نمایش مصاحبه های اجباریِ خانواده های قربانیان و جان های شیفته ای که بیرحمانه به قتل رسیده اند، زجرکُش کردن خانواده های عزیز از دست داده است. قاتلان، خانوادۀ قربانیان را مجبور می کنند که بگویند عزیزان آنان را معترضان کشته اند، و یا به قتل رسیده ها "بسیجی" بوده اند.
اعتراف گیری های نمایشی و رسانه ای از آزادیخواهانِ اسیر شده و روایت سازی های شرم آور و دروغین نیز پهن کردنِ بساطی شبیه دوران تفتیش عقاید (باورکاوی- انکیزیسیون) اما با وقاحتی بی مانند و در آمیخته با شیوه های اعتراف گیری" گیلانی- لاجوردی" و شیعی - اثنی عشری است.
شکنجه گران و قاتلان، اسیران و زندانیان را تهدید و مجبور می کنند تا آنچه آنان دیکته می کنند در برابر دوربین بگویند، بیدادگاه های نمایشی ای که بیشترین قربانیان خود را با برچسب های "بغی، مرتد، محارب و مهدورالدم " به مسلخ آخوندیسم و دیانت شریعت زده می برند.
حکومت اسلامی از مصاحبه های اجباری و اعتراف گیری ها در بیدادگاههای نمایشی، هدف هایی را دنبال میکند:
1- دامن زدن به جنگ روانی علیه مخالفان سیاسی و عقیدتی
2- مظلوم نمایی در برابر افکار عمومی داخلی و خارجی.
3- تبلیع قدر قدرتی قدرت سیاسی و کسب نوعی مشروعیت
4- نمایش قدرت در به شکست کشاندن هر گونه ابراز نارضایتی و مخالفت
5- فرافکنی اقدامهای غیر قانونی و فاجعه بار به مخالفان و معترضان
و معترضان 6- تحقیر مخالفان
7- ایجاد وحشت و ترس درمیان مخالفان و جامعه
8- تلقین حس امنیت فردی و اجتماعی به مردم به ویژه به حکومتی ها وهواداران حکومت.
حکومت اسلامی با به راه انداختنِِ بساط کهنه و نخ نمای مصاحبه های اجباری و اعتراف گیری می خواهد قدرت نمایی ضد انسانی و وحشیگری اش را با توسل به این شیوه ها تکمیل و به نمایش بگذارد.
می خواهد در میان مخالفان و مردم نومیدی و سرخوردگی، ترس، اضطراب، نگرانی، سوء طن و بی تفاوتی نسبت رخدادهای سیاسی و اجتماعی ایجاد کند.
می خواهد ....
اما کور خوانده است.

















