Friday, Jan 2, 2026

صفحه نخست » پایان مصادره اعتراضات مردمی؟ حمید فرخنده

farkhondeh.jpgویژه خبرنامه گویا

برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، رئیس‌جمهور ایران به‌صراحت اعتراضات خیابانی را به رسمیت شناخت و معترضان را «محق» دانست و به وزارت کشور دستور گفت‌وگو با معترضان داد. هم‌زمان، تلویزیون رسمی کشور نه‌تنها اخبار اعتراضات را سانسور نکرد، بلکه در اقدامی کم‌سابقه، پخش مستقیم گزارش‌هایی در این‌باره را نیز در دستور کار قرار داد. این تغییر لحن و رفتار، هرچند محدود و شکننده، نشانه‌ای است که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت.

به نظر می‌رسد نه‌تنها دولت پزشکیان ــ که از ابتدا انتظار رویکردی ملایم‌تر از آن می‌رفت ــ بلکه تا این‌جای کار، کلیت حاکمیت جمهوری اسلامی نیز تصمیم گرفته است از برخورد خشونت‌آمیز با تظاهرکنندگان پرهیز کند. دلایل متعددی می‌تواند در شکل‌گیری این تصمیم مؤثر بوده باشد: شرایط نیمه‌جنگی پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل، حمایت رهبری از دولت پزشکیان، و شاید مهم‌تر از همه، تجربه‌های پرهزینه سرکوب‌های پیشین که نه‌تنها اعتراضات را خاموش نکرد، بلکه آن‌ها را رادیکال‌تر و فراگیرتر ساخت.

اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا حاکمیت به این درایت نیز رسیده است که به‌رسمیت‌شناختن اعتراضات و پرهیز از نسبت‌دادن آن‌ها به «دشمنان خارجی»، عملاً امکان مصادره این اعتراضات را از نیروهای سرنگونی‌طلب ــ و به‌ویژه چهره‌هایی مانند شاهزاده رضا پهلوی ــ سلب می‌کند؟

پاسخ قطعی به این پرسش در حال حاضر روشن نیست. بعید است مجموعه نیروهای تصمیم‌گیر در حاکمیت به چنین جمع‌بندی آگاهانه‌ای رسیده‌ باشند. این خشونت و سرکوبِ کمتر از موارد پیشین، بیشتر تاکتیکی و موقتی به نظر می‌رسد تا یک تصمیم درازمدت. با این‌حال، تجربه نشان می‌دهد که اگر اعتراضات به‌عنوان یک حق به رسمیت شناخته شود، چند پیامد مهم در پی خواهد داشت. نخست آن‌که تظاهرات با احتمال بسیار کمتری به خشونت کشیده می‌شود، دوم آن‌که شعارها کمتر رادیکال و براندازانه می‌شوند و سوم آن‌که امکان مصادره و رهبری‌سازی بیرونی برای این اعتراضات به حداقل می‌رسد. هزینه‌ای که حاکمیت برای چنین پذیرشی می‌پردازد، به‌مراتب کمتر از هزینه‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی برخورد خشونت‌آمیز است.

در این میان، مسئولیت نیروهای سیاسیِ طرفدار دموکراسی و تحول غیرخشونت‌آمیز نیز روشن است. این نیروها باید هم‌زمان بر حق اعتراض شهروندان تأکید کنند و هم‌زمان هم حاکمیت و هم معترضان و تظاهرکنندگان را به پرهیز از خشونت فرابخوانند. دفاع از اعتراض، بدون افتادن در دام رادیکالیسم و خشونت، آزمونی جدی برای بلوغ سیاسی هر دو طرف است.

تصویر آن جوانی که آرام، کف خیابان و روبه‌روی نیروی موتوریزه انتظامی نشسته بود، نمادی گویا از امکان یک کنش اعتراضی غیرخشونت‌آمیز است؛ نمادی که دست‌کم از سوی معترضان، پیام روشنی دارد. تجربه تاریخی مبارزات خیابانی در ایران، اغلب از رادیکال‌شدن سریع و لغزش به‌سوی خشونت حکایت می‌کند. اکنون این پرسش پیش روی جامعه ایران است:

آیا این موج از اعتراضات می‌تواند به سرانجامی متفاوت برسد، یا بار دیگر همان چرخه تکرارشونده خشونت و سرکوب بازتولید خواهد شد؟

پی‌نوشت: در ۲۴ ساعت گذشته پس از نوشتن این یادداشت، اخباری حاکی از تعدادی کشته، حمله به برخی اماکن دولتی و آتش زدن تعدادی از خودروهای نیروهای انتظامی در استان‌های لرستان، چهارمحال و بختیاری و فارس می‌رسد؛ روندی تأسف‌آور که احتمال آن می‌رفت. چنان‌که در یادداشت اشاره شد، شعارها به سرعت رادیکال و سرنگونی‌طلبانه شد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy