ابوالفضل محققی - خبرنانه گویا
جنبش اعتراضی بار دیگر در حال اوج گیرست. جنبشی که مسلما سرانجام آن به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. خشم و نفرت مردم نسبت به شخص خامنهای و گردانندگان حکومت، از رئیس قوه اجرائیه تا قضائی، تا رئیس مجلسی که میزان خشونت او در سرکوب دانشجویان در خوابگاه دانشگاه تهران چندشآور است، هر دم بیشتر میشود. خشمی که دامن هر تکتک آنها را خواهد گرفت و مجبورشان خواهد ساخت تا از کار کناره گیرند و اگر شرمی داشته باشند از مردمی که سالها رنج و عذابشان دادند عذرخواهی کنند.
تن به دادرسی عادلانهای بسپارند که مسلما تشکیل خواهد شد و به جنایتهای تکتک کسانی که دستشان به خون مردم آلوده شده رسیدگی خواهند کرد. این بهترین شکل عدالت در یک جامعه دموکراتیک خواهد بود.
نوشتن و سخن گفتن از چنین چشماندازی بسیار راحت است، اما آنچه که در درون جامعه آفتزده «از هر نظر» ایران نگاه کنیم، احتمالا پروسه سخت و طولانی است که برای استقرار حکومت قانون و ایجاد نظمی متمرکز شده در دست نیروهای پیروز میدان باید طی شود.
آنچه مسلم است حکومت اسلامی که سالهاست با پول و ثروت غارتشده مردم برای خود محافظان معینی که سالها پروارشان کرده و جایگاهی در اختیارشان نهاده که حتی در عالم رویا نیز متصور نبودهاند تدارک دیده است. زمانی که در آستانه فروپاشی قرار میگیرد، برای نگهداری قدرت، امکانات و مواهبی که در اختیارشان نهاده سخت مبارزه و مقاومت خواهند کرد. میزان این مقاومت توأم با خرابکاری این نیروها به شدت و یا ضعف پیروزمندان میدان برمیگردد.
اگر به نیروهای پیروز واقعبینانه نگاه کنیم، نیروی طرفداران شخص شاهزاده پهلوی نقش کلیدی در میدان مبارزه دارند و از اقبال عمومی بیشتری در جامعه برخوردارند که باعث ایفای نقش تعیینکننده آنها میگردد. حال سوال این است که آیا این نیروی شاهزاده رضا پهلوی میتواند بشخصه با اتکاه به نیروی حامیان خود بر تمام مشکلات بعد فروپاشی جمهوری اسلامی فائق آید؟ پاسخی درخور دهد و مانع از جنگ، جدل و به آشوب کشیده شدن جامعه گردد؟
آیا میتواند به تمامی مسائل و مشکلات جامعه، علیالخصوص آنجا که به کارشکنی نیروهائی که نه وابسته به نظام، بل جریانها و سازمانها از جمله جمهوریخواهان مختلف با نیروها و طرفدارانش است که بهجای همگرائی جبهه در مقابل او میگشایند، برخورد کند؟
تجسم کنید این صحنه را که معنای آن اغتشاش، کشمکش گروههای مختلف که حاضر به شرکت در یک ائتلاف همگانی نیستند، که حتی میتواند به برخوردهای شدید فیزیکی نیز منجر شود. چه سیمائی به دوران گذار بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد داد؟ امری که متاسفانه در توان سازمانهای رنگارنگ از مجاهدین گرفته تا جمهوریخواهان و نیروهای چپ وجود دارد.
سالها کشمکش این گروهها با هم و قادر نشدن آنها به تشکیل یک ائتلاف گسترده که میتوانست جریان سقوط جمهوری اسلامی را تسهیل کرده و مانع از این همه هزینه شود، چه میزان ضربهزننده بود! دریغا که چنین نشد.
حال بار دیگر مردم به میدان آمدهاند؛ مردمی که بیشترینشان خواهان برگشت شخص آقای رضا پهلوی هستند و تعدادی نیز مربوط به جریانهای دیگر که با خواستههای جمهوریخواهی در میدانند.
این حق هر شهروندی است که برای رسیدن به خواست خود در سیمای جمهوریخواهی، سلطنتطلبی، شورائی و... تلاش کند. اما برای رسیدن به این مرحله نخست بایستی که تکلیف این جمهوری کاملا مشخص گشته و به زیر کشیده شود. این کار وحدت عمل مشترک جریانهای مختلف را طلب میکند.
چگونه میخواهیم در اجماعی مشترک از این خوان گذر کنیم و در صورت عبور که مسلم انجام خواهد گرفت «به چه بهائی» این دوران گذار و رفتن به پای صندوقهای رای را طی خواهیم کرد؟ زمانی که راه نمیگشائیم بلکه راه بر دیگری میبندیم و حاضر به دیدن و قبول واقعیت نیستیم؟
درد بزرگ روشنفکر ایرانی ادامه دارد
ابوالفضل محققی

حمایت جعفر پناهی از اعتراضات در ایران

اعتراض به عدم حذف بودجه نهادهای مذهبی















