Wednesday, Mar 26, 2025

صفحه نخست » اقداماتی که خودی‌ها آن را خیانت خامنه‌ای و سپاه می دانند، آیا خامنه‌ای به سرنوشتی مشابه اسد دچار می‌شود؟

kham.jpgآیا خامنه‌ای با از دست دادن حامیان ایدئولوژیکش به سرنوشت اسد دچار می‌شود؟

خامنه‌ای محاسبه کرده بود که یک رییس‌جمهوری به ظاهر اصلاح‌طلب، می‌تواند غرب را در برابر تهران دچار تفرقه کند. این تصمیم، با واکنش گسترده حامیان سخت‌گیر حکومت مواجه شد که ریاست‌جمهوری پزشکیان را به مثابه یک خیانت ایدئولوژیک به وعده ادامه مسیر رئیسی می‌دیدند

:::

ایران اینترنشنال - نشریه فارین پالیسی در مطلبی تحلیلی نوشت حامیان ایدئولوژیک و وفادار به علی خامنه‌ای و سپاه پاسداران، به دلیل آنچه «خیانت» به آرمان‌های خود می‌خوانند، به تدریج به جمهوری اسلامی پشت می‌کنند و بنابراین حکومت با شکاف‌های فزاینده‌ای مشابه سقوط تدریجی رژیم بشار اسد در سوریه روبه‌روست.

این مطلب اشاره کرد که جمهوری اسلامی ۴۶ سال پس از شکل‌گیری، برای نخستین بار با این سوال مواجه شده که آیا «هسته سخت» حامیانش که سربازان دستگاه سرکوب آن را تشکیل می‌دهند، اگر بار دیگر اعتراضاتی در ایران شعله‌ور شود، همچنان بی‌چون و چرا از حکومت دفاع خواهند کرد؟

به گفته نویسندگان این مقاله، سوالاتی از این دست در میان الیگارشی جمهوری اسلامی وحشت ایجاد کرده است چرا که آن‌ها به خوبی می‌دانند این همان دلسردی و در نهایت رها کردن نیروهای سرکوبگر دیکتاتوری اسد بود که باعث فروپاشی رژیم بعث در سوریه شد.

از دست رفتن تدریجی مشروعیت حکومت

جمهوری اسلامی برای بیش از چهار دهه به منظور حفظ قدرت به گروه‌های اجتماعی مختلف متکی بوده است. دستگاه حاکم روحانیت از انقلاب ۵۷ که با حمایت قابل توجه اقشار مختلف مواجه بود تا امروز، به تدریج حمایت تقریبا همه‌ اقشاری را که روزی ادعا می‌کرد نماینده آن‌هاست، از دست داده است.

فارین پالیسی یادآوری کرد که در طول دهه اول انقلاب، جمهوری اسلامی به دلیل اجرای سیاست‌های سخت‌گیرانه اسلامی خود به تدریج حمایت طبقه اجتماعی مدرن ایران را از دست داد. جنگ هشت ‌ساله ایران و عراق نیز به روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی اختیارات بی‌سابقه‌ای داد تا آن دسته از نیروهای سکولاری را که به سرنگونی حکومت پهلوی کمک کرده بودند، از میان بردارد.

تغییرات عمده در جامعه ایران در دهه دوم انقلاب آغاز شد. خستگی از جنگ و رشد جمعیت جوان ایران منجر به ظهور روند جدیدی از سکولاریسم و لیبرالیسم در میان طبقات متوسط ایران و از سوی دیگر، سرکوب شدید حکومتی شد.

این سرکوب در سال ۸۸ با تقلب در انتخابات ریاست‌جمهوری و برخورد سخت با اعتراضات بعدی به اوج خود رسید و حکومت تمام حمایت طبقه متوسط را از دست داد.

مسائل اقتصادی که تقریبا یک دهه بعد رخ داد، برای اولین بار منجر به کاهش حمایت طبقات کارگر و روستایی از حکومت شد. همان طبقه‌ای که خمینی همواره از آن به عنوان «طبقه مستضعف» یاد می‌کرد و پایگاه سنتی حامیان جمهوری اسلامی بود.

مطالب بیشتر در سایت ایران اینترنشنال

ناتوانی در تامین مایحتاج روزمره ایرانیان به دلیل سوءمدیریت دولت، فساد گسترده دولتی و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم‌های بین‌المللی شدت یافت و موجب بروز اعتراضات خیابانی شد.

این تظاهرات خیابانی در سال‌های ۹۶ و ۹۸ نمود بیشتری گرفت. در این سال‌ها، طبقات کارگر ایرانی در شهرهایی مانند مشهد و قم که حکومت آن‌ها را سنگرهای خود می‌دانست، رهبری اعتراضات را بر عهده گرفتند.

سرکوب سنگین این اعتراضات از سوی سپاه پاسداران، به‌ویژه در آبان ۹۸ که در آن هزار و ۵۰۰ نفر در چند روز کشته شدند، آخرین میخ بر تابوت جمهوری اسلامی بود و باعث شد که طبقه فرودست برای همیشه به سیستم پشت کند.

از همان سال ۹۸ که تقریبا با ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی هم همراه بود، پایگاه حامیان جمهوری اسلامی به طور کامل به یک حلقه ایدئولوژیک تنگ و تندرو متکی شد. این قشر اجتماعی که به عنوان «هسته سخت» شناخته می‌شود، از جمهوری اسلامی به دلایل ایدئولوژیک اسلامی، حمایت می‌کند.

پشتیبانی این هسته سخت، بر تحمیل سیاست‌های اسلامی سخت‌گیرانه حکومت در داخل و خارج کشور استوار است که آن را «عدالت اسلامی» می‌دانند. این سیاست‌ها شامل دایره وسیعی مانند گشت ارشاد در ایران، حمایت از «محور مقاومت» و نیروهای نیابتی، سیاست مخالفت با یهودیان و شعار نابودی اسرائیل، مخالفت شدید با آمریکا و تلاش برای توسعه تسلیحات هسته‌ای می‌شود که ارکان اصلی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی را تشکیل می‌دهند.

جمهوری اسلامی در طول چهار دهه، برای تقویت بیشتر این پایه سخت یک جامعه از «خودی‌ها» را تشکیل داده که در مقابله با بخش بزرگ‌تر جامعه ایران که آن را «بیگانگان» می‌خواند، قرار می‌گیرد.

این خودی‌ها ارکان اصلی حکومت و دولت را تشکیل می‌دهند، از حمایت مالی برخوردارند و در مقابل تعهد ایدئولوژیک خود را با اقداماتی مانند حضور داوطلبانه در راهپیمایی‌های تبلیغاتی حکومت نشان می‌دهند. نیروهای خودسر آن هم به‌عنوان حجاب‌بان عمل می‌کنند و در اعتراضات مردمی، برای سرکوب معترضان به خیابان‌ها می‌روند.

اگرچه آماری رسمی از تعداد افرادی که این هسته سخت را تشکیل می‌دهند وجود ندارد اما فارین پالیسی با استناد به ارزیابی‌ها نوشت که این جامعه بیشتر از هشت میلیون نفر نیست: «این عدد که حدود ۱۰ درصد جمعیت ایران است، احتمالا همان‌هایی هستند که داوطلبانه، واکسن کووید-۱۹ تولید سپاه پاسداران را به جای واکسن‌های تایید شده بین‌المللی دریافت کردند.»

اقداماتی که خودی‌ها آن را خیانت خامنه‌ای و سپاه دیدند

فارین پالیسی اشاره کرد که در یک سال گذشته، اتفاقاتی افتاده که خودی‌ها آن را «خیانت» تلقی کردند و باعث لرزه در پایگاهی شده که خامنه‌ای و رهبران ارشد سپاه پاسداران همواره آن را «مطیع بی‌فکر» می‌دیدند.

شکاف‌ها پس از مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی، رییس دولت سیزدهم ظاهر شدند. کسی که پایگاه رای و دولتش به طور کامل بر اساس و برآمده از همین پایگاه وفاداران ایدئولوژیک به جمهوری اسلامی بود.

پس از مرگ رئیسی، پیش‌بینی می‌شد که سعید جلیلی، از چهره‌های تندرو، جانشین او شود.

این پیش‌بینی بی‌دلیل نبود. از سال ۹۸، خامنه‌ای طرح «پاک‌سازی» ایدئولوژیک را با هدف تقویت نسل جدیدی از افراط‌گرایان آغاز کرده بود. با این حال، این بار احتمالا خامنه‌ای و رهبران سپاه پاسداران برای جلوگیری از انتخاب جلیلی مداخله کردند و به جای او، مسعود پزشکیان اصلاح‌طلب را به ریاست‌جمهوری رساندند.

نویسندگان فارین پالیسی نوشتند که این تصمیم، از یک‌ سو ناشی از عملکرد ضعیف تکنوکرات‌های ایدئولوژیک دولت رئیسی بود که بحران‌های ایران را تشدید کرد و از سوی دیگر، در راستای آمادگی‌ها برای بازگشت قریب‌الوقوع دونالد ترامپ به کاخ سفید و اعمال «فشار حداکثری» بر ایران بود.

خامنه‌ای محاسبه کرده بود که یک رییس‌جمهوری به ظاهر اصلاح‌طلب، می‌تواند غرب را در برابر تهران دچار تفرقه کند. این تصمیم، با واکنش گسترده حامیان سخت‌گیر حکومت مواجه شد که ریاست‌جمهوری پزشکیان را به مثابه یک خیانت ایدئولوژیک به وعده ادامه مسیر رئیسی می‌دیدند.

این واکنش‌ها تا آن‌جا ادامه یافت که حتی برخی شبهه سقوط عمدی بالگرد رئیسی از سوی برخی افراد درون نظام را مطرح کردند.

اما این احساس «خیانت» قرار بود روز به روز بدتر شود.

ضربه بزرگ بعدی وقتی بود که خامنه‌ای به پزشکیان برای انتصاب محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه سابق، به‌عنوان معاون امور راهبردی چراغ سبز داد.

خامنه‌ای و سپاه پاسداران به مدت هشت سال، هسته سخت حامیان خود را برای حمله به ظریف و اجرای عملیات جنگ روانی علیه او بسیج کرده بودند. آن‌ها ظریف را «جاسوس آمریکایی و خائن به نظام» می‌‌دانند و حتی او را به توهین به قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده سپاه قدس، متهم می‌کنند.

این شکاف‌های داخلی زمانی بیشتر شد که شورای عالی امنیت ملی زیر نظر خامنه‌ای، مداخله کرد تا اجرای قوانین سخت‌گیرانه موسوم به «عفاف و حجاب» را به تعویق بیندازد.

این تصمیم منجر به این شد که هسته سخت حامیان حکومت، آشکارا به رهبری جمهوری اسلامی حمله و آن را به کنار گذاشتن یکی از رکن‌های اصلی انقلاب اسلامی، یعنی حجاب اجباری، متهم کنند.

سرخوردگی هسته سخت حامیان حکومت فقط به مسائل داخلی ایران محدود نماند.

اسرائیل با از بین بردن رهبران و نیروهای اصلی حماس و حزب‌الله و آن‌چه که «محور مقاومت» خوانده می‌شود، اعضای این پایگاه حامی را به شدت عصبانی کرد. آن‌ها آشکارا شروع به زیر سوال بردن تعهد ایدئولوژیک سپاه پاسداران و تردید رهبری در حمله به اسرائیل کردند و گفتند برخی از افراد درون نظام با سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل همکاری دارند.

حتی وقتی سپاه پاسداران حملات مستقیم بی‌سابقه‌ای به اسرائیل انجام داد، ناکارآمدی موشک‌ها و پهپادهایی که مقام‌های جمهوری اسلامی همیشه به آن‌ها می‌بالیدند، باعث دلسردی هسته سختی شد که همواره به تبلیغات حکومت درباره توانایی‌های سپاه باور داشت.

فروپاشی حکومت اسد در فاصله بیش از هزار کیلومتری از ایران، آخرین ضربه به این هسته سخت بود.

سقوط اسد بار دیگر خشم نسبت به خامنه‌ای و سپاه پاسداران را شعله‌ور کرد. برای این پایگاه حامیان که بسیاری از اعضایش به‌طور داوطلبانه در سوریه علیه گروه‌های سلفی-جهادی جنگیده و خون ریخته بودند، تصمیم خامنه‌ای در ایستادن و تماشای سقوط سوریه به دست شورشیان تحت رهبری هیات تحریر الشام، به‌عنوان یک خیانت دیگر تلقی شد؛ چرا که مدام به این پایگاه حامیان گفته شده بود حفظ سوریه، نه صرفا حمایت از اسد، بلکه به معنای حفظ اسلام شیعه و «دفاع از حرم» است.

پس از دلسردی از وضعیت سوریه و دیگر عوامل، پایگاه سخت حامیان جمهوری اسلامی از این‌که خامنه‌ای گفت ممکن است با ترامپ، کسی که دستور کشتن سلیمانی را صادر کرد، وارد مذاکره شود، خشمگین شد.

از زمان مرگ سلیمانی، خامنه‌ای و فرماندهان سپاه پاسداران قول انتقام سخت و ترور ترامپ و تمامی افرادی را دادند که در این حمله مشارکت داشتند. بنابراین، این احتمال که حکومت حتی به فکر دست دادن با قاتل سلیمانی باشد، این گروه را بیشتر عصبانی کرد.

گزینه‌های محدودِ پیشِ روی خامنه‌ای و سپاه پاسداران

فرسایش و اضمحلال پایگاه حامیان ایدئولوژیک جمهوری اسلامی احتمالا تاثیرات عمیقی بر آن خواهد داشت. خامنه‌ای و سپاه پاسداران کاملا آگاهند که بیشتر از هر گروه جمعیتی دیگری در ایران، از دست دادن این حامیان سرسخت، موجودیت جمهوری اسلامی را به خطر می‌اندازد زیرا اعضای این پایگاه کوچک اما ایدئولوژیک و افراطی، نیروهای پیاده‌نظامی را تشکیل می‌دهند که در شکل‌گیری هر اعتراضات ضد حکومتی، ایرانیان را سرکوب می‌کنند.

فارین پالیسی با اشاره به این پیش‌زمینه‌ها خاطرنشان کرد که خامنه‌ای و سپاه پاسداران فرصت چندانی را برای مقابله با این بحران اساسی از دست نداده‌اند؛ هرچند که گزینه‌های محدودی در اختیار دارند.

جمهوری اسلامی برای جلب دوباره حمایت این پایگاه، هیچ چاره‌ای جز احیای سیاست‌های ایدئولوژیک خود در داخل و خارج از ایران ندارد.

خامنه‌ای البته می‌داند که فضای کمی برای مانور در خاورمیانه خواهد داشت زیرا دولت جدید ترامپ وقت را برای اعمال فشار حداکثری بر تهران و محدود ساختن توانایی آن در تامین مالی شبه‌نظامیان نیابتی‌اش تلف نکرد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل نیز به صراحت گفت اسرائیل کنار نمی‌نشیند و اجازه نمی‌دهد تهران گروه‌هایی را که پس از حمله هفتم اکتبر به‌طور دسته‌جمعی علیه آن اعلام جنگ کرده‌اند، دوباره مسلح کند.

گزینه‌های محدود خامنه‌ای برای برآورده کردن نیازهای پایگاه حامیانش در زمینه سیاست خارجی، نشان می‌دهد که احتمالا او تلاش خواهد کرد تا این نیازها را در داخل کشور جبران کند.

به نظر می‌رسد که ظریف و عبدالناصر همتی، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت پزشکیان، اولین قربانیان این تلاش‌ها بودند.

فارین پالیسی نوشت که بعید به نظر می‌رسد استعفای ظریف بدون حمایت خامنه‌ای و سران سپاه پاسداران رخ داده باشد زیرا آ‌ن‌ها به خوبی می‌دانند که سقوط ظریف، سرمایه از دست رفته را جبران خواهد کرد.

به همین ترتیب، خامنه‌ای در سخنرانی اخیر خود برخلاف سیگنال‌های اولیه، مذاکرات با ترامپ را رد کرد اما این اقدام‌ها به تنهایی برای جلب حمایت این پایگاه کافی نخواهد بود.

خامنه‌ای در داخل کشور، برای بازپس‌گیری پایگاه حامیانش، باید سیاست‌های ایدئولوژیک اسلامی را تشدید کند. البته این بازی خطرناکی برای اوست زیرا منجر به واکنش منفی از سوی جمعیتی گسترده‌تر خواهد شد و احتمال شکل‌گیری اعتراضات خیابانی علیه حکومت را افزایش می‌دهد.

این‌جاست که پارادوکس پیشِ روی خامنه‌ای به وضوح نمایان می‌شود: اگر سیاست‌های ایدئولوژیک را رقیق کند، ممکن است پیاده‌نظام سرکوب‌گر خود را از دست بدهد و اگر این سیاست‌ها را تشدید کند، احتمال اعتراضات گسترده‌تر افزایش می‌یابد.

بر اساس تحلیل فارین پالیسی، هر دو سناریو تهدیدی اساسی برای جمهوری اسلامی است و می‌تواند منجر به تکرار سرنوشت محتوم اسد برای خامنه‌ای شود.



Copyright© 1998 - 2025 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie Policy