بانک مرکزی در تسخیر یک چهره پرابهام امنیتی و مالی؛ چنبره فرزین بر حساسترین نهاد اقتصادی کشور
یاشار سلطانی - روزنامهنگار تحقیقی
محمدرضا فرزین رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در دولت سید ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان یکی از پرابهامترین چهرههای امنیتی و اقتصادی-سیاسی ایران کنونی است. دوران ریاست او بر بانک مرکزی با مجموعهای از تصمیمهای عجیب و غریب و مخرب برای اقتصاد ایران همراه بوده که علیرغم انتقادهای فراوان اقتصاددانان، همچنان ادامه دارد. همه روسای کل بانک مرکزی همیشه با چالشهایی در زمینه کنترل قیمت ارز مواجه بودند. تقریبا میتوان گفت که فرزین در این عرصه یک بازنده بزرگ بوده و قیمت دلار در دوران ریاست او از مرز افسانهای ۱۲۵ هزار تومان عبور کرده است.
اما به جز بازار ارز، او در جنبههای گوناگون دیگری هم مدیریت پرچالشی داشته است. از مقاومت در برابر ماجرای بانک آینده که نهایتا با اولتیماتوم رئیس دستگاه قضا به سرانجام رسید تا اتخاذ سیاستهای سختگیرانه و محدودکننده در حوزههای مختلف که مسیر توسعه و رشد اقتصاد کشور را مسدود کرده است.
یکی از مهمترین بخشهایی فعالیت فرزین که نشان دهنده دور بودن ذهنیت او از فضای رشد و توسعه کشور است، درگیری او با بدنه اقتصاد دیجیتال کشور است. جایی که فرزین با سیاستهای سنتی مانع از رشد و فعالیت این بازارها شده و جریان پولی و سرمایهگذاری کشور را به سمت بازارهای غیررسمی سوق داده است.
برای نمونه او خواستار تعیین ساعت کاری برای بازارهای آنلاین خرید و فروش طلای آب شده بود که با ذات و ماهیت این بازارها در تقابل است و انتقادات شدیدی را به همراه داشته. به ویژه اینکه این بازارها مورد اقبال مردم قرار گرفته و چنین تصمیمهایی سرمایه مردم را به بازارهای غیررسمی و غیرشفاف سوق میدهد.
اینها تنها بخشی از انتقادات از تصمیم های اقتصادی فرزین در چند ماه اخیر است. اگر نگاهی به مرام و مسلک سیاسی او هم بندازیم سوالهای زیادی در ذهن شکل میگیرید.
فرزین از جمله مدیران احمدینژادی به حساب میآید. اما به نظر میرسد در فضای سیاسی ایران چرخش و نرمش را به خوبی یاد گرفته و البته شاید حمایتهایی هم دارد که توانسته هم رئیس کل بانک مرکزی دولت سید ابراهیم رئیسی باشد هم این پست را در دولت مسعود پزشکیان حفظ کند. آن هم با وجود تغییر وزیر اقتصاد دولت پزشکیان که همچنان جایگاه او تزلزلی پیدا نکرده است.
نگاهی به کارنامه عملکرد فرزین پیش از بانک مرکزی و طرح چند سوال مهم
محمدرضا فرزین دانشآموخته اقتصاد از دانشگاههای تهران، بهشتی و علامه طباطبائی است و مدرک دکتری خود را از دانشگاه علامه دریافت کرده است. در سوابق اجرایی او پستهای مهمی چون معاونت اقتصادی وزارت امور اقتصاد و دارایی در دولت محمود احمدینژاد، ریاست صندوق توسعه ملی در اواخر دولت احمدینژاد، مدیرعاملی بانک کارآفرین و ملی و دبیری ستاد هدفمندی یارانهها در دولت احمدینژاد دیده میشود.
فعالیت او در این سالها البته با علامت سوالهای فراوانی هم همراه است. برای نمونه او در حالی معاون وزیر اقتصاد در دولت محمود احمدینژاد شده که استعلامهای لازم از نهادهای امنیتی برای او انجام نگرفته بود. این موضوع وقتی قابل توجه میشود که بدانیم در یکی از پستهای اجرایی او در بنیاد مستضعفان، اشتغال او با قید «عدم دسترسی به اسناد طبقهبندی شده محرمانه» همراه بود.
یکی از پرابهامترین اقدامات اجرایی فرزین اما در سال ۱۳۹۰ رخ داد. وقتی او دبیر ستاد هدفمندی یارانهها در دولت محمود احمدینژاد بود و به همراه هیات ایرانی برای شرکت در اجلاس بهاره بانک جهانی راهی آمریکا شده بود.
در مسیر برگشت فرزین از تیم ایرانی جدا و ۵ ساعت تنها در فرودگاه مانده بود. نهایتا او با پروازی از شرکت لوفتهانزا راهی هلند و نهاتا ایران میشود. بعد از این اتفاق لوفتهانزا ۲۰ هزار مارک آلمان به حساب فرزین در بانک ماینراندمور به عنوان غرامت واریز میکند.
نگاهی به کارنامه فرزین نشان میدهد که او در سالهای اخیر ارتباطهای گستردهای با کشورهای خارجی و نهادها و سازمانهای خارجی داشته است. از جمله در زمان دبیری سازمان هدفمندی یارانهها که او در کنفرانسهای متعددی شرکت میکرده و اطلاعات گوناگونی را ارائه میداده که نهایتا منجر به ارتباط با بنیاد کربل آلمان شد.
و یا بانکی که او با سرمایهگذاری خارجی در کیش با سرمایه ۱۰۰ میلیون دلاری تاسیس کرده که ۸۰ درصد سرمایهگذاری از طرف خارجی آن تامین شد و ۲۰ درصد آن معادل ۲۰ میلیون دلار توسط فرزین تامین شد. البته هیچگاه این بانک خارجی و سرمایهگذار آن شناسایی نشدند.
زندگی فردی فرزین هم علامت سوالهای فراوانی دارد که میتواند با توجه به جایگاه مهماش در تصمیمگیری اقتصادی ایران سوالبرانگیز باشد. از جمله نگاهی به سوابق برادران او که در میان آنها پروندههایی چون زمینخواری، کلاهبرداری، حمل و نگهداری موارد مخدر و مهمتر از همه عضویت در گروهک مجاهدین خلق به چشم میخورد.
در کشوری که تابعیت فرزند برخی مسئولان دستاویزی برای تنشهای سیاسی و حساسیتهای بالایی میشود؛ چشمپوشی از کارنامه، عملکرد و سوابق محمدرضا فرزین یک علامت سوال بزرگ است.

















