بار هم از اين زاويه به اين حادثه ی اجتماعی بنگريم؛ برای تنوع بد نيست. شاه در جهت خلاف می رانْد شاه هم در مسير اشتباه تخته گاز می رانْد و هشدار ها را ناديده می گرفت. نه تنها ناديده می گرفت فکر می کرد چرا اين آدم های مسخره دارند بال بال می زنند. جالب اين که فکر می کرد دارند برای او دست تکان می دهند و ابراز احساسات می کنند. مثلا در راهپيمايی روز شش بهمن، در ميدان شهياد می ايستاد، و لبخند و دست تکان دادن ِ مردم را تماشا می کرد. به خودش می گفت مردم چقدر مرا دوست دارند. اما مردم در دل شان به شاه و جد و آبادش فحش می دادند که در سرمای بهمن ماه آن ها را وادار به راهپيمايی و دست تکان دادن کرده است. بعد از پايان مراسم، شاه خوشحال سوار هليکوپتر می شد و به کاخ نياوران باز می گشت و ضمن صرف عصرانه، به اين فکر می کرد که من اين ملت قدرشناس را به دروازه های تمدن بزرگ می رسانم. شما چنين شاهی را با چنين ملتی به ذهن بياوريد. طنز مطلب دستگيرتان خواهد شد. حزب رستاخيز انقلاب اسلامی گروه های سياسی
می پرسيد اين کجای اش طنز است؟ من هم می گويم فقط آدم های بی ذوق نمی توانند طنز اين تقويم را دريابند. موضوع مجاهدين خلق از فدائيان هم جالب تر بود. خود را به آب و آتش می زدند که آيت الله خمينی اجازه دهد آن ها به جنگ با صدام بروند؛ يک سال بعد ستادشان را در استخبارات بغداد علم کردند و سربازان فدايی صدام شدند! اما حزب توده که تا سال ۱۳۶۱ در خط امام بود و ده ها جلد کتاب برای اثبات در اين خط بودن منتشر کرده بود، با هجوم صبحگاهی پاسداران به خانه ی رهبران حزب، از خواب خوش ِ ضدامپرياليستی بيدار شد و تازه به ياد آوَرْد که خط امام به روحانی اش رحم نمی کند چه برسد به کمونيست. سران حزب را چنان شکنجه دادند که خط امام در همان يکی دو ماه اول از يادها رفت و مبارزه برای سرنگونی در دستور کار قرار گرفت. جمع کردن آن همه کتاب و سند و نوشته البته برای بازماندگان و اعدام نشدگان کار مشکلی بود و تلاشی که می توان از آن به عنوان طنز انقلاب ياد کرد. اصلاح طلبان مقام معظم رهبری در جهت خلاف می رانَد انقلاب طنز Copyright: gooya.com 2016
|
||||||