قبل از وارد شدن به بحث اصلی چند نکته را خدمت خوانندگان گرامی ام عرض کنم:
راستش تا به این اندازه از این که در دوران جوانی چپ بوده ام و چپ ی بوده ام که زمین تا آسمان با چپ امروزی فرق داشته است، احساس شرمندگی نمی کرده ام که این احساس -با دیدن چپ هایی که این روزها با شاهزاده رضا پهلوی به شکل هیستریک مخالفت می کنند و برای نشان دادن این مخالفت نه تنها مستقیم و غیر مستقیم از حکومت نکبت اسلامی حمایت می کنند بلکه نیمچه آبروی باقی مانده از دوران گذشته را بازیچه قرار می دهند- به حدی رسیده است که از افکار گذشته ی خودم نفرت پیدا کرده ام.
از همه بد تر این که چپ های ایرانی امروز با اَعمال و رفتارشان منافع مردم و رهایی آن ها از چنگال استبداد دینی را به هیچ گرفته اند و از این نظر هم همصف اسلامیون حاکم بر ایران و اراذل و اوباش تبلیغاتچی آن ها شده اند.
اما رویداد مونیخ و اجتماع عظیم ایرانیان در این شهر و شهرهای تورنتو و لس آنجلس که در همبستگی با مردم معترض ایران و بزرگداشت کشته شدگان دی ماه اتفاق افتاد می توانست مایه ی فخر و سربلندی همه ی ایرانیان باشد که با قرشمال بازی های چپ و مجاهدین خلق و تجزیه طلبان به جنگ مسخره ی اعداد تبدیل شد که تعداد شرکت کنندگان در تجمع مونیخ، نه طبق آمار مقامات رسمی، دویست و پنجاه هزار نفر بلکه مثلا صد هزار یا چه می دانم پنجاه هزار نفر بوده است و برای کم نشان دادن تعداد شرکت کنندگان دست به هر عمل سخیف و شرم آوری زدند که از انکار آن چه آمار رسمی ارائه می داد شروع شد و به تهمت مسخره ی راضی کردن پلیس آلمان با چند قوطی آبجو برای ارائه ی آمار بیشتر ختم شد که این ها این قدر دردناک نبود که وارد کردن خارجی ها به بازی کم شمردن ایرانیان شرکت کننده در تجمع مونیخ.
یکی از چپ ها که جزو اداره کنندگان یکی از سایت های چپ ایرانی ست با شادی و شعف بسیار و با کوبیدن طبل و دُهُل خبر داد که نشریه ی معتبر زود دویچه تسایتونگ مطلبی نوشته است که آماری که پلیس آلمان ارائه کرده بیش از تعداد واقعی شرکت کنندگان بوده و بر اساس نظر فلان پروفسور آمار دانشگاه لایپزیگ با در نظر گرفتن لباس ضخیم زمستانی و چتر (!) :) به طور متوسط باید یک و نیم شخص در هر متر مربع در نظر گرفت و «زود دویچه» با تمام این بالا و پایین کردن های «فوق علمی» به عدد ۱۲۵ تا ۱۵۰ هزار نفر می رسد که نه این عدد یا کمتر از این، بلکه این بازی زشت و مهوع با اعداد، اصلی ترین موضوع ایرانیان یعنی کشتار چند هزار نفر طی دو روز و زندانی شدن و پای اعدام رفتن تعداد زیادی جوان ایرانی تحت الشعاع قرار می دهد.
ضمنا این ساز و دهل زن چپ به روی مبارک اش نمی آورد که این نشریه نوشته است:
تظاهرات مونیخ علیه رژیم ایران و اَعمال وحشیانه او صورت گرفته است.
در ادامه ی این دلیل به فراخوان «پسر شاه»، رضا پهلوی اشاره شده است. که اصطلاح «پسر شاه» به خوبی نشان می دهد که منبع خبر کدام دار و دسته ی ایرانی بوده است.
Um gegen das iranische Regime und seine brutalen Taten zu demonstrieren. Und um dem Schah-Sohn Reza Pahlavi zu lauschen.
خارجی های معصوم البته خبر ندارند که طبق گفته چپ ها و مجاهدین خلق و تجزیه طلبان ایرانی قرار بود اگر شاهزاده فراخوان تجمع در خارج از ایران بدهد، دویست نفر (دویست تا تک نفر) هم اجتماع نکنند، که این جنابان در بازی اعداد شکست خوردند چون تعداد تجمع کنندگان ۲۰۰ به علاوه ی یک به بالا بود که علی القاعده باید باعث خفقون گرفتن آن ها می شد که نشد و دو میلیون نفر هم در مونیخ جمع می شدند باز یک بامبولی این وسط در می آوردند که ان شاءالله در راهپیمایی های آتی،،، ایرانیان خارج از کشور عددی به این ها نشان خواهند داد که خودِ رونالد فیشر انگلیسی پدر علم آمار هم نتواند در آن اگر و مگر بیاورد و کلفتی لباس زمستانی و چتر را دخالت بدهد! :)

یکر شهروند ایرانی-سوئدی، با صورت «متلاشی» پیدا شد
















