ایران اینترنشنال - دقیقه ۷۲ بازی استقلال و تراکتور، لحظاتی پس از گل مردود آبیها ، صحنهای به ثبت رسید که درد و غم این روزها را چند برابر کرد؛ روزهایی که هنوز نمیدانیم دقیقاً چند نفر از ما جان باختهاند و چند پیکر بیجان همچنان در سردخانهها منتظر شناسایی هستند.
از ساپینتو انتظاری نیست، اما آقای بیژن طاهری و آقای وریا غفوری، روی سخن با شماست. از زبان سعدی میگویم: «تو کز محنت دیگران بیغمی / نشاید که نامت دهند آدمی». این بیت، فراتر از یک شعار اخلاقی، بنیان یک جهانبینی عمیق در فرهنگ ماست که بر ضرورت همبستگی انسانها بنا شده است.
ما انسانها «اعضای یک پیکر» هستیم؛ پیکری که این روزها زخمی، رنجور و نحیف است. شما که نسبت به جانهای از دست رفته بیتفاوتی میکنید، در واقع پیوند خود را با مفهوم انسانیت گسستهاید.
اگر «آدم بودن» به معنای درک رنج دیگری است، پس خوشحالی شما در زمانه شلیک به پیکر جوانان وطن، نوعی مرگ اخلاقی است. شما شاید به ظاهر زنده باشید، اما از منظر وجدان، سقوط کردهاید.
آیا گمان میکنید با سکوت و بیطرفی در امان میمانید؟
شما اصل «پیوستگی اعضا» را فراموش کردهاید. وقتی ساختاری به کشتار شهروندان خود دست میزند، هیچکس در درازمدت ایمن نخواهد بود. این بیتفاوتی و خوشحالیهای لحظهای، در واقع سوخت ماشین سرکوبی است که فردا ممکن است سراغ خود شما یا عزیزانتان بیاید.
بیطرفی در زمانه نبرد میان ظالم و مظلوم، چیزی جز کمک به ظالم نیست. شما میبینید که چگونه مردمتان که بخشی از آنها هوادارانتان هستند به ناحق کشته میشوند، اما همچنان با رفتار خود میگویید: «به ما ربطی ندارد، ما نه فقط فوتبالمان را بازی میکنیم، بلکه بعد از گل هم خوشحالی میکنیم».
این برخورد به قاتل اطمینان خاطر میدهد که میتواند بدون پرداخت هزینه، به جنایتش ادامه دهد. این «بیغمی»، یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه خیانتی جمعی به تمام جامعه است.
خوشحالی مفرط شما پس از یک گل مردود، نمایش یک سقوط اخلاقی عمیق بود. شما شادیِ کوچک و موقت خود را به سوگ عظیم جامعه ترجیح دادید. دیروز، صحنه سقوط شما از جایگاه آدمیت و کرامت انسانی بود؛ قضاوتی که تاریخ آن را پس نخواهد زد.

احمد زیدآبادی هم آنلاین شد
















