دارم به برنامه تلویزیون ایران اینترنشنال در ارتباط با نقش کادر درمان و فداکاری بزرگ آنها در یاری رساندن به مجروحان نگاه میکنم؛ که چگونه زیر نگاه قصابان ساطور به دست، که میتواند به بهای جانشان تمام شود، به وظیفه انسانی و شغلی خود عمل میکنند.
تمام وجودم لبریز از احساس محبت به این کار بزرگ و انسانیست.
همزمان فکر میکنم اگر همین کادر پرتلاش و بیادعای تلویزیون انترنشنال نبود، کدام رسانه میتوانست پرده از این جنایت بزرگ بردارد؟ چه بلندگویی میتوانست با این ابعاد و اینچنین تأثیرگذار، صدای پدری را که در میان جنازهها میگشت و پسر خود را صدا میکرد، به یک دادخواهی جهانی بدل کند؛ «سپهر بابا کجایی» که به شناسه بزرگ این قتلعام تاریخی بدل شد و جهانی گردید.
اگر این تبوتاب رسانه اینترنشنال نبود، چه کسی، چه رسانهای میتوانست در چنین ابعادی پرده از لحظهبهلحظه جنایت شبانه حکومت و کشتار دهها هزار زیباترین فرزندان این آبوخاک بردارد؟
چه موافق باشیم چه مخالف، باید اعتراف کرد که نقش تلویزیون انترنشنال و تکتک کارکنان آن در افشای این جنایت و در معرض دید قرار دادن ابعاد این جنایت در سطح جهان و برانگیختن احساسات میلیونها انسان ایرانی، چه در داخل و چه خارج، بیبدیل بوده است.
نقشی تأثیرگذار در شکلدهی به افکار عمومی و ایجاد پل ارتباطی میان داخل و خارج کشور. مگر نه که یکی از مهمترین وظایف هر رسانه، پایبندی به شرافت و تعهد انسانی، این است که امکان دیدن و دانستن حقیقت را در برابر سانسور و پنهانکاری حکومتی مانند جمهوری اسلامی در برابر انظار عمومی قرار دهد؟ آشکارسازی حقیقت، حتی اگر از سوی رسانهای که اختلاف نظر با آن داشته باشیم، قابل تقدیر است و سپاسگزاری از تلاش آن، نشانهای از بلوغ فکری و اخلاقی ما که نشاندهنده دستیابی به فرهنگی تحسینبرانگیز است که به قول کسروی، زیبایی آدمی را به نمایش مینهد: «زیبایی آدمی در راستیپرستی اوست» -- احمد کسروی.
چنین پایبندی که خودخواهی فردی، تعصب گروهی را کنار میزند و ما را به همان زیبایی و سعهصدری میکشاند که میتوانیم زبان به تحسین و قدردانی از زحمات شبانهروزی دستاندرکاران این رسانه بگشاییم؛ که به بهترین وجه ممکن چهره واقعی جمهوری اسلامی را به نمایش نهادند.
عملی که میتواند زمینهساز نزدیکی و تفاهم بیشتر میان جریانهای سیاسی و نمادی از بلوغ سیاسی آن بخش از جریانها و کنشگرانی باشد که ارزش چنین تلاشی را میدانند و ابایی از انگ زدن کسانی که قادر به خارج شدن از پوسته سخت تعصبات گروهی نیستند، ندارند.
کسانی که با ابراز سپاسگزاری خود نسبت به این تلاشگران، از فرهنگی دفاع میکنند که میتواند نمادی از بلوغ سیاسی و اخلاقی جامعهای باشد که میخواهد به سوی تفاهم و همگرایی حرکت کند. اگر جامعه سیاسی ایران بتواند به این درجه برسد که با وجود اختلاف، از عملکرد مثبت رسانهای چون ایران اینترنشنال تمجید کند، نشان خواهد داد که فرهنگ رواداری، تعهد و حقیقتجویی و پایبندی به آن در حال شکلگیری است. این فرهنگ، پایهای خواهد بود برای یافتن زبان مشترک در جامعهای که زیر سایه سانسور و سرکوب به سختی نفس میکشد.
رسانهها تنها ابزار اطلاعرسانی نیستند؛ بلکه در مقاطعی به میدانهای اصلی شکلگیری افکار عمومی و حافظه جمعی بدل میشوند. ایران اینترنشنال، فارغ از موافقت یا مخالفت با خطمشی آن، یکی از مهمترین رسانههای متعهد و سختکوشی است که توانسته پرده از چهره واقعی جمهوری اسلامی بردارد و جنایتهای آن را جهانی کند و مرکزیتی برای مراجعه آحاد مردم و اکثریت جریانهای سیاسی باشد؛ حتی جریانهایی که اگر در ظاهر نفی میکنند، اما در خلوت از مهمترین مراجعهکنندگان اصلی آن هستند. این به دست نیامده جز با تلاش و کوشش هر عضو این رسانه که چنین جایگاهی به آن بخشیدهاند. دستمریزاد.
ابوالفضل محققی

خامنهای از نیابتیها ناامید شده است، حسن هاشمیان

آوار "گذشتۀ طلایی"، مهدی استعدادی شاد















