عجیب است! واقعا عجیب است! این حجم از توضیح و تفسیر در موضوع مبارزه و بر انداختن حکومت نکبت اسلامی با مدیریت و حول محور شاهزاده رضا پهلوی، که خود نماینده ی سه اصل، یکپارچگی ایران، انتخاب نوع حکومت بعد از سرنگونی و آرام شدن اوضاع کشور بر اساس حقوق بشر و اصول دمکراسی و سکولاریسم، و عدم تبعیض میان ایرانیانی که در جغرافیای سرزمین ایران زندگی می کنند می باشد با وجود سادگی خط و خطوط اش و با توضیح و تفسیر مکرر در مکرر شاهزاده، تبدیل به موضوعی غامض شده که گویی معادله ای صد مجهولی ست و دائم باید آن را به شکل سوال و جواب تکراری مطرح کرد.
مطرح کنندگان البته از گروه های خواهان نظام جمهوری و مخالف سلطنت گذشته ی پهلوی ها هستند.
ما در ایران دو گروه طرفداران پادشاهی شاهزاده رضا پهلوی و طرفداران نظام جمهوری داریم که متاسفانه تلاش شان برای به کرسی نشاندن حرف شان، هیچ، و تاکید می کنم هیچ ربطی به موضوع مبارزه ی جانانه و در حد جنگ تن به تن با حکومت نکبت اسلامی ندارد و «امروز» اصل و اساس، بر انداختن این حکومت آدمخوار است که باید «هم هواداران پادشاهی، هم هواداران جمهوری» هر دو و در ابتدای کار و پیش از رسیدن به مرحله ی انتخاب نوع حکومت آینده این کار را که بعد از ۴۷ سال سیاه و تاریک در تاریخ کشورمان و بر سریر قدرت ماندن نظام آدمخوار اسلامی انجام دهند که متاسفانه به خاطر تفاوت نگاه سیاسی شان در مورد نوع حکومت آینده بیشتر از بر انداختن حکومت نکبت به جنگ و جدال با هم می پردازند.
من هم جمهوری خواه هستم ولی این قدر عقل ام می رسد که به جای موضوع بر اندازی، به تحمیل عقیده ی خودم نپردازم و چون شاهزاده را از نظر وزن و قدرت معنوی و خواست معقول اش برای آینده ی ایران «تنها» شخصیت سیاسی مورد قبول اکثریت مردم مخالف نظام فعلی می دانم ایشان را به عنوان محور مبارزه با حکومت نکبت قبول داشته باشم و ایشان را اگر خودشان بخواهند به عنوان پرچمدار این جنگ وحشتناک نیم قرنه، حمایت و پشتیبانی کنم.
آیا جمهوری خواهان گرامی مساله به این سادگی را درک نمی کنند، یا خودشان را عمدا به نفهمیّت می زنند و با طرح آینده ی مبهم و حتی شنیدن صدای پای استبداد شاهزاده در آینده که حرفی لغو و یاوه ای بی پایه است مانع از گرد آمدن مردم حول محور شاهزاده می شوند؟