فرزانه روستایی
تا جایی که ما می دانیم پس از پنج ماه هیچ تحول خاصی در سیستم های افند یا پدافندی کشور ایجاد نشده است که آقایان برای شروع یک جنگ دیگر با اسراییل لحظه شماری می کنند. بی شک نیروی هوایی تقریبا نداریم، پدافند هوایی نداریم، ،سیستم راداری هنوز سرپا نیست، اندک نیروی دریایی ما نیز بشدت آسیب پذیر است. آنچه سرداران سپاه و ارتش در مورد آمادگی نظامی ادعا می کنند شبیه اظهارات زنگی مست است.
بیخود نیست که حسن روحانی گفته است برخی نظامی ها ارزیابی های غلوآمیز از توانایی های تدافعی کشور ارائه می دهند و دیگران را به اشتباه می اندازند. اساسا آغاز یک جنگ دیگر پس از پنج ماه نه تنها عقلانی نیست بلکه نماد به هم ریختگی و غلبه داشتن جریان های مشکوک در ارتش و سپاه است. وقتی حسن عباسی از کمک جبراییل به سپاه در جنگ ۱۲ روزه می گوید یا سردار نقدی بلیط سفر به بیت المقدس می فروشد باید فکر کنیم که ستاد نیروهای مسلح ما دیوانه خانه ای است که همه سردوشی دارند. نقدی قبلا هم گقته بود اسراییل را نابود می کنیم و کلاهک های هسته ای آنها را بر می داریم و با این کلاهکها با ۱+ ۵ مذاکره می کنیم.
کشوری که نهادهای وابسته به حوزه همه توان مالی اش را مکیده اند و پول ندارد حتی هواپیمای اطفای حریق خریداری کند چگونه می تواند درگیر یک جنگ دیگر شود. نتیجه اش همین می شود که آتش جنگل هایش را دولت ترکیه باید خاموش کنند و جنازه رئیس جمهور را تا پهپادهای ترک نیایند پیدا نمی شود.
مقایسه کنید دیپلماسی ج ا را با رکوردی که زلنسکی از خود به جای گذاشت. او درگیر جنگی است که طرف او تقریبا یک ابرقدرت نظامی است اما برای مدیریت جنگ و نیازهایش دست به هرکاری زد و حتی تحقیر شدن در کاخ سفید را نیز تحمل کرد.
سرداران سپاه و امرای ارتش به سادگی دارند تاسیسات زیربنایی و همه دار و ندار کشور را به آرواره های ارتش اسراییل و آمریکا می سپارند و این بار احتمالا جنگنده های اتحادیه اروپا نیز در حمله به زیرساختارهای کشور آنها را همراهی می کنند. ستاد ارتش کشور در پاسخ به سه مانور جنگنده های اسراییل در نزدیکی های مرز ایران که با کمک سوخت رسان های آمریکایی انجام شد عکس العمل نشان داده و یک مانور هوایی در آسمان کردستان ایران برگزار کرده اند.
در این مانور ۲۰ جنگنده شصت سال پیش از مدل های اف ۴ و اف ۱۴ و اف ۵ و نیز دو هواپیمای سوخت رسان پنجاه سال پیش و یک بمب افکن که حتما باید از رده خارج باشد شرکت داشتند. اگر تجربیات جنگی فرماندهان نظامی این مانور در حد بازی های پلی استیشن هم باشد باید این را بدانند که یک اف ۳۵ رادارگریز اسراییل بدون اینکه وارد آسمان ایران شود می تواند به صورت همزمان همه این جنگنده های از رده خارج ایران را هدف قرار دهد و به پایگاه خود بازگردد.
من روزنامه نگار هشدار می دهم که برگزاری این مانورها می تواند خط همسایه شمالی و نتیجه مشاوره سردارانی باشد که در روسیه دوره دیده اند برای اینکه باقیمانده آخرین خلبان های کارکشته کشور را حذف کنند و ارتش کشور بدون خلبان و کارشناس جنگنده های آمریکایی بماند و تمام.
بسیاری در ایران معتقدند که کودتای نوژه یک پروژه و تور امنیتی روسها بود برای درو کردن و قتل عام همه خلبان ها و متخصصان نیروی هوایی ارتش قدرتمند و کارکشته ایران که اتحاد شوروی از حضور آنها احساس نا امنی می کرد. صادق خلخالی هم با مجوز خمینی بخشی از تله بود و قصاب دهها افسر قهرمان کودتای نوژه شد که کا گ ب طراحی کرده بود. نتیجه کودتای نوژه اعدام همه خلبانان پنجه طلایی ارتش و متخصصان فنی نیروی هوایی شد که صدها میلیون دلار برای تعلیم آنها پول صرف شده بود.
وقتی خلبان های پنجه طلایی اعدام شدند و ارتش ایران از نظر روسها تقریبا منطقه سفید بود هجوم ارتش عراق شروع شد. در جریان جنگ ۸ ساله روسها هر آنچه از مدرنترین تجهیزات داشتند را به عراق فروختند و دریغ از فروش سیم خاردار به ایران. این در هنوز بر همان پاشنه می چرخد.
جنگی که حسن عباسی و سردار نقدی و سرداران مغرور و زیر دیپلم سپاه برای شروع آن لحظه شماری می کنند ویرانگرترین جنگ تاریخ ایران خواهد بود. این جنگ قرار است همه زیر ساختارهای کشور را که در اثر تحریم ها هنوز نابود نشده اند را نابود کند. روسیه و اسراییل بر نابودی همه این تاسیسات توافق دارند. پس از این جنگ مردم کمبود آب و برق و بنزین و نان را فراموش خواهند کرد، زیرا این کشور شاید دیگر جایی برای زندگی نباشد.
صدام حسین هم واقعا فکر می کرد هماورد ارتش آمریکاست. در جنگ خلیج فارس و در عملیات طوفان صحرا دستور داده بود پای سربازان را در سنگرها زنجیر کنند تا آخرین قطره خون خود بجنگند. اما در جریان عملیات طوفان صحرا و در روزهای ۲۶ و ۲۷ فوریه ۱۹۹۱ ژنرال شوارتسکف فرمانده ارتش آمریکا دستوری صادر کرد که طبق آن هیچ مهماتی نباید به پایگاه بازمی گشت و این فرمان یک جنایت جنگی مسلم بود، ولی جنگ به احمق ها رحم نمی کند.
زمانی که عراق دستور عقبنشینی از کویت را صادر کرد ستونهای بزرگِ نیروهای عراقی ـ شامل تانکها، کامیونها و خودروهای نظامی و حتی غیرنظامی ـ از جادهٔ ۸۰ (بین کویت و بصره) به سمت عراق در حال عقب نشینی بود. این جاده به «گورستان خودروها» تبدیل شد. خلبانان ها بعدا گفتند که مهمات زیادی همراه خود داشتند و چون نباید با بمبهای پرتاب نشده به پایگاه برگردند عراقیهای در حال عقبنشینی را بمباران کردند. عکس های این حمله مهمترین سوژه خبری جنگ کویت شد. زیرا بمباران عراقی های شکست خورده غیرضروری بود، اما در تاریخ ماندگار شد.
امروز ما فردای همان روزی است که صدام به جنگ ژنرال شوارتسکف فرمانده ارتش آمریکا و انبارهای پر از مهمات رفت.سرداران سپاه و علی خامنه ای دارند همان چاله ای را برای سربازان ایرانی حفر می کنند که قتلگاه سربازان عراقی شد، برای هیچ.
















