Monday, Jan 26, 2026

صفحه نخست » سه شرط زیدآبادی و سکوت درباره کشتار ایرانیان

za.jpgسه شرط احمد زیدآبادی برای پیوستن به رضا پهلوی

تحریریه خبرنامه گویا

در تازه‌ترین مطلب خود، احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی سابق، سه شرط برای پیوستن به رضا پهلوی مطرح کرده است: «مرزبندی روشن با اسلام‌ستیزی»، «حمایت صریح از حق مردم فلسطین» و «تقبیح خشونت و تاکید بر مبارزه خشونت‌پرهیز». اما آنچه در این سه شرط جلب توجه می‌کند، غیبت کامل اشاره به قتل‌عام معترضان ایرانی در دی‌ماه گذشته است.

زیدآبادی در صفحه تلگرام خود نوشته است: «اخیرا در فضای مجازی به متنی از یکی از هواداران رضا پهلوی برخوردم که نیروهای ملی-مذهبی و نهضت آزادی ایران را به پیوستن به "شاهزاده" فراخوانده بود.» اما در ادامه، محوریت بحث او حول اسلام، فلسطین و رویکرد خشونت‌پرهیز قرار گرفته است، و حتی وقتی به انتقاد از رضا پهلوی می‌پردازد، باز هم قربانیان ایرانی را فراموش می‌کند.

او شرط اول خود را اینگونه توضیح می‌دهد: «مرزبندی روشن با "اسلام‌ستیزی" و اعلامِ احترام به میراث معنوی و اخلاقی اسلام... هیچگونه مغایرت و منافاتی با سکولاریسم ندارد و بلکه از استلزامات یک سکولاریسم معقول و معتدل است.» در حالی که صدها نفر از هموطنان او توسط نیروهای امنیتی کشته شده‌اند، محوریت او اسلام و سکولاریسم است، نه عدالت برای قربانیان.

شرط دوم، حمایت از مردم فلسطین است: «اعلام مخالفت با اسکان یهودیان در کرانۀ باختری رود اردن و بیت‌المقدس شرقی و حمایت صریح از حق مردم فلسطین برای برخورداری از یک کشور مستقل». باز هم، مسئله فلسطین به‌عنوان اولویت مطرح شده، اما قتل‌عام ایرانیان و نقض حقوق آنها در شرایط کنونی کشور، هیچ جایگاهی در بحث او ندارد.

شرط سوم زیدآبادی، «تقبیح خشونت در همۀ اشکال آن و تاکید بر هر نوع فعالیت و مبارزۀ خشونت‌پرهیز» است. اما حتی در توضیح این شرط هم او بیشتر به «اخلاقی بودن مبارزه» پرداخته و نه به محکومیت فوری و روشن کشتار هموطنانش.

در ویدئوی اخیر او با عنوان «وقایع دی ماه و موقعیت رضا پهلوی»، زیدآبادی با اشاره به اعتراضات خیابانی گفته است: «اگر هم این هماهنگی نبوده، پس این چه استراتژی‌ای بوده که اینهمه آدم در این کشور کشته شود؟» با اینکه این جمله اشاره‌ای به قربانیان دارد، اما لحن او بیشتر تحلیل استراتژیک است تا اعتراض به قتل‌عام، و همچنان محور بحثش حول استراتژی رضا پهلوی باقی مانده است.

نکته دیگر آن است که زیدآبادی در دفاع از خود می‌گوید: «این اظهارات، به معنای تبرئه جمهوری اسلامی از سوی او نیست»، اما هیچ گاه به شکل قاطع و فوری رژیم را مسئول مستقیم این کشتار نمی‌داند. او حتی در بیان سه شرط برای پیوستن به رضا پهلوی، هیچ یک از شروط را حول مسئله حقوق مردم ایران و توقف قتل‌عام‌ها تنظیم نکرده است.

به عبارت دیگر، احمد زیدآبادی پس از بزرگ‌ترین قتل‌عام معترضان در دهه‌های اخیر ایران، همچنان تمرکز خود را بر «اصول اخلاقی اسلام»، «حقوق فلسطین» و «خشونت‌پرهیزی» گذاشته است، بدون اینکه به عدالت فوری برای کشته‌شدگان ایرانی اشاره‌ای کند. این رویکرد او، نشان‌دهنده اولویت‌بندی عجیب و دور از واقعیت‌های فوری جامعه ایران است.

اگر قرار باشد اپوزیسیون ایرانی حول اصول انسانی و دفاع از جان مردم شکل بگیرد، باید پرسید: آیا کسانی که قربانیان ایرانی را نادیده می‌گیرند و موضوع را به اسلام یا مسائل بین‌المللی ربط می‌دهند، شایستگی رهبری جنبش ملی را دارند؟ زیدآبادی با تمرکز بر موضوعات حاشیه‌ای، عملاً مرگ هزاران ایرانی را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد و فرصت تاریخی همبستگی واقعی را از دست می‌دهد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy