مرضیه حاجی هاشمی
🗒 ایران این روزها چنان دچار طوفان بی وقفه بحران ها از زمین و آسمان شده که علاوه بر فشار های عینی، به گونه ای ذهنی و روانی نیز هجمه ای از اندوه، جان و قلب را در می نوردد که چه بر ایران می گذرد، از محیط زیست و هوا و آب و انرژی تا سلامت و تغذیه و رفاه و حتی اخلاق و وجدان. این روند خطرناک چگونه آغاز شد؟ در خدمت کدام پروژه تمام پروژه منافع و رفاه ملی به حاشیه رفت یا در غبار فسادها و رانت ها و ویژه خواری ها محو شد؟
⬅️ چگونه شد که «جمهوری اسلامی» مأموریت محو «اسرائیل» یافت و تمام قد در مقابل غرب ایستاد، در حالی که به واقع غرب میزبان خوبی برای اسلامگراها در دانشگاه های خود، انجمن های اسلامی و حتی برای رهبر انقلاب بود؟ از سویی اسناد نشان می دهد که در دهه ۵٠ و اوایل انقلاب، «آمریکا» و برخی کشورهای اروپایی، به دلیل مهار نفوذ چپها و کمونیستها، در پروژه «دلتا» به شکل غیرمستقیم از گروههای اسلامگرا حمایت می کردند و اسلامگراها در ایران بیشترین نفع را از این سیاست غرب بردند.
⬅️ پیش از انقلاب، جریانهای چپ انقلابی و گروههای اسلامگرای مبارز، هر کدام به شکل متفاوتی مساله اسرائیل و حمایت از فلسطین را دنبال میکردند. چپهای انقلابی غالباً تقابل با غرب و آمریکا را با نگاه ضد امپریالیستی و همبستگی با جنبشهای آزادیبخش فلسطین پیوند میزدند. اسلامگرایان انقلابی و رهبر انقلاب، اسرائیل ستیزی را با مبارزه علیه شاه که او را وابسته به آمریکا میدانستند، گره زده بودند و مقابله با اسرائیل را مساله هویتی و دینی میدانستند. این تقاطع ایدئولوژیک باعث شد که اسرائیل همزمان دشمنی، سیاسی، ایدئولوژیک و نمادین تعریف شود.
⬅️ از سوی دیگر برخی گروههای شبهنظامی اسلامگرا و چپ از ایران تحت آموزشهای نظامی چریکی در منطقه قرار گرفتند که پس از انقلاب، این آموزشها در قالب بازتولید گسترده تر نیروهای شبهنظامی منطقهای به کار گرفته شد. اما علاوه بر این پیوند عینی، مهمترین بخش آغازنده روند تقابل مربوط به اشغال سفارت آمریکا و سیاستهای تنشزای منطقه ای مانند ایده صدور انقلاب و توهم انقلابیون تندرو مبنی بر رهبری مسلمانان جهان بود. قدرتهای غربی که رویکردی حمایتگرایانه و یا حداقل غیرتقابلی با انقلاب ایران داشتند، در میانه ترس و نگرانی کشورهای عرب منطقه، از در تقابل با ایران در جنگ با عراق درآمدند. به طوری که شاهدیم ضمن اینکه ارتش عراق از کمکهای تسلیحاتی شوروی بهره مند بود. کمک های اطلاعاتی آمریکا، جنگندههای فرانسوی و حتی سلاح شیمیایی آلمان را در موارد محدود با خود داشت.
⬅️ این تضادها باعث شد جمهوری اسلامی نیز به طور همزمان تقابل با تمام غرب را در کنار آمریکاستیزی پی بگیرد و در عین حال دشمنان منطقهای را فراتر از ایدئولوژی اسلامی به یک ایدئولوژی هویتی، عامل بقا و یک ابزار مشروعیت داخلی برجسته کند و سیاست خارجی خود را بر محور محو اسرائیل به عنوان نماد غرب در منطقه؛ نه صرفا اشغاگر سرزمین های عده ای مسلمان صورتبندی کند.
⬅️ لذا می توان گفت پس از پایان جنگ با عراق، یک پروژه امنیتی-سیاسی طراحی و اجرا می شود، مجموعه اقداماتی برای تثبیت قدرت، کنترل جامعه و مدیریت تهدیدها. در این پروژه، دشمن خارجی -- عمدتاً اسرائیل و آمریکا -- به عنوان نماد و ابزار مشروعیت داخلی تعریف شد و تمرکز بر آن به حکومت اجازه داد که هویت ایدئولوژیک خود را با امنیت داخلی و مشروعیت سیاسی پیوند بزند. نهادهایی نظامی، شبه نظامی و امنیتی این پروژه را عملیاتی کردند و نیروهای شبهنظامی منطقهای را به عنوان ستونهای اجرایی سیاستهای منطقهای و داخلی تقویت نمودند. این پروژه به شکلی سازمانیافته، ایجاد تهدید دائمی، رصد و مهار مخالفان، و حفظ اتحاد ایدئولوژیک جامعه را دنبال میکرد.
⬅️ یکی از پیامدهای جدی پروژه امنیتی-سیاسی که می توان از نیمه دهه هشتاد به شکل آشکارتری شاهد آن بود، آنچه که نیازمند بازوهای اجرایی نظامیان در قدرت بود؛ نه اصلاح طلبان، تخصیص منابع عظیم به هژمونی منطقهای و تجهیز نیروهای شبهنظامی و همزمان پیگیری تقابلی تر بخش هسته ای آن در داخل بود که آرام آرام و تدریجی نیازهای اساسی مردم ایران به حاشیه می راند؛ چرا که از سویی حمایت از گروههای فرامنطقهای، عملیات فرامرزی و تقابل با دشمنان خارجی و از سوی دیگر رانت ها و ویژه خواری های خودی های پروژه امنیتی - سیاسی باعث شد که منابع مالی، انسانی و سازمانی کشور از بهبود رفاه، زیرساختها، توسعه اقتصادی و مدیریت بحرانهای محیطزیستی دور شود و بخش چشمگیری از همان بودجه ای که وارد چرخه اداره کشور می شود نیز در نهادها و مناسبات پنهانی فساد، هرز برود، آنچه که این نگرانی جدی را برای هر ایرانی فراهم کرده است، ادامه این وضعیت به کجا ختم می شود به محو اسرائیل یا محو ایران!؟

فتوای جدید آیت الله سیستانی
















