Friday, Feb 6, 2026

صفحه نخست » جنگی که همه می‌خواهند، دیر یا زود آغاز خواهد شد، بابک صفاری

war.jpgبا حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل، وضعیت کنونی رقم خورد. البته این به معنای بی‌نقشی دیگر عوامل نیست، اما کاتالیزور اصلی بی‌تردید همان حمله بود. بستری فراهم شد که به اسرائیل اجازه داد آرام‌آرام مرزهایی را که سیاستمداران و نظامیان برجسته خط قرمز و خطر جدی می‌دانستند، یکی‌یکی فرو بریزد.

از گرفتار شدن اسرائیل در باتلاق غزه تا صدها هزار موشک حزب‌الله، همه به فرصت بدل شد. اسرائیل با احتیاط وارد غزه شد، شهر را ویران کرد، ده‌ها هزار نفر را کشت، اما از آن باتلاق خبری نشد. سپس به سمت حزب‌الله رفت و با برنامه‌ریزی فراتر از تصور، فرماندهان رده‌بالا و میانی این بازوی نظامی جمهوری اسلامی را از میان برداشت؛ باز هم خبری از جهنمی که وعده داده بودند نشد. همزمان در سوریه، نیروهای ایران را روزمره قتل‌عام می‌کرد و باز هم پاسخی هولناک در کار نبود.

اسرائیل آرام به گسترش مرزهای تهاجم روی آورد؛ سفارت ایران و محل تجمع سپاه در دمشق را هدف گرفت. این بار اما واکنشی رخ داد: صدها پهپاد و موشک جمهوری اسلامی به سمت اسرائیل شلیک شد و توان واقعی آن آشکار گردید. بیشتر از حزب‌الله بود، اما نه آن‌چنان هولناک که تبلیغ شده بود. اسرائیل آماده بود، تمهیدات لازم اندیشیده شده بود؛ و سپس مرز اصلی فرو ریخت: حمله مستقیم به ایران. وحشت هنوز وجود داشت، اما آمریکا بلافاصله هشدار داد که نقشی در حمله ندارد و جمهوری اسلامی را تهدید کرد که اگر به نیروهای آمریکایی حمله کند، پاسخ شدید خواهد گرفت.

چندین روز حمله اسرائیل ادامه یافت؛ اما نه بیچاره شد و نه محو گردید، آنگونه که رهبر جمهوری اسلامی وعده داده بود. در ادامه، آمریکا دریافت که مرزها و خط قرمزها کجاست و چقدر جدی است. با حمله‌ای بی‌سابقه تأسیسات هسته‌ای ایران را ویران کرد و باز هم اتفاقی نیفتاد.

البته افتاد: جنگ تمام شد!

اکنون ورق‌ها برگشته‌اند. نگرانی‌هایی از گسترش جنگ وجود دارد، اما این بار فقط نگرانی است؛ ترس و التهاب نیست. نقش‌آفرینان این بار تقریباً همه نفع خود را در جنگ می‌بینند.

به‌گمان من نخستین آن‌ها جمهوری اسلامی است: حکمرانی سراسر اشتباه و ویرانگر، اسیر در دستان رهبری پیر و یکدنده، با ذهنیتی شیعی که به بیراهه کشانده شده است. از زمانی که ملا احمد نراقی دو قرن پیش در عوائدالایام نظریه ولایت فقیه را تئوریزه کرد، پایان تشیع سنتی آغاز شد. او با کج‌فهمی در نیافت که امامان شیعه پس از کربلا بساط امامت را در برابر خلافت علم کردند تا با هسته سخت قدرت درگیر نشوند و در سایه از نفوذ اجتماعی و ثروت بهره‌مند شوند. سپس با داستان غیبت امام دوازدهم، یک هسته ماورایی همیشه حاضر و ناظر برای شیعه ساختند و تأکید کردند تا پیش از ظهور او کسی حق برپایی حکومت ندارد. بدین‌سان تشیع از نابودی در امان ماند.

شیعه در سایه این اصل و در پی حمله مغول و کشتار میلیون‌ها نفر، با شکل‌گیری بستر مهدویت و وعده ظهور قریب‌الوقوع منجی الهی و گرفتن انتقام از مغولان زنده ماند. منجی نیامد، اما در طی هشت قرن نایبان عام جای او را گرفتند و در ذهن مردم ایران بدل به همان منجی شدند. در سال ۱۳۵۷، پزشک جراح در کنار مغنی حفر چاه، کمونیست در کنار لیبرال، دست در دست هم علیه نظامی مدرن و پیشرو متحد شدند و آن را برانداختند.

نتیجه، پیرمردی بیگانه با دنیای مدرن بود که اقتصاد را «کردنی» می‌پنداشت: «ما یه گندمیا می‌کاریم و با همان اقتصاد می‌کنیم.» این تعبیر عامدانه خشن است، زیرا تنها با چنین زبانی می‌توان توضیح داد چگونه ذهنیت رستگاری، تفاوت میان دانشمند، متخصص و کارگر ساده را در لحظه‌ای تاریخی محو کرد. خمینی با نیمه‌ویران کردن ایران و کشتار زندانیان، آن گونه که در وصیت نامه‌اش نوشت با ضمیری آرام نزد خدای خود رفت. جای او را کسی گرفت که خود معتقد بود باید به حال جامعه‌ای که او را رهبر انتخاب کرده خون گریست.

او نیز سکان ولایت فقیه را گرفت، بی‌آنکه کاریزمای اجتماعی خمینی را داشته باشد. در دوران سازندگی، با تکنوکرات‌هایی به رهبری سیاستمداری مکار و عمرعاص‌مسلک به نام رفسنجانی،

وی پس از دو سال بیکارگی دریافت که وارث مقامی زائد بر نیاز شده است؛ عنوانی که با حماقت محض و از دل اندیشه رستگاری، وارد قانون اساسی شده بود. از همین‌جا بود که به خارج از مرزهای ایران برای بسط قدرت خود چشم دوخت و لبنان و اسرائیل را حوزه قدرت ویژه، با هزینه از جیب مردم ایران، تعریف کرد. با این سیاست به‌تدریج همه جوانب قدرت را قبضه کرد، مخالفان را طرد نمود و ابلهانه پنداشت در حال ایجاد تمدن اسلامی است.

پس از دهه‌ها جنگ، اعدام و سرکوب، نشسته بر دریای خون، کشوری ساخته که می‌پندارد تنها با جنگ و ارعاب دیگران می‌تواند به حیات زیانبار خود ادامه دهد.

در سوی دیگر، روسیه با فاجعه اوکراین امیدوار است آمریکا و غرب در بحران جمهوری اسلامی چنان درگیر شوند که این استخوان کج به سود او جوش بخورد و بازار انرژی مختل شود تا نفت را از او گدایی کنند. کشورهای عرب نیز همواره کابوس ایران قدرتمند را داشته‌اند. اگرچه نگران کشیده شدن اثرات منفی جنگ به کشورهای خود هستند، اما رؤیای ایران ضعیف و فروپاشیده را در سر دارند؛ در آن رویا جزایر سه‌گانه و شاید بیش از آن را ملحق به خاک خود می‌پندارند. این بار اما تنها نیستند؛ اجماعی از قدرت‌ها در کنارشان است.

اسرائیل که دیگر بی‌نیاز از توصیف است، رؤیای نابودی خطر جمهوری اسلامی را دنبال می‌کند. چین نیز اگرچه خواستار آرامش معرفی می‌شود، آماده‌ترین کشور برای ورود به بحران جهانی است؛ ذخایر ارزی عظیم، انبارهای پر از نفت غارت‌شده از ایران و ونزوئلا، و اتکای کامل به آشغال‌فروشی جهانی با قیمت ارزان. درست مانند دوران کرونا، در شرایط بحران، پیروز نهایی از این صحنه بیرون خواهد آمد.

و شاید سؤال مهم‌تر برای صلح جهانی این باشد که اگر آمریکا این بار با قلدری از جمهوری اسلامی امتیاز بگیرد ـ مشروط بر آن‌که فرو نپاشد و آواری از فاجعه بر منطقه هوار نکند ـ «استاندارد» جدیدی تعریف کرده است. فردا در برابر چین در تایوان یا روسیه در اروپای شرقی، آیا می‌تواند به میز مذاکره بازگردد، یا مجبور خواهد شد دهشتناک‌تر لشکرکشی کند تا امتیاز بگیرد؟

این یعنی حرکت روی لبه تیغی که انتهای آن سقوط حتمی است. تاریخ را نه نوابغ، که اغلب دیوانگانی ساخته‌اند که تصور می‌کردند «طرف مقابل جرأت شلیک ندارد». وقتی با نظامی طرف هستیم که بقای خود را در یک مقام زائد و متوهم ـ ولایت فقیه ـ تعریف کرده، و از سوی دیگر با آمریکایی روبه‌رو هستیم که عظیم‌ترین ناوگان جنگی جهان را همچون پشم روی کلاهش نگه می‌دارد، کوچک‌ترین جرقه یا سوء‌تفاهم از سوی یک فرمانده میدانی می‌تواند انفجاری ایجاد کند که بازگشت‌ناپذیر است.

در چنین صحنه‌ای، چین و روسیه نه‌تنها کمکی به جمهوری اسلامی نخواهند کرد، بلکه با ولع نظاره‌گرند. برای آن‌ها، ایران «طعمه‌ای» است که قرار است توان نظامی و تمرکز آمریکا را مستهلک کند تا در لحظه فروپاشی، تکه‌های بزرگ‌تری از کیک جهانی را بردارند.

این جنگی است که پنهان و آشکار، همه آن را می‌خواهند. پس رخ خواهد داد.

اما نتایجش آیا همان خواهد بود که همان همگان می‌خواهند؟

به قول ترامپ: خواهیم دید



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy