خبرنامه گویا - آیا جنجال مجری شبکه افق یک «خطای انسانی» بود یا بخشی از پازل فریب؟ در حالی که افکار عمومی هنوز در شوک جنایات و آمار هولناک کشتهشدگان است، ناگهان صحنهای چیده میشود تا «سلبریتیهای وسطباز» از سکوت خارج شوند. از دید نویسنده این خشمِ گزینشی بوی عدالت نمیدهد؛ فرار رو به جلویی است برای کسانی که در برابر خونهای ریختهشده خاموش بودند و حالا با حمله به یک «کیسهبوکس» حکومتی، میکوشند چهره خود را تطهیر کنند
فریاد برای توهین، سکوت در برابر مسئول اصلی
علی لاهیجی - ویژه خبرنامه گویا
واقعیت این است که ما از پشتپرده برنامههای تلویزیونی رژیم اطلاع نداریم اما این را هم می دانیم که بعضی از توهین ها عامدانه گفته میشود تا دعوای زرگری راه بیفتد و کمی مردم را از مسائل روز دور کند. مثلا اگر لازم باشد ساختمان پلاسکو می افتد تا تسویه حساب داخلی رفسنجانی و خامنه ای که با مرگ رفسنجانی تمام شد در حاشیه بماند. از این موارد در چهل سال گذشته زیاد دیدیم حتی در همین صدا و سیمای رژِیم.
مجری شبکه افق نه اولین نفر بود و نه آخرین نفر خواهد بود. در همین صداوسیما بارها شاهد توهین به اهل سنت بودهایم. توهین به بهاییان بهطور مستمر تکرار میشود. به ترکها توهین شد و پس از اعتراض مردم، گوینده عذرخواهی کرد و پرونده بسته شد. به کردها، گیلکها، لرها و .. توهین می شود و معمولاً هم با یک عذرخواهی ماجرا پایان مییابد و اگر اعتراضها گسترده باشد، نهایتاً مجری یا مسئولی کنار گذاشته شود.
اما بیش از آنکه این خطاها ناخواسته باشد، به پروژههایی شباهت دارد برای سرگرم کردن افکار عمومی ایجاد می شود ؛ پروژههایی که هدفشان دور کردن ذهن جامعه از مسائل اصلی است. این مجری ناآگاه هم احتمالا بازیچه برنامهنویسان پشت پرده است تا توجه مردم از جنایتهای گسترده حکومت به حاشیههایی مانند «توهین» تقلیل یابد.
این یادداشت را نمینویسم تا یک جوان نادان را سرزنش کنم. مسئله اصلی برای من، کسانی هستند که حالا با فریاد «وااسفا» به میدان آمدهاند و او را میکوبند؛ همانهایی که جنایت حکومت و کشتار بیش از سیوپنج هزار انسان بیگناه را نمیبینند.
همانهایی که لباسشخصیها، نیروهای ویژه و پاسداران سرکوبگر را نادیده میگیرند.
همانهایی که برای کشتهشدن فرماندهان سپاه در جنگ دوازده روزه اظهار تأسف میکنند و همزمان اشعار حماسی و ملیگرایانه فردوسی را به اشتراک میگذارند که گویی سپاه و نیروهای سرکوبگر برای منافع ملی میجنگند!؟..
وسط بازها هنگام جنایت، همه در خواباند و منتظر میمانند تا حکومت خود سوژهای بسازد تا به میدان بیایند. در ماجرای شبکه افق نیز همین را دیدیم: کسانی که برای مطرح کردن خود وارد صحنه شدند. همانهایی که در روزهای نخست اعتراضات، وقتی شعارها اقتصادی بود، مصاحبه میکردند و از دزدی و فقر میگفتند. اما زمانی که مطالبات مردم سیاسی شد، سکوت پیشه کردند.
از نیمه دیماه، شعارها به سمت علتها رفت؛ «مرگ بر دیکتاتور» شنیده شد، اما سلبریتیهای وسطباز خاموش ماندند. کشتار مردم آغاز شد؛ باز هم سکوت کردند. سه هفته جهان در شوک جنایت حکومتی بود که مردم خود را به قتل رساند، اما بسیاری از چهرههای مشهور ایرانی ترجیح دادند چیزی نگویند. اکنون اما، برای یک رفتار بیادبانه، فریاد برمیآورند و مجری شبکه افق را محکوم میکنند.
بیتردید این جوان نادان باید عذرخواهی کند و کنار گذاشته شود؛ اما پرسش اصلی این است: این سلبریتیهای منفعتطلب، هنگام قتلعام مردم کجا بودند که امروز دهان باز کردند؟
وسعت کشتار مردم در ماه گذشته آنچنان گسترده بود که جهان را در شوک فرو برد و بسیاری از کشورها جنایت جمهوری اسلامی را محکوم کردند، اما سلبریتیها ما خود را به خواب زدند تا از امتیازات حکومتی محروم نشوند. یکی فوتبالیست است و دهها میلیارد درآمد دارد، دیگری هنرپیشه است و به بازی در فیلم یا سریال احتیاج دارد تا تامین مالی شود، آنیکی روزنامهنگار است و چشم به امتیازات دولتی دوخته است. هرکدام بهنوعی از این ساختار منتفعاند و نمیخواهند بهای موضعگیری را بپردازند.
نمیتوان گفت سلبریتی ها از جنایت بیخبر بودهاند یا دسترسی به نت نداشتهاند. آنان در تهران و مراکز استانها زندگی میکنند جایی که پیشترین کشتار در آن شهرها صورت گرفت. حتی کشتار در شهرهای کوچک نیز رخ داد. بسیاری از آنان به اینترنت آزاد، ماهواره و حتی استارلینک دسترسی دارند. اما امان از یک استوری در محکومیت خامنه ای و پاسداران سرکوبگرش...
بله مسئله ندانستن نیست؛ مسئله نخواستن است.
بنابراین، اگر میبینید مجری نادانی سخنان زشتی بر زبان میآورد، همه تقصیر را به گردن او نیندازید. ممکن است او مأمور باشد و حکومت صلاح دیده باشد چنین حرفهایی زده شود تا سلبریتیهای تحت فشار، خشم خود را بر سر یک فرد خالی کنند و اینگونه وانمود شود که «ما هم با مردم همدردیم». نمونهاش واکنشهایی بود که بدون اشارهای به رأس قدرت و بدون نام بردن از عاملان اصلی کشتار، صرفاً به یک مجری حمله کردند.
جمهوری اسلامی سالهاست بلد است چگونه «کیسه بوکس» و «سپر بلا» بسازد تا رهبر نظام از تیررس انتقادهای مردمی دور بماند. روزی احمدینژاد، روزی رئیس جمهور شش کلاسه و روزی حسن عباسی یک چهره تندرو و حالا هم مجری یک برنامه تلویزیونی.
بنابراین، امثال مجری شبکه افق، ابزارهایی هستند برای انحراف افکار عمومی از مسائل اصلی. لذا مسئله، یک جمله توهینآمیز نیست؛ مسئله، جنایتی است که نباید در هیاهوی حاشیهها فراموش شود.
علی لاهیجی
تحلیلگر سیاسی
















