این گزارش روایی-تحلیلی به صورت اختصاصی در اختیار خبرنامه گویا قرار گرفته و توسط یک پزشک برجسته تهیه و به ما ارسال شده است. به دلایل امنیتی و حفظ حریم فردی، نام ایشان در این زمان فاش نمیشود. گزارش بر پایه شهادتهای دستاول بیش از ده عضو کادر درمان در شهرهای مختلف ایران تدوین شده و تصویری تکاندهنده از امنیتیشدن درمان در جریان اعتراضات ژانویه ۲۰۲۶ ارائه میدهد.
***
درمان زیر رگبار: مرثیهای بر مرگ بیطرفی پزشکی در ایران
۸ ژانویه ۲۰۲۶ ساعت ۱۰:۳۰ شب
پارکینگ یک مجمتع ساختمانی در شهر ف:
صدای تیراندازی از همه طرف به گوش میرسد، کف زمین پر از مجروحین زخمی است، دکتر س مشغول احیای قلبی جوانی است که گلولهای به شکمش خورده است، دو همکار او و همسرش مشغول رسیدگی به سایر مجروحین هستند.
دختری بیست ساله به نام ف با چشمهای باز در حالی که در میان پتو پیچیده شده در کنار یکی از ستونهای پارکینک و جلو یک ماشین روی زمین دراز کشیده به خواب ابدی فرد رفته است، .پدرش بالای سر او اشک میریزد میزند و با ناله اسمش را صدا میزند و از او میخواهد که با هم به خانه بر گردند.
شدت خون به زمین ریخته به حدی زیاد است که یکی از ساکنین مجبور میشود بخشهایی از حیاط را با شلنگ آب بشوید.
حالا صدای مادر داغدار دخترک هم به گوش میرسد که تازه به آنجا رسیده است.
حدود ۱۰ مجروح دیگر نیز با فاصله کم از هم بر روی زمین دراز کشیدهاند و در حال دریافت سرم یا مسکن هستند. دو تا از آنها تنها هستند و هیچ همراهی با خود ندارند. یکی از آنها پیرمردی است که نیمه نشسته به دیوار تکیه داده است و انگار در دنیایی دیگر است و تنها با صدای :"حاجی چیزی نیاز نداری" دکتر س به خودش میآید و سری به علامت نفی تکان میدهد.
لحظهای نور چراغ گردان ماشین گشت نیروهای سرکوب در حیاط انعکاس مییابد، همهمه جمع به طور غریزی فرو میکاهد و همه با نگاههای ترسیده یکدیگر را به سکوت دعوت میکنند، مادر خانم ف آخرین کسی است که ناله درد خود را فرو می خورد.
ماشین در نزدیکی جلوی در ساختمان متوقف میشود و صدای پیاده شدن و حرف زدن ماموران امنیتی با هم به گوش میرسد.
همه نفسها در سینه حبس شده، هرکسی انگار صدای طپش قلب خود را میشنود، حس دکتر س که حداقل اینچنین بوده است. ۹۰
ثانیه اینگونه با خوف و رجا سپری میشود، خوشبختانه ماموران مشکوک نشدهاند و سایه چراغ گردان آرام آرام از خانه دور میشود.
سه نفر با هم جسد دخترک را که در میان پتو پیچیده شده، بلند میکنند و داخل صندلی پشتی یک ماشین میگذارند. دخترکی که دیگر پدر و مادر، خانه و عزیزان خود را نخواهد دید.
متاسفانه عملیات cpr دکتر س روی مرد جوانی که گلوله به شکمش خورده بود هم جواب نداد، جوان دیگری را هم از دست دادهایم.
اعتراضات اخیر مردم ایران از ابتدای سال جدید میلادی شروع شده است. اعتراضاتی که در روزهای اول رنگ و بوی اقتصادی داشت، اما به سرعت در تمام پهنه ایران وایرال شد و به مبارزهای از سوی مردم، برای رهایی از دیکتاتوری اسلامی تبدیل و با سرکوب گسترده حکومت روبرو شد؛ به گونهای که از نظر شدت و میزان کشتار نسبت به تمام ادوار گذشته بیسابقه بوده است.
البته به خرج دادن این سطح از خشونت از طرف حکومت ایران، بدون سابقه نبود، اما جلوههای چنین کشتاری تا قبل از این فقط در مناطقی که حکومت آنها را اقلیت و حاشیه نشین میداند، -مثل مناطق کرد نشین-دیده میشد و نمونههای بارزی از چون کشتار مردم بلوچ در جمعه خونین زاهدان (۳۰ سپتامبر ۲۲۰۲) در جریان جنبش زن زندگی آزادی یا کشتار مردم در نیزارهای ماهشهر (۱۶ تا ۲۰ نوامبر ۲۰۱۹ )،وجود دارد.
اینبار اما دامنه این سرکوب خونین سراسری بود و تقریبا به تمام شهرهای کوچک و بزرگ کشور سرایت کرد.
دامنه این خشونتها به امنیتی شدن محیط بیمارستانها و مراکز درمانی و دستگیری مجروحینی که به آن مراجعه میکردند نیز انجامید و همین باعث شد تا بسیاری از مجروحین قید رفتن به بیمارستانها را بزنند، در خانه بمانند و توسط پزشکان امن معاینه و درمان شوند و یا در موارد بسیار اورژانسی در خانهها یا در جاهایی شبیه این پارکینک به خدمات اولیه درمانی دست پیدا کنند. امری که بدون شک مانع دریافت خدمات درمانی مناسب در چنین موقعیت خطیری میگردد و به طور قطع باعث افزایش تعداد قربانیان میشود.
این در حالی است که حمله به بیمارستانها حتی در جنگها نیز ممنوع است؛ چنانکه براساس ماده ۱۸ و ۱۹ کنوانسیون چهارم ژنو و ماده ۱۲ الحاقی آن که برای شرایط جنگی نوشته شده، بیمارستانها، بیماران و کادر درمان در هیچ شرایطی نباید مورد حمله قرار گیرند و تمام بیماران باید بدون تبعیض مورد درمان قرار گیرند.
بر اساس ماده ۸ اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی نیز "حمله عمدی به بیمارستانها و اماکنی که برای اهداف پزشکی مورد استفاده قرار میگیرند جنایت جنگی محسوب میشود"
براساس قطعنامه ۲۲۸۶ (سال ۲۰۱۶) شورای امنیت سازمان ملل نیز "حتی بیانیههای سازمان جهانی بهداشت (WHO)نیز حمله به مراکز درمانی، غیرقابل توجیه و نقض اصول انسانی به شمار میرود.
این در حالی است در طی روزهای اعتراضات، حکومت چندین بار به بیمارستانها حمله کرد، به آنها گاز اشکآور زد، مجروحین بستری در اورژانس و بخشهای مختلف را دستگیر کرد و با خود به مکانهای نامعلوم برد؛ امری که ناپدیدسازی قهری شهروندان بوده، مصداق جنایت علیه بشریت است
و حتی خبرهای تایید نشدهای از شلیک تیر خلاص به مجروحین بستری به گوش میرسد.
۹ ژانویه ۲۰۲۶ ۲ صبح
دکتر "الف" پزشک اورژانس بیمارستان در شهر "ل" است. از شب گذشته ۵۹ مورد معترض کشتهشده را به بیمارستان محل کار او منتقل کردهاند که دو مورد از آنها شلیک مستقیم به سر و بقیه اکثرا شلیک به قفسه سینه و شکم بوده اند.
جسدها زیر نظر ماموران امنیتی با عجله تمام و در حالی که بسیاری هنوز لباس به تن داشتند، به کاورهای پلاستیکی ویژه فوت شدگان منتقل شدند و به تدریج به سردخانه منتقل میگردیدند. دکتر "الف" از صحنه شنیده شدن صدای ممتد زنگ تلفنهای همراه این کشتهشدگان از داخلکاورهای پلاستیکی میگوید. آن سوی خط خانوادههای نگرانی که دنبال خبری از عزیزان خود هستند و این طرف کشتهشدگانی که هرگز عزیزان خود را نخواهند دید و در این بین پرستاران و پزشکان شیفت که با چشمان اشکبار شاهد این تراژدی هستند. صحنهای که دکتر "الف" میگوید محال است هرگز فراموش کند.
دکتر "خ" همکار دکتر "الف" از قول مدیر تنها مرکز تخصصی جراحی خصوصی شهر از انتقال اجساد ۵۰ معترض کشته شده به آنجا خبر میدهد که اکثریت آنها به خاطر اصابت گلوله به قفسه سینه و شکم کشته شدهاند.
الگویی که در تمام گزارشات مختلف دیده میشود و نشان از این دارد که نیروهای سرکوب برای شلیک عامدانه به مناطق حیاتی بدن دستور گرفته بودند و قصد حکومت نه فقط سرکوب که کشتار معترضان بوده است.
بیشترین میزان کشتار در طی این اعتراضات در روزهای ۸ و ۹ ژانویه بوده است.
خانم مای ساتو گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران در سازمان ملل در مصاحبه ۲۲ ژانویه خود از کشتار حداقل ۵۰۰۰ نفر و تا ۲۰۰۰۰ از قول منابع مستقل حکایت دارد. در شرایط قطع کامل اینترنت در زمان سرکوب، امنیتی کردن آمار قربانیان، فروپاشی کامل پروتکلهای تریاژ میزان کشتهشدگان این سرکوب تا چند دههزار نفر توسط رسانههای مختلف تخمین زده شده است و جستجوهای گسترده برای دستیابی به مستندات بیشتر و رسیدن به آمار دقیقتر همچنان ادامه دارد.
برای به دست آمدن یک دورنما از میزان شدت مجروحین و کشتهها به گفته یک پزشک متخصص بیهوشی در تهران اشاره میشود کرد که اعلام نمود تعداد زخمیها به حدی بوده که رسیدگی به آنها حتی در بیمارستانهای عمومی و بزرگ تهران نیز ممکن نبوده است و اساسا عدهی زیادی از مجروحین نیز به همین دلیل فوت شدهاند، این آنستزیولوزیست تاکید میکند لود کاری و تعداد کشتهها آنقدر زیاد بوده که نیروهای بهیاری و کمکی در مواردی حتی فرصت خارج کردن چستتیوب، تراکئال تیوب، کانولای وریدی و سایر اینسترومنتهای متصل به بیمار را هم نداشتند و مستقیم آنها را با همان لولهها به داخل کاورهای فوت شدگان منتقل میکردند.
۹ ژانویه ۸ شب
دکتر "م" پزشک اورژانس بیمارستانی در شهری دیگر از حدود ۶۰ مورد آسیب با تیر ساچمهای گزارش میدهد که تقریبا نیمی از آسیبها چشمی و بقیه آسیب به قفسه سینه، زانوها و ناحیه ژنیتال بوده است. موارد چشمی باید سریعا به بیمارستانهای فوق تخصصی ریفرال اعزام شوند.
البته شلیک تیرهای ساچمهای به طور عمدی به چشم و بدن معترضان در سال ۲۰۲۲ -در جریان جنبش زن زندگی آزادی- نیز وجود داشت، اما در این مورد هم تعداد آسیبدیدگان چشمی در اعتراضات ژانویه از جهت شدت و گستردگی اصلا با گذشته قابل قیاس نیست.
طبق گزارش منابع مستقل حدود ۷۰۰۰ نفر با آسیب چشمی به مرکز خصوصی چشم پزشکی نور تهران مراجعه کردهاند. منابع موثق از مراجعه
حدود ۷۰۰ نفر به خاطر شلیک تیر ساچمهای به چشم به بیمارستانهای فیض و میلاد اصفهان اشاره میکنند که متاسفانه بیش از نیمی از آنها آسیب دو چشمی بوده است.
نکته مهم اینکه این به الگوی آسیب تیرهای ساچمهای خصوصا در ناحیه چشمها و ناحیه ژنیتال به طور مشترک از طرف چند نفر از همکاران مختلف من از جاهای متفاوت کشور اشاره شده است؛ الگوی شلیکی که نشان از یک فرمان مشترک و عمومی دارد که نه برای متفرق کردن معترضان، بلکه برای نقص عضو دائم و ایجاد یک تروما در ناخودآگاه جمعی جامعه طراحی شده است.
اکثریت این تیرهای ساچمهای گزارش شده در قسمتهای مختلف بدن که در عکسهای رادیولژی متعدد که به دست من رسیده وجود دارد نیز از نوع M30,M39,M60,F44,F56 است.
(F=Iron/Steel Pallet M=lead pallet)
نکته قابل توجه دیگر اینها از انواع مهماتی هستند که اساساً برای شکار حیوانات میانجثه یا جنگی ستفاده میشوند و شلیک آنها به فاصله نزدیک، نیتِ ایجاد معلولیت قطعی را اثبات میکند.
۹ ژانویه۲۰۲۶ ۲۲ شب
دکتر "و" متخصص ارتوپدی از شهر "ف" است، او از شب گذشته تا بحال ۲۸ مورد عمل جراحی ارتوپدی برای مجروحینی که مورد اصابت تیر جنگی قرار گرفتهاند انجام دادهاست؛ گلولهها اکثر به فمور و پلویک اصابت کردهاند. اما در این میان چند مورد شلیک به استخوانهای تیبیا و فیبولا هم وجود دارد. بنابر مشاهدات دکتر "و" ماموران امنیتی در تمام بیمارستان حضوری آشکار دارند و این حضور حتی در پشت در اتاقهای عمل نیز امتداد دارد.
دکتر "ش" از بیمارستانی در شهر "ت" هم از جلسه یک ساعته ماموران امنیتی با رئیس و مترون بیمارستان در جهت توجیه آنان در اعلام لیست مشخصات مجروحین مراجعه کننده به نیروهای امنیتی در شب ۹ ژانویه خبر میدهد و از شرایط روحی نابسامان و متناقض کادر درمان که پس از ابلاغ این دستور دچار آن شدهاند سخن میگوید،؛ اینکه از طرفی سعی در حفاظت از هویت مجروحان میتواند قماری جدی برای زندگی و جان آنها و حتی در تهدید قرار گرفتن خانواده هایشان باشد و از طرف دیگر حفاظت از هویت بیماران خود را مطابق سوگند حرفهای خود میدانند و تخطی اجباری از این وظیفه حرفهای باعث ایجاد فشار روحی و حس انزجار از خود در بسیاری از آنان شده است.
اینجا، بیمارستانی در شهر ت است؛ جایی که مرزهای اخلاقی و حفظ حیات در هم آمیخته است.
البته گزارشهای درجه اول متعددی از مقاومت کادر درمان در این مورد وجود دارد
متخصص طب اورژانس در اورژانس بیمارستان شهر "م" مجروحین را بدون ثبت مشخصات و تا حد ممکن به طور سرپایی درمان میکرد.
گزارشهایی از درمان آسیب دیدگان چشمی به همین شکل در بیمارستانی در شهر تهران هم وجود دارد.
اخبار از اتاقهای عمل بیمارستان الزهرا اصفهان هم از مقاومت پرسنل اتاق عمل در ممانعت از افشای هویت مجروحین تا حد ممکن حکایت دارد و از این دست روایتهای دست اول در مدت اعتراضات کم نداشتهام.
به همین دلیل هم کادر درمان در روزهای اعتراضات و در سکوت خبری ناشی از قطع اینترنت تحت آزار جدی، تهدیدهای مکرر توسط حکومت به دلیل انجام وظایف حرفهای خود بودهاند.
حداقل سی پزشک، پرستار و اعضای دیگر کادر درمان در روزهای اخیر به دلیل درمان مجروحین و ایستادن در کنار مردم دستگیر شدهاند و بر اساس اخبار منتشر شده حتی برای یکی آنها از اتهام سنگین محاربه و حکم اعدام مطرح شده است.
در حالیکه همگی این موارد از ایجاد محیط امنیتی در بیمارستان و ایجاد ترس در مجروحان از مراجعه تا آزار و بازداشت پزشکان مصداق بارز
۱-محرومسازی عامدانه شهروندان از درمان
۲-تعقیب غیر نظامیان و حمله سازمانیافته به مراکز عمومی
۳- تعقیب یک گروه مشخص بر اساس نقش انسانی و حرفهای آنان
بوده، از مصادیق جنایت علیه بشریت است
(بر اساس ماده ۷ اساسنامه دیوان بینالمللی کیفری)
بنابراین آنچه در این اتاقهای عمل و راهروهای تاریک در حال رخ دادن است، تنها سرکوب یک اعتراض نیست؛ بلکه اعلان مرگ "بیطرفی پزشکی" است.
بیمارستان که طبق کنوانسیونهای بینالمللی باید منطقهای امن و بیطرف برای نجات هر انسانی (فارغ از عقیده او) باشد، حالا به امتدادِ بازداشتگاهها تبدیل شده است.
هرچند نقض سیستماتیک "بیطرفی پزشکی" در ایرانِ امروز، تنها به دستگیری کادر درمان محدود نمیشود؛این یک تروریسم درمانی است.
چرا که وقتی مجروح از ترس بازداشت، جراحی در پارکینگ تاریک را به اتاق عمل مجهز ترجیح میدهد، یعنی حکومت موفق شده است مفهوم "امنیت درمانی" را به کلی نابود کند.
در نهایت اینکه این فشار سیستماتیک بر کادر درمان و جرمانگاریِ "امرِ درمان"، در آینده نیز موجد بحرانی بزرگ است که با تخریب بیمارستان به عنوان آخرین سنگر اعتماد اجتماعی، بذر یک عدم اطمینان عمومیِ عمیق را در ناخودآگاه جمعی جامعه میکارد.
وقتی "شفقت پزشکی" با اتهام "محاربه" پاسخ داده میشود، امنیت سلامت شهروندان برای دههها به مخاطره میافتد؛ این سهمگینترین میراثِ مرگِ بیطرفی پزشکی در ایران خواهد بود.

















