Saturday, Jan 31, 2026

صفحه نخست » بازگشت اصلاح‌طلبی به نقطه صفر

esmna.jpgچرا بیانیه موسوی عبور از جمهوری اسلامی نیست

نگاهی سکولار دموکرات به بیانیهء میرحسین موسوی

این یادداشت تحلیلی از اسماعیل نوری‌علا برای انتشار در خبرنامهٔ گویا ارسال شده است. نویسنده با نگاهی سکولار دموکرات، بیانیهٔ اخیر میرحسین موسوی را به‌طور انتقادی واکاوی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه این متن، علی‌رغم لحن اعتراضی، همچنان در چارچوب اسلام سیاسی و اصلاح‌طلبیِ بازگشته به «نقطهٔ صفر» باقی می‌ماند. جمع‌بندیِ تند و صریح یادداشت، بر ضرورت گسست روشن از نظام ایدئولوژیک و استقرار سکولار دموکراسی به‌عنوان تنها راه برون‌رفت از بن‌بست کنونی تأکید می‌کند

اسماعیل نوری علا - ویژه خبرنامه گویا

در روزهای گذشته بیانیهء جدیدی از جانب آقای میرحسین موسوی منتشر شده است. او مهمترین شخصیت انتخاباتی سال ۱۳۸۸ و رهبر مخالفان گردآمده در «جنبش سبز» محسوب می شود و بسیارانی ایشان را رهبر حریان اصلاح طلبی بشمار می آورند؛ جریانی که می تواند، در کنار شخصیت های اصلاح طلب دیگری همچون آقایان خاتمی، روحانی و تاج زاده، راه حلی را برای خروج کشور از شرایط مهلک و بی آیندهء کنونی ارائه کنند. طبیعی است که وقتی با شخصیتی این چنین مهم (هم اکنون به اتفاق همسرش در حصر خانگی به سر می برد) روبرو هستیم تلاش برای فهم مطالبی که ایشان اظهار می کنند امری طبیعی است.

1

بیانیه آقای موسوی، همراه با خاطر نشان کردن این نکته که: «آن زمان که "دلسوزان مردم" را سر می‌کوبیدید و اجازهٔ کمترین سخنِ حقی در دفاع از حقوق انسان‌ها نمی‌دادید، داشتید برای مداخلهٔ خارجی فرش قرمز می‌انداختید».

آوردن این دو موضوع در یک جمله (جلوگیری از سخن دلسوزان مردم در 16 سال پیش از یکسو و فراهم آوردن فرصت کنونی برای مداخلهء خارجی از سوی دیگر) این معنا را در خود دارد که: «اگر آن روز به من (و لابد ما) اجازه می دادید، امروز راه برای مداحلهء خارجی گشوده نمی شد.»

بنا بر این اشاره به امروز نیست و به 16 سال پیش مربوط می شود؛ یعنی درست زمانی که ایشان، در مقام نامزد ناکام ریاست جمهوری حکومت اسلامی، خواستار «بازگشت به دوران طلائی امام»ی بود که هم جنگ هشت ساله را آفرید و هم دستور قتل عام زندانیان و مخالفان را صادر کرد.

من به یاد ندارم که ایشان و همگنان اش در آن زمان «دلسوز مردم» بوده و حاضر می شدند «حفظ نظام» را (که «اوجب واجبات» محسوب می شد) فدای دلسوزی برای مردم کنند.

پس من از همین جملهء اندک چنین در می یابم که ایشان هنوز هم «بر سر موضع دفاع از حکومت موسوم به جمهوری اسلامی» هستند.

2

نکته دوم به شروع و ختم بیانیه بر می گردد که با بسم الله شروع شده و با استغاثه به درگاه پروردگار ایشان خاتمه می یابد: «خداوندا، فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنو و دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کن».

ار همین اندک می توان نتیجه گرفت که ایشان بر سر موضع دیگری از 47 سال پیش خود هم هستند. ایشان در زمان نخست وزیری خود، و در سفر رسمی به آنکارا، به بهانهءاینکه کمال آتاتورک آدمی سکولار بوده و حکومتی سکولار را بوجود آورده، از اجرای پروتکل رسمی ترکیه سر باز زده و از رفتن به آرامگاه آن مرد خودداری کرد. گذاشتن این جمله در یک بیانیهء سیاسی نشانهء همین اعتقاد پا بر جا است.

همچنین می توان دید که در نظر ایشان خداوندشان اگرچه قادر است «فریادی را که بندگانِ مظلومت از صمیمِ ضمیر به درگاهت می‌آورند، بشنود» و «دعای‌شان را برای ایرانی آزاد و آباد اجابت کند» اما چنین نمی کند یا تا کنون نکرده است. پس آیا نباید نتیجه گرفت که ایشان، با وجود تحمل درد حصر خانگی، در این 16 سال به اندازه کافی در این مورد دعا نکرده و تازه به صرافت این راه حل افتاده اند.

بهر حال، همین اندک ملاحظات به ما نشان می دهد که با مردی سر و کار داریم که به اسلام سیاسی اعتقاد دارد، همچنان از سکولار دموکراسی رو گردان است و فکر می کند که اگر در جریان جنبش سیز گذاشته بودند که ایشان رئیس حمهور شود هیچگاه وضعیت کشور به اینجا که در تهدید مداخلهء خارجی نشسته نمی رسید.

البته برای اثبات این سحنان استدلالی نیامده و فقط «ادعا» بصورتی خام مطرح شده.

3

اما گذشته از این نکات می توان جستجو کرد که ایشان شرایط کنونی کشور را چگونه ارزیابی می کنند.

بیانیه دو جملهء کلیدی دارد: «بازی تمام شده. نه شما راه‌حلی برای هیچ‌یک از بحران‌های کشور دارید و نه ملت چاره‌ای جز اعتراض مجدد تا رسیدن به نتیجه» پس « تفنگ‌تان را زمین بگذارید و از قدرت کناره بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند».

خوانندهء بیانیه می تواند اینگونه بفهمد که «اگر حکومت آقای خامنه ای تفنگ اش را بر زمین بگذارد و از قدرت کناره بگیرد، ملت می تواند این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند».

از نظر من این جملات نشان آشکاری از کج فهمی است. هیچ ملتی پس از اینکه خودکامگان حاکم تفنگ شان زمین گذاشتند نمی تواند یک سره و بدون وجود جکومتی سکولار دموکرات «سرزمین اش را به آزادی و آبادی برساند». بخصوص آیا در مورد ایران، با رهبری همین آقای موسوی یا همگنان ایشان، که حفظ نظام را اوجب واجبات می دانند، و با حفظ ماهیت دینی / ایدئولوژیک نظام اسلامی، و تحت نظارت استصوابی چند اسلامیست جنایتکار می توان به آزادی و آبادی رسید؟

4

آقای موسوی دراین بیانیه به ارائهء راه حل نهائی خود نیز می پردازد: «مسیری که این "همراهِ کوچکِ مردم" ... پیشنهاد می‌کند، برگزاری رفراندوم قانون اساسی است... (زیرا) استقرار صلح و امنیت پایدار و نجات کشور از شرِ استبدادِ حاکم، بر مبنای خواست و ارادهٔ ملت، تنها به دست مردم و بدون مداخلهٔ خارجی امکان دارد».

می بینید که آنچه واقعاً آقای موسوی را به صدور این بیانیه وا داشته تنها «ترس از مداخلهء خارجی» است، و راه حل ایشان هم برگزاری رفراندومی است که ایشان نمی گوید آن را چه کسی برگزار می کند.

شاید هم بشود که در میان خطوط سفید این نوشته این نکته را خواند که «اگر به حصر من خاتمه دهید، و اگر "منِ دلسوز مردم" مسئول مملکت بشوم، با انجام یک رفراندوم (که محتوایش مشخص نیست) کاری خواهم کرد که خطر مداخلهء خارجی مرتفع شود و ملت بتواند این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند».

ماهیت این حرف به ظاهر قشنگ را فقط تأملی بر دلیل مداخلهء خارجی روشن می کند. مگر آقایان ترامپ و نتنیاهو از این حکومت چه خواسنه اند که کارشان به احتمال مداخله کشیده است؟ آنها خواستار این اقدامات هستند: تعطیل برنامهء اتمی، تحویل اورانیوم غنی شده، از کار انداختن تأسیسات ایجاد موشک های قاره پیما، دست کشیدن از ماحراجوبی های منطقه ای و صدور انقلاب گویا اسلامی، و بالاخره برسمیت شناختن اسرائیل و داشتن روابط دوستانه و مسالمت آمیز با همسایگان و همهء جهان.

آقای موسوی باید در بیانیهء خود روشن می کرد که قصدش از برگزاری رفراندوم و زمین گذاشتن تفنگ بوسیله حکومت پذیرفتن همین خواسته ها هست یا نه و چگونه می توان این خواسته ها تنها با رفراندومی برآورد که بوسیله دستگاه متقلب فعلی (که خود ایشان را ازریاست حمهوری محروم و گرفتار حصر خانگی 16 سال کرد) انجام می شود.

5

باری، وقتی، در پی 47 سال خونریزی و ویران گری اسلامی، این نکته بر اکثریت جوان و تخصیل کرده و متفر از رژيم اسلامی روشن است که ملت ایران فقط وقتی می تواند سرزمین اش را به آزادی و آبادی برساند که جکومتی سکولار دموکرات در ایران مستقر شود و کشور را در مسیر توسعه و آشتی با جهان مدیریت کند، این نکته هم روشن است که اگر آقای موسوی دلسوز مردم است بهتر است به سیستم غرقه در خون اسلامی توصیه کند که از سیاست هائی که موجب زحمت همهء جهان شده دست بکشند و بچهء آدم شوند والا مداحله را «به ستم می دهند» و آقای موسوی هم یا در حصر خانگی می ماند و یا رهسپار دادگاهی ملی می شود.

گوش فرا دادن و امید بستن به فرمایشات پریشان آقای موسوی و اصلاح طلبانِ خواستار حفظ حکومت اسلامی و حذف «ولایت فقیه» نتیجه ای جز مکرر کردن فاجعه ای هم زیستی و هم زیست محیطی نخواهد داشت.

11 بهمن ماه 1404 - 31 ژانویه 2026



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy