چکیده مطلب
این مقاله به بررسی تحولات اخیر در روابط ایران-عربستان سعودی در سایه اعتراضات گسترده داخلی ایران در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و اوایل ژانویه ۲۰۲۶ میپردازد. با تمرکز بر چارچوب نظری واقعگرایی در روابط بینالملل، نشان میدهد که چگونه تهدیدهای نظامی دونالد ترامپ (رئیسجمهور آمریکا) برای دخالت در امور ایران، کشورهای عربی خلیج فارس - به ویژه عربستان سعودی، قطر، عمان و ترکیه - را به سمت دیپلماسی احتیاطی و همکاری موقت با تهران سوق داد. این تغییر، که از تنشهای ایدئولوژیک و رقابتهای ژئوپلیتیکی پیشین فاصله میگیرد، احتمالاً ناشی از ترس مشترک از بیثباتی منطقهای، اختلال در بازار انرژی، مهاجرت گسترده، حملات تلافیجویانه ایران، هژمونی اسرائیل و حتی خلأ قدرت ناشی از فروپاشی احتمالی رژیم ایران است. مقاله همچنین علل عقبنشینی ترامپ از تهدیدها را بررسی میکند، از جمله دیپلماسی پشتپرده، کمبود آمادگی نظامی آمریکا و پیامهای خصوصی از ایران. بر اساس گزارشهای خبری معتبر و تحلیلهای مراکز تحقیقاتی، استدلال میکند که این رویداد ممکن است نقطه عطفی در بازتعریف ائتلافهای خاورمیانه باشد، هرچند پایداری آن وابسته به عوامل داخلی ایران و سیاست خارجی آمریکا است.
خاورمیانه همواره صحنه رقابتهای پیچیده قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای بوده است. روابط ایران و عربستان سعودی، به عنوان دو بازیگر اصلی در خلیج فارس، اغلب با تنشهای ایدئولوژیک (شیعه-سنی)، رقابت بر سر نفوذ در یمن، سوریه و لبنان، و اختلافات بر سر برنامه هستهای ایران همراه بوده است. با این حال، توافق عادیسازی روابط در مارس ۲۰۲۳ (با میانجیگری چین) نشاندهنده امکان تغییر در این الگو بود. اما اعتراضات گسترده داخلی ایران در دسامبر ۲۰۲۵، که به دلیل بحران اقتصادی (تورم ۵۲ درصدی و سقوط ۴۰ درصدی ارزش ریال) آغاز شد و به سرعت به مطالبه تغییر رژیم تبدیل گردید، دینامیک جدیدی ایجاد کرد.
این اعتراضات، که تا ژانویه ۲۰۲۶ به تمام استانهای ایران گسترش یافت و منجر به کشته شدن برآورد شده ۱۲٬۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ معترض (طبق گزارشهای رسانههای خارجی مانند ایران اینترنشنال و ساندیتایمز) و بازداشت حدود ۱۸٬۰۰۰ نفر شد، تهدیدهای مستقیم ترامپ را برانگیخت. (توجه: آمار رسمی حکومت ایران بسیار پایینتر، حدود ۲٬۰۰۰-۳٬۰۰۰ است، اما منابع مستقل مانند سازمان حقوق بشر ایران و HRANA آمار تأییدشده را تا ۴٬۰۰۰ نفر اعلام کردهاند، در حالی که برآوردهای کلی بالاتر است). ترامپ از ۲ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد که اگر سرکوب ادامه یابد، آمریکا آماده دخالت نظامی است. این تهدیدها، که با عقبنشینی ترامپ در ۱۵ ژانویه همراه شد، فرصتی برای کشورهای عربی ایجاد کرد تا با دیپلماسی فعال، از حمله احتمالی آمریکا جلوگیری کنند و روابط خود با ایران را بازسازی نمایند.
این مقاله با استفاده از روش تحلیل کیفی و مطالعه موردی، به بررسی نقش عربستان سعودی، ترکیه، قطر و عمان در این فرآیند میپردازد و استدلال میکند که این تحول، نمونهای از "همزیستی اجباری" در چارچوب واقعگرایی است، جایی که منافع امنیتی مشترک بر ایدئولوژی غالب میشود. همچنین، علل نگرانی کشورهای خلیج فارس و عوامل مؤثر در عقبنشینی ترامپ را به طور مفصل بررسی میکند، با تأکید بر احتمال فروپاشی رژیم و خلأ قدرت.
زمینه تاریخی: از رقابت به عادیسازی اولیه
روابط ایران-عربستان پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران، با رقابتهای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی تعریف شده است. عربستان سعودی ایران را به عنوان تهدیدی برای ثبات منطقهای میدید، به ویژه در زمینه حمایت از گروههای شیعه در یمن (حوثیها) و لبنان (حزبالله). توافق ۲۰۲۳، که منجر به بازگشایی سفارتخانهها شد، گامی اولیه بود اما پایدار نماند، زیرا تحریمهای آمریکا و تنشهای هستهای ادامه داشت.
اعتراضات ۲۰۲۵-۲۰۲۶، که بزرگترین چالش داخلی برای جمهوری اسلامی از زمان جنبش سبز ۲۰۰۹ بود، ضعف ساختاری رژیم را برجسته کرد. سرکوب شدید توسط سپاه پاسداران و بسیج، با استفاده از تیراندازی مستقیم و blackout اینترنت، واکنش بینالمللی را برانگیخت. سازمان ملل این رویداد را "سرکوب بیسابقه" نامید. این شرایط، زمینهای برای تهدیدهای ترامپ فراهم کرد، اما همزمان کشورهای عربی را به فکر جلوگیری از تشدید تنش انداخت.
تهدیدهای ترامپ و واکنش آمریکا
دونالد ترامپ، که در نوامبر ۲۰۲۴ دوباره به ریاستجمهوری رسید، سیاست "حداکثر فشار" علیه ایران را احیا کرد. از ۲ ژانویه، ترامپ تهدید کرد که اگر اعدام معترضان ادامه یابد، آمریکا "اقدام قوی" خواهد کرد. این تهدیدها، که با پستهای اجتماعی و مصاحبهها همراه بود، شامل آمادگی برای حمله نظامی بود. با این حال، تا ۱۵ ژانویه، ترامپ عقبنشینی کرد و ادعا کرد که "کشتارها متوقف شده" است.
این عقبنشینی، نتیجه دیپلماسی پشتپرده کشورهای عربی بود که نگران عواقب حمله به ایران - مانند اختلال در تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت - بودند. علاوه بر این، کمبود نیروی نظامی آمریکا در منطقه (مانند عدم حضور ناوهای هواپیمابر در نزدیکی خلیج فارس)، هشدارهای نتانیاهو در مورد آمادگی اسرائیل برای تلافی ایران، و پیامهای خصوصی از تهران مبنی بر کاهش خشونت، نقش کلیدی در این تصمیم داشتند. ارزیابیهای نظامی نشان داد که حمله ممکن است رژیم را متحد کند نه تضعیف، و ریسک درگیری گسترده را افزایش دهد.
نقش کشورهای عربی در دیپلماسی احتیاطی
عربستان سعودی، که پیشتر ایران را رقیب اصلی میدانست، مستقیماً به تهران اطلاع داد که اجازه استفاده از حریم هوایی یا اراضی خود برای حمله آمریکا را نخواهد داد. این موضع، همراه با هماهنگی با قطر و عمان، بیش از ۴۸ ساعت دیپلماسی فشرده را شامل شد. وزیر خارجه عمان به تهران سفر کرد و قطر پرسنل آمریکایی را از پایگاه Al Udeid جابهجا نمود تا سیگنال احتیاط ارسال کند.
ترکیه نیز محتاطانه عمل کرد: اردوغان اعتراضات را "دخالت خارجی" نامید و بر دیپلماسی تأکید کرد. این رویکردها نشاندهنده تغییر از "محور مقاومت" به "همکاری احتیاطی" است، جایی که کشورهای عربی ایران ضعیفشده را نه تهدید، بلکه شریکی بالقوه برای ثبات میبینند.
علل نگرانی کشورهای خلیج فارس
کشورهای خلیج فارس، از جمله عربستان، قطر و عمان، نگرانیهای متعددی از حمله آمریکا به ایران داشتند. از نظر تحلیلگران، نخست بیثباتی منطقهای: حمله میتوانست به جنگ داخلی در ایران منجر شود، که جریان مهاجرت میلیونها نفر را به همراه داشت و سیستمهای سیاسی و اقتصادی شکننده منطقه را تحت فشار قرار میداد. دوم، اختلال در بازار انرژی: بسته شدن تنگه هرمز یا حملات تلافیجویانه ایران به نفتکشها، قیمت نفت را افزایش میداد و اقتصاد وابسته به نفت این کشورها را آسیب میزد. سوم، حملات تلافیجویانه: ایران هشدار داد که پایگاههای آمریکایی در قطر، عربستان و بحرین را هدف قرار میدهد، که میتوانست به درگیری مستقیم منجر شود. چهارم، افزایش تروریسم و ناآرامی داخلی: کشورها نگران بسیج شبهنظامیان شیعه یا ناآرامی در جوامع شیعه خود (مانند استان شرقی عربستان) بودند. پنجم، ترس از هژمونی اسرائیل: برخی کشورها معتقد بودند که تضعیف ایران میتواند به سلطه اسرائیل در منطقه منجر شود، که تهدید بزرگتری برای ثبات است. همچنین، از نظر آنها، حمله نظامی ممکن بود به فروپاشی سریع رژیم ایران منجر شود، اما خلأ قدرت ایجاد کند که به ظهور گروههای افراطی، جنگ داخلی یا دخالت خارجی (مانند روسیه یا چین) بیانجامد، و این بیثباتی را برای همسایگان تشدید کند. این نگرانیها، کشورها را به دیپلماسی فشرده سوق داد تا از حمله جلوگیری کنند.
علل دیگر عقبنشینی ترامپ
علاوه بر دیپلماسی عربی، عوامل دیگری در عقبنشینی ترامپ نقش داشتند. نخست، کمبود آمادگی نظامی: ناوهای هواپیمابر آمریکا دور از منطقه بودند و سیستمهای دفاع هوایی مانند پاتریوت محدود بود. دوم، هشدارهای نتانیاهو: اسرائیل نگران تلافی ایران بود و آمادگی دفاع نداشت. سوم، پیامهای خصوصی از ایران: تهران اطمینان داد که خشونت کاهش یافته و تمایل به گفتگو دارد. چهارم، ارزیابی ریسک: حمله ممکن بود رژیم را تقویت کند و به جای تضعیف، اعتراضات را خاموش سازد - یا برعکس، به فروپاشی رژیم منجر شود، اما خلأ قدرت ایجاد کند که به بیثباتی گستردهتر بیانجامد، مشابه آنچه در عراق پس از سقوط صدام رخ داد. پنجم، فشار اقتصادی جایگزین: ترامپ به جای حمله، تعرفههای جدید و تحریمها را ترجیح داد. این عوامل، ترامپ را به عقبنشینی سوق داد.
تحلیل جامعهشناختی-ژئوپلیتیکی
از منظر واقعگرایی (مکتب هانس مورگنتاو)، این تحول ناشی از محاسبه منافع امنیتی است: حمله به ایران میتوانست به بیثباتی گسترده، افزایش تروریسم و مهاجرت میلیونها ایرانی منجر شود. عربستان، با اقتصاد وابسته به نفت، ترجیح داد از جنگ جلوگیری کند. از دیدگاه جامعهشناسی سیاسی، این تغییر گفتمان قدرتهای منطقهای را نشان میدهد: از ناسیونالیسم ضدایرانی به پراگماتیسم. با این حال، پایداری این همکاری وابسته به عوامل داخلی ایران (مانند اصلاحات احتمالی) و سیاست آمریکا (اگر ترامپ فشار را افزایش دهد) است. همچنین، بحث فروپاشی رژیم و خلأ قدرت کلیدی است: حمله نظامی ممکن بود رژیم را نابود کند، اما بدون ساختار جایگزین، به خلأ قدرت منجر شود که فرصت برای گروههای تروریستی یا دخالت خارجی ایجاد کند، و این یکی از دلایل اصلی نگرانی کشورهای عربی بود.
نتیجهگیری
اعتراضات ایران ۲۰۲۵-۲۰۲۶ و تهدیدهای ترامپ، ناخواسته به نزدیکی ایران-عربستان کمک کرد. این رویداد میتواند الگویی برای دیپلماسی احتیاطی در خاورمیانه باشد، اما بدون تغییرات ساختاری، ممکن است موقتی بماند. تحقیقات بعدی بر پیامدهای بلندمدت این تحول بر یمن و سوریه تمرکز خواهد کرد
منابع و مآخذ
Iran International. (2026, January 13). At least 12,000 killed in Iran crackdown during internet blackout.
The Sunday Times (via Iran International). (2026, January 18). Iran crackdown left 16,500 dead, 330,000 injured.
CBS News (via activist groups and reports). Estimates of 12,000-20,000 protesters killed in 2026 Iran protests.
Human Rights Activists News Agency (HRANA). (2026, January updates). Confirmed deaths ranging from 3,300+ (with thousands under review).
Iran Human Rights (IHRNGO). (2026, January 14). At least 3,428 protesters killed.
Reuters. (2026, January 18). Iranian official says verified deaths reach at least 5,000.
Al Jazeera. (2026, January 16). Gulf countries gear up diplomacy to stave off US-Iran escalation.
Reuters. (2026, January 15). Four Arab states urged against US-Iran escalation.
BBC News. (2026, January). More than 2,000 people reported killed at Iran protests.
Amnesty International. (2026, January 8). Deaths and injuries rise amid authorities' renewed cycle of protest bloodshed.
Institute for the Study of War (ISW). (2026, January 13-14). Iran Update reports on protests, crackdown, and US threats.
Chatham House. (2026, January). Trump's objective is to force Iran into strategic submission.
Crisis Group. (2026, January 13). Iran in Crisis: Time for a Change from Within.
Wikipedia (for overview and citations). 2025-2026 Iranian protests / 2026 Iran massacres.

جنگ داخلی، اکبر معارفی

وقتی روایت، جای حقیقت را میگیرد، اسماعیل لیاقت















