مسئله جمهوری اسلامی،بی ربط و بی محل بودن است و این درد بی درمان،با مذاکره و مصالحه با آمریکا درمان نمیشود...
همایون افتخاریان
هر جریانی، به ویژه جریان های سیاسی برای تداوم حیات خویش،نیاز به دو مؤلفه ی تطبیق پذیری و روایت دارند،به طوری که هر دو لازم و ملزوم هم هستند،ساختار سیاسی و نهادمندی شما باید به گونه ای باشد که به فراخور تغییرات زمانه و مطالبات جدید اجتماع،پتانسیل انعطافپذیری لازم را برای تغییر مسیر و کاربری داشته باشد تا بتواند بهانه ای برای ماندن بیافریند و به نیازها پاسخ دهد تا بی ربط و بیخود نشود!
جمهوری اسلامی ،در قرن بیست و یکم، یک وصله ناجور و یک چیز بیخود،بی ربط و بی محل است!
چنان که نسل جدید درکی از شعارها و نظام ارزشی اش ندارد و گویا هر دو در جهانی کاملا بیگانه با هم زیست میکنند،جو امروز ایران و جهان،جو آمریکا ستیزی،هیجان مبارزات چریکی ضد آمریکایی و الهام گرفتن از آموزه های دینی به مثابه الگوی حکمرانی نیست...
از سوی دیگر تحولات جهانی مثل انقلاب ارتباطات و شکست انحصار رسانه و پیرو آن،کم رنگ شدن مرزها،گفتمان بی کارکرد و منسوخ نظام را با چالشی بی سابقه روبرو کرده،به طوری که امکان اثرگذاری بر روی گرایشات مردم و مدیریت افکار عمومی را برای نظام به حداقل رسانده،در این شرایط یا باید برای ماندن،تغییر کنید و با خواسته های جدید،سازگاری و همسویی پیدا کنید و یا از فرط بی ربطی و ناکارآمدی،حذف میشوید،تجربه ۴۶ سال گذشته نشان داده جمهوری اسلامی نه اراده ای برای تطبیق پذیری دارد و نه به لحاظ بافت ایدئولوژیک،امکان آن را !
تصور پذیرش ارتباط در ابعاد مختلف با جهان،دست برداشتن از ستیز با نظم حاکم جهانی، احترام گذاشتن به سبک زندگی جوانان و همسو شدن با خواسته های آنان در شرایطی که نظام از شدت اضطراب سقوط،از کوچک ترین تغییرات و یا اتخاذ تصمیمات مهم هراس دارد،چیزی شبیه به یک توهم است....
همین امروز هم اگر بر فرض محال،معجزه ای شود و نظام،لزوم این تغییر و تطابق را احساس کند،دیگر برای همه چیز دیر شده،در شرایطِ آرامش پیش از طوفان و جنگ سرد،هر گونه عقب نشینی حتی با هدف اصلاح،از سوی مردم به عنوان ضعف سیستم برداشت میشود و ممکن است به فتح خاکریزهای پی در پی و نهایتا سقوط ختم شود...
همایون افتخاریان

دنیا را برای امریکا ناامن میکنیم

سومین نامه مصطفی مهرآیین به خامنهای