Tuesday, Feb 10, 2026

صفحه نخست » سناریوی کابوس‌وار جنگ آمریکا-اسرائیل برای سپاه

tahlil.jpgتحلیل تنگناهای استراتژیک ایران در نبرد احتمالی

یدالله کریمی پور

​با فرض حمله دوگانه آمریکا- اسراییل، ایران به دلیل ماهیت جغرافیایی و تفاوت در توانمندی‌های تکنولوژیک، در موقعیت «دفاعی» قرار می‌گیرد. این جایگاه، فارغ از قدرت بازدارندگی ایران، حامل ریسک‌های زیر است:

​۱. مهاجم زمان، مکان و شدت حمله را تعیین می‌کند. ایران ناگزیر است منابع محدود خود را در مرزهای گسترده پخش کند که منجر به استهلاک نیرو و هزینه‌های گزاف نگهداری در وضعیت هشدار دائمی می‌شود.

​۲. آمریکا با اتکا به برتری هوایی، تلاش خواهد کرد در اولین موج حمله، شبکه راداری، فرماندهی و کنترل و آشیانه‌های موشکی را فلج کند. قرار گرفتن در مقام «ضربه دوم»، توان پاسخگویی را به میزان موفقیت پدافند در دقایق اولیه وابسته می‌کند.


​۳. جغرافیای ایران صحنه اصلی نبرد خواهد بود. این یعنی حتی در صورت پیروزی نظامی، زیرساخت‌های توسعه‌ای کشور که طی دهه‌ها ساخته شده‌اند، با تخریب گسترده روبرو خواهند شد.


​۴. پیشرفته‌ترین سامانه‌ها نیز در برابر حملات موجی پهپادها و موشک‌های کروز همزمان با اخلال الکترونیک، دارای سقف رهگیری مشخصی هستند و خطر عبور پرتابه‌ها از لایه‌های دفاعی همواره وجود دارد.


​۵. تاسیسات حیاتی مرزی-دریایی، اهدافی ثابت و در دسترس هستند. فلج شدن صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی، «پشت جبهه» را با بحران تامین معیشت و سوخت مواجه می‌کند.


​۶. ایران ابزار لازم برای انتقال جنگ به خاک اصلی ایالات متحده را ندارد؛ در حالی که تمام نقاط ایران در تیررس پایگاه‌های محیطی و ناوگان دریایی آمریکا قرار دارد.


​۷. حمله به پایگاه‌های میزبان آمریکا در خلیج فارس، شمشیر دولبه ای است که می‌تواند کشورهای عربی را از وضعیت «بی‌طرفی منفعل» به «دشمنان فعال» تبدیل کرده و محاصره جغرافیایی ایران را کامل کند.


​۸. ورود نیروی هوایی اسرائیل به درگیری، فشار بر پدافند هوایی را دوچندان کرده و تمرکز لایه‌های دفاعی را از جنوب به مرکز و غرب کشور منحرف می‌کند.


​۹. همزمان با درگیری خارجی، گروه‌های شبه‌نظامی واگرا و هسته‌های عملیاتی سرویس‌های جاسوسی در جداره‌های مرزی، ممکن است با ایجاد ناامنی داخلی، تمرکز نیروهای مسلح را از جبهه اصلی منحرف کنند.


​۱۰.نیروی هوایی و دریایی کلاسیک ایران (ارتش) با تجهیزات نسل‌های گذشته فعالیت می‌کنند. در یک جنگ طولانی، کمبود قطعات یدکی و تکنولوژی جایگزین در برابر ماشین جنگی نوسازی شده آمریکا، یک بن‌بست لجستیکی ایجاد می‌کند.


​۱۱.آمریکا و اسرائیل توانایی بالایی در مختل کردن شبکه‌های ارتباطی، برق و اینترنت دارند. قطع ارتباط بین فرماندهی مرکزی و واحدهای عملیاتی می‌تواند منجر به فروپاشی هماهنگی در دفاع موزاییکی شود.


​۱۲. پایش ۲۴ ساعته ماهواره‌ای دشمن، حرکت یگان‌های موشکی و جابجایی نیروهای ایران را شفاف می‌کند؛ این موضوع «عنصر غافلگیری» را که رکن اصلی استراتژی ایران است، به شدت تهدید می‌کند.


​۱۳.در صورت جنگ تمام‌عیار، محور مقاومت در لبنان، عراق و یمن نیز تحت فشار سنگین قرار می‌گیرند. اگر این بازوهای منطقه‌ای زودتر از موعد فلج شوند، عمق راهبردی ایران کاهش یافته و جنگ به داخل مرزها محدود می‌شود.


​۱۴. آغاز درگیری می‌تواند منجر به فعال شدن مکانیسم‌های بین‌المللی (مانند مکانیسم ماشه) و انسداد کامل باقی‌مانده منافذ مالی کشور شود که تامین هزینه‌های هنگفت یک جنگ مدرن را غیرممکن می‌سازد.


به گمانم بس بعید است اتاق جنگ جمهوری اسلامی، نسبت به این تنگناها و کمبودهای کلان‌ نااگاه و بی تفاوت باشد.‌ به همین دلیل دستور کار استراتژیک ملی اصولا باید بر مبنای گفتگو و تفاهم باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy