Thursday, Jan 22, 2026

صفحه نخست » هر چه کاشتی، درو می کنی! سهراب ستوده

enghelab.jpgجمهوری اسلامی ۴۷ سال بذر نفرت، خشونت، دروغ، فقر و فلاکت در جامعه کاشت و اکنون دارد محصول اش را در خیابانها درو می کند. متاسفانه جامعه هم‌ از این بذر ها مصون نمانده است. این اخلاقیات متاسفانه تاثیر خود را هم بر جامعه گذاشته و رهایی از آنها نیاز به گذشت زمان است.

جامعه‌ای که ۴۷ سال خشونت، تحقیر، فقر و فلاکت تجربه کرده است، بسیار دشوار بتواند برای رسیدن به آزادی، سیاست مبارزه خشونت پرهیز و آرام را دنبال کند. خشونت، خشونت می اورد و این زنجیره، می تواند ادامه پیدا کند و شیرازه جامعه را از هم بپاشد. روند اوضاع سیاسی متاسفانه به این سمت می رود. دو قطبی شدن جامعه و اپوزیسیون هم ناشی از همین سمومی است که ج.ا به جامعه تزریق کرده است.

بنابراین ادامه وضع موجود در غیاب رهبری کاریزماتیک, دانا و توانا که منافع جامعه را بر قدرت ترجیح دهد و مورد قبول اکثر طبقات و اقشار جامعه باشد به یک خطر جدی برای موجودیت ایران تبدیل شده است.

در این مدت ۴۷ سال که ج.ا از درون مشغول تخریب ایران بود، با همه دنیا در افتاده بود, به اشاعه تروریسم می پرداخت، نیروهای نیابتی تشکیل میداد و به دشمن تراشی برای خود و ایران مشغول بود، اپوزیسیون و دولت های خارجی هم بیکار ننشسته بودند. همه این سالها جریانهای سیاسی و حتی دولت های خارجی هم مشغول ترسیم نقشه های خود برای آینده ایران بودند. طیف های مختلف اپوزیسیون های ایرانی سالهاست که برای سرنگونی رژیم و آینده ایی بهتر مبارزه می کنند.

یک بخش از این اپوزیسیون که میشود آنها را به جمهوری خواه و‌ چپ و دمکرات دسته بندی کرد، ظاهراً چنین بنظر می رسد که فعلا چیزی برای برداشت محصول ندارند. اینها نه حزب منسجمی دارند و نه رهبر کاریزماتیکی که مردم بتوانند حول آن جمع شوند. البته در فضای ملتهب سیاسی امروز و پرو‌پاگاندای رسانه‌ای رقیب این فقط ظاهر قضیه است. البته عدم توان آنها در ارایه یک الترناتیو قوی برای امروز ایران ناشی از عدم دستیابی آنها به منابع مالی و امکانات فنی مثل رادیو و تلویزیون و عدم حمایت دولت ها از آنها هم هست. در دنیای امروز بدون داشتن این امکانات، رساندن صدای خود به گوش مردم تقریبا غیر ممکن است. اما اینها در واقع یک نیروی اجتماعی قوی و فعلا آرام تر از رقیب هستند. اگر صدای اینها خوب شنیده نمیشود، به این معنا نیست که اینها نیستند یا ضعیف اند. به درجه ای که جناح رقیب برای مطرح شدن، خود را به آب و آتش می زند و به هر ریسمانی چنگ می اندازد و همه نرم‌های یک رقابت سالم را نادیده می گیرد، اینها روز به روز قویتر می شوند و ورق بر خواهد گشت.

در دوران انقلابی همه‌چیز به سرعت تغییر می کند. به یاد بیاوریم انبوه سازمان‌ها و تشکل ها و مطالبات انها بعد از انقلاب ۵۷ و مقایسه آن با روزهای قبل از انقلاب.

در مقابل الترناتیو پادشاهی یا سلطنت طلب در این سه دهه بسیار هوشمندانه عمل کرده است. اینها از همه امکانات تبلیغی نهایت استفاده را کرده اند. اینها با داشتن دو تلویزیون ۲۴ ساعته و سایت های یوتیوبی و اینستاگرامی توانسته اند با زبانی ساده، عامه پسند و پوپولیستی توی تمام خانه ها وارد شوند و پیام خود را به گوش مردم برسانند. همه می دانیم که در این دو سه دهه کسی در ایران تلویزیون ج.ا نگاه نمی کند و تلویزیون «من و تو» و «انترناسیونال» به کانال های محبوب مردم تبدیل شده است. اینها عملا در این مدت طولانی در کنار برنامه های سرگرمی کننده و مدرن با کارمندانی شیک‌پوش به تبلیغ باز گشت پادشاهی و سلطنت در ایران مشغول بوده اند و آقای پهلوی را به برند خود تبدیل کرده اند.

آنچه امروز در خیابانهای ایران صدا می زنند محصول دو دهه کار مستمر، حرفه ای و شیک و مدرن این جریان است.

کسانی که امروز در ایران آقای پهلوی را صدا می زنند عمدا جوانانی هستند که تا چشم به جهان گشوده اند، جهنم ج.ا را دیده اند. تلویزیون ج.ا در این ۴۷ سال برای اینها چیزی جز آیه و دعا و نوحه و گریه و غم و آه و ناله و تنفر و مرگ چیز دیگری عرضه نکرده است. بنابراین استقبال عمومی از این تلویزیون ها بخاطر برنامه های متفاوت و متنوع امری قابل فهم و انسانی است. علاوه براین تجربه تلخ، مشقت بار و نا امید کننده زندگی برای جوانان از یک طرف و دیدن ویدیو کلیب های نوستالژی زمان شاه از طرف دیگر، اعاده اوضاع سابق برایشان به یک‌ آرزو تبدیل شده است.‌ در ذهن این جوانان جوانب منفی و‌ حقارت آمیز زندگی در رژیم سابق رنگ باخته یا اصلا نمی شناسند. امروز یک آدم ۴۰ ساله در زمان انقلاب تازه ۷ سال داشته است. اینها بناچار بین زندگی خفت بار، همراه با فشار های اقتصادی زندگی در ج.ا، با آنچه با چشم خود ندیده اما بمباران تبلیغاتی آن را هر روز دیده و شنیده اند, گذشته را انتخاب میکنند. شعار «جاوید شاه» یا «پهلوی بر می گردد» ناظر بر این آرزو است. البته «جاوید شاه» و «پهلوی بر میگرده» به معنای یک دهان کجی و بروز خشم خود به رژیم هم هست.

این جوانان با دیدن ویدیو کلیب های نوستالژی قبل از انقلاب برای خود رویا سازی میکنند، یا بهتر است گفته شود برایشان رویا سازی می شود. این ویدیو ها کلیب کوتاه نمی تواند کل حقیقت گذشته را نشان دهد. آدم ها معمولا به عکس و فیلم گرفتن از زیبایی ها بیشتر تمایل دارند تا زشتی ها. ما بندرت عکس و فیلمی از حاشیه شهرها و حلبی آباد ها، فقر در سیستان و بلوچستان و کردستان و روستاها ایران از گذشته می بینم. این چیزها نوستالژی نیستند. آنچه اما به وفور می ببینیم فیلم های نوستالژی مربوط به جشن های ۲۵۰۰ ساله، شنای مختلط در دریای خزر یا کاباره های لاله زار است. گذشته، زیباییها و زشتی های خود را دارد، اما گذشته، گذشته است و آینده را نمیشود بر اساس تخیلات یا فیلم های نوستالژیک ساخت.گذشته نمی تواند الترناتیو آینده باشد. آینده را باید همین نسل و آیندگان بسازند و نه بر اساس نوستالژی در گذشتگان.

آنچه از گذشته در ذهن نسل جوان تداعی می کند, آزادی های فردی و اجتماعی در مقایسه با امروز و دیروز ج.ا است. برای خیلی ها آن دوره را با مدرنیسم و بویژه رواج فرهنگ غربی تداعی میکند، اما نباید فراموش کرد که همه اینها کل حقیقت گذشته را بیان نمی کند. عدم آزادی های سیاسی، حزبی، جراید، بی عدالتی و رانت خواری و الیکارشی هم بخشی از نظام گذشته است که بخاطر بدتر شدن همه اینها در ج.ا, دیگر رنگ باخته یا فراموش شده است. هیچ ویدیو کلیبی این مصائب را نشان نمی دهد.

هر نسلی حق دارد برای بهتر شدن شرایط زندگی اش مبارزه کند. هیچ مردمی برای بدتر شدن شرایط زندگی خود به خیابان نمی روند و هر مبارزه ای می تواند به پیروزی برسد یا شکست بخورد، مانند هر پروژه شخصی در زندگی روزمره.

مگر انقلاب مشروطیت شکست نخورد؟ اما کسی خواهان باز گشت به سلسله قاجار نشد. مگر قیام خرداد سال ۳۲ شکست نخورد. مگر انقلاب اکتبر در نهایت شکست نخورد، اما کسی خواهان باز گشت به دوره تزار نشد. انقلاب های زیادی در دنیا شکست خورده اند، اما کسی خواهان باز گشت به گذشته نشده است. انقلاب ۵۷ تلاش نسل زد ۴۷ سال قبل بود که شکست خورد. انقلاب را نباید با نتیجه آن قضاوت کرد. امروز نیز هیچ تضمینی وجود ندارد که انقلاب جاری به پیروزی برسد. از دل همین انقلاب جاری ممکن است جنگ داخلی در آید. ممکن است به سوریه تبدیل شویم. آینده را نمیشود پیش بینی کرد. تاریخ آینده را خود آینده می نویسد.

انقلاب ۵۷ در بین راه دزدیده شد. هدف انقلاب ۵۷ حجاب اجباری، فقر و فلاکت و آرمان فلسطین، جنگ و لبنان و غزه و دشمنی با دنیا نبود. همه اینها با تثبیت قدرت، آن هم با روز اسلحه اتفاق افتاد. بنابراین سرنگونی ج.ا هم به معنی پیروزی انقلاب نیست بلکه ایرانی آزاد، مستقل و دموکراتیک با درجه ای از عدالت اجتماعی می تواند پیروزی محسوب شود.

البته بسیاری فراموش می کنند که ج.ا محصول خود رژیم سلطنت است. چون رژیم های دیکتاتوری متاسفانه خود را باز تولید می کنند.

البته افسوس گذشته خوردن هم یکی از ویژگی ما ایرانیان است. در کمتر خانواده ای مشاهده می شود که دائما افسوس پروژه های کرده و ناکرده اقتصادی خود را نخورند. به گذشته فکر کردن و دیگران را مقصر همه بدبختی خود دانستن هم یکی دیگر از ویژه کی ها ماست و شعر زیبای «از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن » خیام هم نه یک دستور عمل زندگی بلکه یک افتخار ادبی کهن محسوب میشود.

ضمنا یک رکن مهم موجودیت سیاسی این اپوزیسیون حمایت فعال غرب از آنهاست. نه فقط حمایت مادی و پولی بلکه حمایت سیاسی و نظامی و دیپلوماتیک آمریکا و اسراییل است که قرار است زیر بغلشان را بگیرد و به قدرت برساند و از این نمد برای خود کلاهی بسازد. بی جهت نیست که در شعار ها و مطالبات اینها هیچ حرفی از استقلال کشور به میان نمی آید.‌

اما هم‌ زمان با تلاش های نیروهای وطنی برای سرنگونی ج.ا، ترامپ و نتانیاهو هم در این مدت بی کار ننشسته بودند بلکه در اتاقهای فکر خود مشغول نوشتن سناریو یی دیگر برای ایران و برای سقوط رژیم بودند. این سناریو بعد از جنگ غزه، نابودی "محور مقاومت" و جنگ دوازده روزه تکمیل و آماده اجرا شد. اما برای اجرای آن نیاز به فرصتی مناسب بود که نه به عنوان نیرویی متجاوز بلکه به عنوان یک ناجی ظاهر شوند. رژیم اسلامی با سرکوب خونین و با کشتن هزاران نفر از مردم این فرصت را برای آنها مهیا کرد. این کشتار وحشتناک و بی سابقه بسیار هولناک تر از کشتاری است که حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۴ مرتکب شد. همانطور که ۷ اکتبر حماس برای نتانیاهو یک «موهبت الهی» برای نابودی مردم غزه بود، کشتار مردم ایران در روزهای هفتم تا ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ نیز «موهبتی دیگر» برای پیاده کردن سناریو نتانیاهو- ترامپ بود که به دلایل نا روشن فعلا کنار گذاشته شده است.

حالا ما مانده ایم با هزاران جسد از بهترین برادران و‌ خواهرانمان که در جنگی نابرابر در مقابل رژیمی مذهبی و فاشبستی بسیار خشن کشته شده اند چه باید کرد و به کجا شکایت باید کرد..

آیا ۷ اکتبر حماس برنامه ریزی شده بود و آیا موساد در به خشونت کشیده شدن نارضایتی‌ها و اعتراضات اخیر نقشی داشت؟ اینها سئوالات است که جواب به آنها نیاز به ژرف در تحلیل و زمان دارد. اما آنچه که خود کارشناسان رژیم می گویند این است که موساد در تمام لایه های رژیم نفوذ پیدا کرده است و حتی پایگاه‌ها نظامی دارد.

۹/۱۰/۱۴۰۴

این مقاله در روز های اعتراضات نوشته شد، فرصت انتشار پیدا نشد و بعد از سرکوب خونین تکمیل شد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy