چرا جمهوری اسلامی از مکانیسم ماشه نمیهراسد؟
نوشتۀ قلم کاوه
دیپلماسی در اصل بستری برای گفتوگو و تعامل میان دولتهاست؛ جایی که هر طرف، همچون یک معامله، امتیازاتی میدهد تا در ازای آن منافعی بهدست آورد. آنچه محور این تعاملات است، چیزی جز «منافع ملی» نیست؛ منافع و رفاهی که در نهایت متوجه شهروندان همان کشورها میشود.
اما اگر گفتوگو به نتیجه نرسد، کشورها ابزارهای فشار را بهکار میگیرند؛ ابزارهایی که منافع ملی طرف مقابل را محدود میکند. تحریم، شناختهشدهترینِ این ابزارهاست. قدرتهای جهانی هنگامی که از مذاکره به نتیجه نمیرسند، به تحریم اقتصادی متوسل میشوند؛ تحریمهایی که با تضعیف اقتصاد، رفاه و کیفیت زندگی مردم کشور هدف را نشانه میگیرد تا حکومت مجبور به عقبنشینی شود.
حال پرسش اینجاست: چرا چنین فشارهایی در مورد جمهوری اسلامی کارگر نیفتاده است؟ چرا با وجود بازگشت «مکانیسم ماشه» - شدیدترین سطح تحریمها - حکومت ایران همچنان بر مواضع خود در حوزههای هستهای، نظامی و سیاست خارجی پافشاری میکند؟
پاسخی که برای دولتهای غربی مبهم است، برای مردم ایران کاملاً روشن است. کلید ماجرا در همان نکته اساسی نهفته است: جمهوری اسلامی، بر خلاف دیگر حکومتها، ملاک تصمیمگیری خود را «منافع ملی» قرار نمیدهد.
اقتصاد ایران، معیشت مردم و سطح زندگی شهروندان برای این حاکمیت هیچ اهمیتی ندارد.
سالهاست که اقتصاد کشور به مرز فروپاشی رسیده؛ پول ملی به یکی از بیارزشترین ارزهای جهان بدل شده و تورم و گرانی، ستون زندگی مردم را در هم شکسته است. با این همه، مقامات جمهوری اسلامی همچنان با قاطعیت از «مقاومت» سخن میگویند و امامان جمعه به جای اعتراف به ناکارآمدی، فقر و زندگی حقیرانه را میستایند.
مشکل اصلی غرب در همینجاست: آنان جمهوری اسلامی را همچون یک دولت عادی میسنجند، حال آنکه این نظام نه دولت ملی، بلکه ساختاری ایدئولوژیک است که بقای خود را بر ویرانههای زندگی مردم بنا کرده است. چنین حاکمیتی از فشار اقتصادی نمیهراسد، زیرا اساساً برای «ملت» موجودیتی قائل نیست.

پزشکیان دیر راه افتاد؛ غیبت در قاب سران شانگهای

"ابوعبیده در غزه از پا درآمد"