Monday, Feb 23, 2026

صفحه نخست » مردم تاریخ‌سازند، نه تماشاگر؛ فرق نقد و تحقیر را می‌فهمند

mppch.jpgمهدی پرپنچی

امروز گسترده‌ترین صف‌بندیِ عملی که بخش‌هایی از نیروهای سیاسی ایران را کنار هم قرار داده، نه حول یک برنامه روشن علیه جمهوری اسلامی، بلکه حول مخالفت با یک قطب مشخص در اپوزیسیون شکل گرفته است. این صف‌بندی الزاماً به معنای هم‌فکری نیست. جبهه سیاسی می‌تواند با دلایل متضاد شکل بگیرد.

اعضای یک جبهه ممکن است در بسیاری موارد اختلاف داشته باشند، اما حول یک هدف مشترک کنار هم می‌ایستند. امروز در عمل، از دستگاه سرکوب و تبلیغات جمهوری اسلامی تا اصلاح‌طلبان و بخشی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور، با انگیزه‌های متفاوت در یک نقطه هم‌راستا می‌شوند: مهار یا حذف شاهزاده پهلوی از معادله. در چنین وضعی، مسئله اصلی «شخص» نیست، بلکه نسبتِ میان سیاست‌ورزی و جامعه است. وقتی بخش قابل‌توجهی از جامعه، درست یا نادرست، یک قطب سیاسی را برای رهبریِ تغییر برمی‌گزیند و به او امید می‌بندد، حمله به آن قطب اگر با زبانِ تحقیرِ رای و زیر سوال بردن قدرت تشخیصِ مردم همراه شود، به سرعت به معنای تحقیرِ میلیون‌ها نفر و حمله به «امید» آنان فهمیده می‌شود.

توهین به شعور مردم، تحقیر انتخابِ سیاسی مردم، کوبیدن کتاب‌خوانی و کتاب بر سر مردم، نتیجه‌ای جز روی‌گردانی مردم از شما نخواهد داشت. از منظر منطق سیاسی، هیچ جریان یا گفتمانی از تحقیر مردم سود نمی‌برد. تحقیر شاید در کوتاه‌مدت حس برتری یا «تسویه‌حساب» تولید کند، اما در بلندمدت سرمایه اعتماد عمومی و حق نمایندگی را می‌سوزاند. مردم تماشاگرِ سیاست نیستند؛ موتور محرک سیاست و بلکه خود سیاست‌اند.

هر پروژه سیاسی برای تغییر، از جنبش و انقلاب گرفته تا انتخابات و همه‌پرسی، در نهایت مجبور است به یک چیز اتکا کند: رضایت و مشارکت مردمی که قرار است هزینه بدهند، رای بدهند، به خیابان بیایند و پای تصمیم بایستند. ورشکستگی سیاسی جمهوری اسلامی نیز تا حد زیادی از همین نقطه آغاز شد: از لحظه‌ای که حق انتخاب از مردم سلب و ابراز نظر جرم شد، کرامتِ مردم خرجِ ایدئولوژی شد و زبان تحقیر به زبان رسمی سیاست بدل شد. تحقیرِ مردم فقط دل‌ها را نمی‌شکند؛ رابطه قدرت و مردم را می‌شکند.

سیاستی که مردم را حقیر می‌بیند، در واقع زمین زیر پای خود را خالی می‌کند. این قاعده محدود به حکومت‌ها نیست و در اپوزیسیون هم کار می‌کند. اگر اختلاف نظر به تحقیر تبدیل شود، پل ارتباط با همان مردمی می‌سوزد که در لحظه تصمیمِ تاریخی، تعیین‌کننده‌اند. مردم، فرق نقد و تحقیر را می‌فهمند: نقد یعنی سنجش ایده‌ها؛ تحقیر یعنی نفی کرامت و نفیِ حق انتخاب.

نقد می‌تواند هم‌گرایی بسازد، اما تحقیر واگرایی تولید می‌کند. هر نیرویی که به دنبال تغییر است، ناگزیر به ساختن اعتماد و حفظ ارتباط با جامعه است. راه آینده از احترام به مردم می‌گذرد، نه از کوبیدن امیدها و انتخاب‌های آن.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy