خروجی صفر از ژنو؛ شمارش معکوس برای ضربه نظامی آغاز میشود
حمید آصفی
مذاکرات ژنو اگر امروز به نتیجهای برسد که در واشینگتن «انعطاف واقعی و فوری» تلقی نشود، صرفاً شکست دیپلماتیک محسوب نخواهد شد؛ بلکه میتواند ماشه ورود به فاز عملیاتی باشد. در منطق دولت ، ادامه گفتوگو با خروجی مبهم دیگر گزینه امن نیست. چنین وضعیتی، نه تعلیق بحران، بلکه چراغ سبز برای سناریوهای نظامی است.
آنچه خطر را تشدید میکند، سوءتفاهم مرگبار درباره «بازگشت برای مشورت در پایتختها»ست. در نگاه تهران، این یک رویه دیپلماتیک آشناست؛ اما در واشینگتنِ امروز، دقیقاً بهعنوان عملیات فریب خوانده میشود. جمعبندی احتمالی این است: ایران زمان میخرد، فشار را خنثی میکند و تصمیم نهایی را عقب میاندازد. این برداشت، احتمال واکنش ناگهانی و بدون اعلام قبلی را بالا میبرد.
باید صریح گفت: خطر فقط «تشدید فشار» نیست؛ خطر، شروع یک عملیات نظامی محدود اما غافلگیرانه است. عملیاتی که هدفش الزاماً جنگ تمامعیار نیست، بلکه شکستن محاسبه تهران از طریق شوک اولیه است. چنین سناریویی، دقیقاً زمانی فعال میشود که دیپلماسی بهظاهر ادامه دارد اما از نظر طرف آمریکایی به بنبست رسیده است.
در این چارچوب، هر پیام مبهم بعد از جلسه ژنو--از جنس «پیشرفتهایی بوده اما کافی نیست»--میتواند بهعنوان نشانه فقدان تصمیم سیاسی در تهران تفسیر شود. این تفسیر، دست تصمیمگیران آمریکایی را برای عبور از میز مذاکره باز میکند. بهویژه در شرایطی که آرایش نظامی قبلاً شکل گرفته و هزینه عدم استفاده از آن، سیاسی ارزیابی میشود.
خطر دیگر، اشتباه محاسباتی متقابل است. اگر تهران تصور کند که واشینگتن همچنان به گفتوگو متعهد میماند و حمله را بهعنوان آخرین گزینه دوردست نگه میدارد، ممکن است وارد منطقهای شود که خروج از آن دشوار است. در مقابل، آمریکا ممکن است هر تأخیر را بهعنوان بیاعتنایی تعبیر کند و تصمیم به اقدام بگیرد.
ژنو امروز نه میدان چانهزنی، بلکه نقطه داوری است. اگر خروجی جلسه نتواند بهطور روشن نشان دهد که مسیر توافق کوتاه و قابل دسترس است، خطر جنگ از سطح احتمال به سطح برنامهریزی میرسد. این همان جایی است که عملیات میتواند بدون هشدار رسانهای آغاز شود؛ چون منطق غافلگیری، بخشی از راهبرد است.
جمعبندی روشن است: اگر مذاکرات امروز در با پیامهای دوپهلو پایان یابد و تصمیم به «ادامه مشورتها» گرفته شود، این میتواند دقیقاً همان نقطهای باشد که واشینگتن نتیجه میگیرد دیپلماسی دیگر کارکرد ندارد. در آن صورت، باید خطر اقدام نظامی ناگهانی را کاملاً واقعی دانست؛ نه بهعنوان تهدید لفظی، بلکه بهعنوان گزینهای روی میز که آماده اجراست.

خیلیها دلشان با تیم ملی نیست
















