Friday, Jan 30, 2026

صفحه نخست » گفتگوی عباس میلانی با فیگارو درباره فروپاشی مشروعیت جمهوری اسلامی و همدستانش در غرب

milani.jpg«مردم ایران دیگر نمی‌توانند با این حکومت پلید زندگی کنند»

ویژه خبرنامه گویا - برگردان: علی شبان

اشاره:

من این برداشت را دارم که کشورهای غربی بالاخره ماهیت رژیم را درک کرده اند.آنها مدت‌ها اشتباه می‌کردند و بر این باور بودند که اگر امتیازی به این رژیم بدهند، می‌تواند اصلاح شود. در حالیکه درست نتیجه معکوس داد؛ امتیاز دادن موجب ِ تشویق او شد. رژیم ایران همچنین از شبکه ی گسترده ای از هواداران و مدافعان در غرب بهره مند شده است. این رژیم از سوی ترقی خواهان چپ گرا و فمینیست های دروغین که از ترس متهم شدن به «اسلام هراسی»، از حضور در جنبش زنان ایران خودداری می کردند، مورد پشتیبانی قرار گرفت. اصطلاح ِ «اسلام هراسی» توسط جمهوری اسلامی ایران بر سر زبان‌ها افتاد و توسط حامیان فکری آن، در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها منتشر شد. و نیز توسط کسانی که تمام رفتار های رسوا کننده ی رژیم را تائید کرده و برای آن‌ها بهانه هایی یافته اند. پس از سرنگونی رژیم، تاریخ نگاران و پژوهشگران آینده حمایتی را که از سوی برخی روشنفکران ِ دروغین، فمینیست ها و چپ گرایان ِ دروغین ابراز شده را بررسی خواهند کرد. این افراد بهانه‌هایی را در اختیار رژیم قرار دادند، که خود ِ رژیم قادر به بیان آن‌ها نبود. عباس میلانی

عباس میلانی تاریخ نگار و نویسنده ی ایرانی-آمریکائی که مدیریت برنامه مطالعات ایران در دانشگاه استنفورد به عهده او گذاشته شده است. او همچنین پژوهشگر و مدیر مشترک پروژه دموکراسی در ایران در مؤسسه هوور وابسته به دانشگاه استنفورد است. عباس میلانی علاوه بر رساله های اکادمیک، آثاری چون: مالرو و دیدگاه تراژیک، درباره دموکراسی و سوسیالیسم، مدرنیته و دشمنانش در ایران، ابوالهول ایرانی : امیر عباس هویدا ، معمای انقلاب ایران، و کتاب پر سر و صدای «نگاهی به شاه» را در کارنامه ی پر بار خود دارد. ع.ش

***

و اینک گفتگوی او با روزنامه فیگارو چاپ پاریس را که در شماره ۲۶/۰۱/۲۰۲۶ منتشر شده است، می‌خوانیم *:

فیگارو: رژیم ایران تا کجا می‌تواند در سرکوب خود پیش برود؟

مدت هاست که همه چیز نشان می‌دهد که این رژیم به طور مسالمت آمیز نخواهد مرد. خامنه ای بیش از حد جزم گرا، بیش از حد کوتاه بین، و بیش از حد خود پسند است. و تا زمانی که بتواند، به جای واگذاری قدرت؛ خواهد کشت. اما او هنوز سقوط نکرده است چرا که با فشار بین‌المللی یکپارچه روبرو نیست. خامنه ای و حلقه نزدیکش بارها اعلام کرده‌اند که به جای ترک قدرت، همه چیز را نابود خواهند کرد. اما این رژیم در حال ِ زمان خریدن است.این یک جسد است که فقط منتظر است تا برداشته و دفن شود. این میتواند زمان ببردو هنوز هم می‌تواند خسارات و تلفات زیادی به بار آورد.

فیگارو : این اعتراضات چه تفاوتی با اعتراضات پیشین دارد؟

این بار، رژیم با همگرایی های چندین بحران روبروست. گویی تمام چرخه های مقاومت و سرکوب پیشین به نتیجه ی دیالکتیکی خود رسیده اند، اکنون شاهد ترکیبی از همه ی بحران ها هستیم. و آن هم درست زمانی اتفاق می‌افتند که رژیم در ضعیف ترین حالت خود است. و از این رو، یکی از بیرحمانه ترین آنهاست. اگر آن‌ها فکر می‌کردند که می‌توانند این مسأله را از طریق گفتگو حل کنند، این کار را می کردند. اما آن‌ها می‌دانند که تنها راه بقا، با توجه به فجایع و ویرانی هایی که بر کشور، اقتصاد و جامعه وارد کرده اند، کشتن مردم و کشتار بیشتر است.

فیگارو : بله، چون همزمان، ما شاهد ترکیبی از بحران اقتصادی، بحران مشروعیت، بحران نظامی، بحران اجتماعی هستیم....

فقط به واکنش خامنه ای و رژیم به جنگ دوازده روزه علیه اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نگاه کنید. آن‌ها به شدت شکست خوردند اما پیروزی خود را اعلام کردند و ادعا کردند که مردم ایران از آن‌ها پشتیبانی کرده اند. با این حال، مردم ایران نه علیه آن‌ها قیام کرده بودند و نه از آن‌ها پشتیبانی کردند. بسیاری به خامنه ای توصیه کردند که اصلاحات را اجرا کند و امتیاز بدهد، اما خامنه ای امتناع کرد. او به سادگی فراتر از عقلانیت گام بر میدارد و وضعیت کنونی آمیزه ای از اوج ِ حماقت، فساد و بی‌کفایتی است.

فیگارو : بنابراین ما اکنون در وضعیت متفاوتی نسبت به قیام های پیشین هستیم....

اگر کور سوی امیدی برای امتیاز گیری [ از خامنه ای] وجود داشت، تصاویر تازه خلاف آن را نشان می‌دهند و همه چیز گواهی می‌دهند که سرکوب بیش از حد پیشرفته است. از آنچه از ایران می شنویم، تعداد واقعی قربانیان، بسیار بیشتر از گزارش ها است و هنوز تمام نشده است. مردم ایران دیگر نمی‌توانند با این شرارت زندگی کنند.

فیگارو : آیا شکست رژیم در ژوئن گذشته، نقطه ی عطف بود؟

در‌واقع دو نقطه ی عطف وجود داشت. یکی شکست نظامی رژیم در طول ِ دو سال ِ آخر ِ جنگ با اسرائیل بود. این رژیم هاله ای از قدرت ِ مطلق ایجاد کرده بود. شکست آن در جنگ ِ غزه، شکست حزب الله و شکست آن در جنگ دوازده روزه، این هاله ی منطقه ای را کاملاً در هم شکست. اصطلاح ِ «اسلام هراسی» توسط جمهوری اسلامی ایران بر سر زبان‌ها افتاد و توسط حامیان فکری آن در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها منتشر شد، که تمام رفتارهای رسوا کننده ی رژیم را تائید و توجیه می کردند.در سال ِ ۲۰۲۲، این هاله ی ملی توسط زنان ایرانی در هم شکست. جنبش زنريا، زندگی، آزادی، نشان داد که وقتی مردم به تعداد کافی و برای مدت کافی به خیابان‌ها می آیند، رژیم ناتوان است. هیچ چیز برای یک رژیم اقتدار گرا خطرناکتر از پایان ترس نیست. بنابراین، همگرایی این عوامل، همراه با فروپاشی اقتصاد، شرایطی را برای یک توفان کامل فراهم کرد.

فیگارو : غرب چه کاری میتواند بکند؟

من این برداشت را دارم که کشورهای غربی بالاخره ماهیت رژیم را درک کرده اند.آنها مدت‌ها اشتباه می‌کردند و بر این باور بودند که اگر امتیازی به این رژیم بدهند، می‌تواند اصلاح شود. در حالیکه درست نتیجه معکوس داد؛ امتیاز دادن موجب ِ تشویق او شد. رژیم ایران همچنین از شبکه ی گسترده ای از هواداران و مدافعان در غرب بهره مند شده است. این رژیم از سوی ترقی خواهان چپ گرا و فمینیست های دروغین که از ترس متهم شدن به «اسلام هراسی»، از حضور در جنبش زنان ایران خودداری می کردند، مورد پشتیبانی قرار گرفت. اصطلاح ِ «اسلام هراسی» توسط جمهوری اسلامی ایران بر سر زبان‌ها افتاد و توسط حامیان فکری آن، در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها منتشر شد. و نیز توسط کسانی که تمام رفتار های رسوا کننده ی رژیم را تائید کرده و برای آن‌ها بهانه هایی یافته اند. پس از سرنگونی رژیم، تاریخ نگاران و پژوهشگران آینده حمایتی را که از سوی برخی روشنفکران ِ دروغین، فمینیست ها و چپ گرایان ِ دروغین ابراز شده را بررسی خواهند کرد. این افراد بهانه‌هایی را در اختیار رژیم قرار دادند، که خود ِ رژیم قادر به بیان آن‌ها نبود.

فیگارو: یکی از خارق‌العاده ترین تحولات در شرایط کنونی این است که پسر شاه به عنوان نوعی چهره ی وحدت بخش دیده می شود.آیا او می‌تواند این نقش را ایفاء کند، حتی اگر فقط به عنوان یک نماد باشد؟

او در موقعیت بهتری نسبت به هر کس دیگری برای تجسم وحدت ایران است. هیچ چهره دیگری سرمایه ی نمادین و سیاسی او را ندارد. نام او در مقایسه با این رژیم، شکوه ایران را تداعی می کند. و دورا ن پهلوی، کشوری بسیار متفاوت از ایران امروز را به ما نشان می دهد. می‌توان این را نوستالژی دانست؛ اما ایرادی ندارد اگر که بخواهیم یک اشتباه غم انگیز را اصلاح کنیم. رضا پهلوی چهل سال است که می‌گوید میتواند این نقش ِ وحدت بخش را ایفاء کند، بدون اینکه لزوماً پادشاه باشد. منتقدان خارجی که وسوسه ی سلطنت را محکوم می کنند، در بهترین موقعیت برای قضاوت نیستند. تصمیم با ایرانیان است و اگر می‌خواهند در تظاهرات با تصویری از رضا پهلوی ظاهر شوند، حق آنهاست،ایرانیان آینده‌ای سکولار و دموکراتیک می‌خواهند . اولویت آنها خلاص شدن از شر ِ این رژیم است و معتقدند که او می‌تواند به آن‌ها در دستیابی به این هدف کمک کند.

فیگارو : از چه ابزاری می‌توان برای رسیدن به این آرمان استفاده کرد؟

دست کشیدن از حمایت رژیم توسط دولتها کافی نیست؛ باید از به رسمیت شناختن آن به عنوان نماینده ی [ دولت و کشور ایران] دست بردارند.سفارتخانه های آن باید بسته شوند، دارائی هایش مسدود شود و همچنین دارائی های اُلیگارشی ی مرتبط با رژیم و بنیاد هایی که در سراسر جهان ایجاد کرده و از طریق آن‌ها پولشان رد و بدل می شود. آن‌ها نیز باید از سازمان های بین‌المللی اخراج شوند. به عنوان مثال، فیفا که چهل سال به این رژیم اجازه ِ شرکت در مسابقات را داد، در حالی که نیمی از جمعیت آن را با ممنوعیت ورود زنان ، از حق حضور در یک بازی، محروم کرد. چند سال پیش زنی به خاطر ِ حق حضور در یک مسابقه ِ فوتبال، خود را آتش زد. و فیفا همچنان به رژیم ایران اجازه می‌دهد تا عضوی از فدراسیون باشد. این نمونه ی بارزی از چشم پوشی غرب و گاهی همدستی با این رژیم است.

این رژیم از باج گیری ی اسلام هراسی برای ارعاب ِ رهبران غربی و جلوگیری از انتقاد ِ آن‌ها از برخی از فاحش ترین موارد ِ نقض حقوق بشر استفاده کرده است. ازدواج یک دختر ۹ ساله با مردی ۵۰ ساله در بسیاری از کشورها تجاوز جنسی محسوب می شود، اما این رژیم می‌گوید که این قانون خودش است و به کسی ربطی ندارد. و ما می‌شنویم که دانشگاهیان غربی می‌گویند که فرهنگ آن‌ها باید مورد احترام قرار گیرد. چرا جامعه بین‌المللی نمی‌تواند بگوید که این عمل وحشیانه است؟ و یا سنگسار کردن یک زن، وحشیانه نیست؟

فیگارو : به نظر می‌رسد که این یک وارونه سازی از انقلاب ۱۹۷۹ است، چرا که معترضان از شاه حمایت می‌کنند و آمریکائی ها هم از او، آیا این تا حدودی طعنه آمیز نیست؟

به تعبیر تی. اس. الیوت، پایان رژیم در آغاز آن است,همان ائتلافی که برای سرنگونی ی شاه گرد هم آمدند، به استثنای روحانیون، برای سرنگونی خامنه ای گرد هم می آیند.در سال ۱۹۷۹، دولت کارتر به خمینی کمک کرد تا به قدرت برسد، و آمریکائی ها به ارتش توصیه کردند که از طرف شاه مداخله نکنند. اکنون، رئیس آمریکا قصد خود را برای کمک به سرنگونی همان رژیمی اعلام کرده است که ایالات متحده حداقل تا حدی در به قدرت رسیدن آن نقس داشته است.این ریشخند آمیز بودن تاریخ است که اینگونه عمل می کند.

نوشته‌های درون ِ [ ] از مترجم است.

*https://www.lefigaro.fr/international/abbas-milani-le-peuple-iranien-ne-peut-plus-vivre-avec-cette-abomination-20260126



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy