ویژه خبرنامه گویا
نگارنده همیشه براین دیدگاه بوده است که در تنگناها وبزنگاههای مهم، عیارها محک میخورند. همه ما بارها از دیگران به ویژه مخالفان پادشاهیخواهان و آقای رضا پهلوی شنیدهایم که اگر ایشان هوادار دارد خوب یک اعلامیه بدهد واز مردم بخواهد به خیابان بیایند. این کار که شد وسیل جمعیت از لایههای گوناگون اجتماع درایران و بیرون ازایران بیرون آمدند با آن شکوه ، بزرگی و زیبایی و زمینه انقلاب ملی/ انقلاب شیروخورشید در برابر چشم جهانیان شکل گرفت، درست واژگونه ادعاهای پیشین را به میان آوردند که چرا از مردم خواست که بیرون بیایند! وکوشش کردند که مسئولیت کشتار جنایتکارانه حکومت را به گونهای با بیپروایی و کینهورزی متوجه ایشان نمایند. دو مورد بیهودگی این سخنان را آشکار میسازد:
یک. همه نشانهها براین حکایت دارد که حکومت از مدتها پیش نقشه کشتاررا کشیده بوده است چون سد درسد میدانسته که وضع جامعه انفجاری است و دیر یا زود مردم بپا خواهند خواست. با توجه به وضع بسیار بحرانی حکومت ، خطر نابودی در جنگ و ریزش هر روز بیشتر در میان نیروهای وابسته درونی وبیرونی، آمادگی کشتار وحشیانه تر ازگذشته را داشته چون پای مرگ و زندگی ننگین او در میان بوده است . حکومت از ترس سرپیچی نیروهای خودی از چنین قتلعامی، دست بهدامان مزدوران بیگانه هم میشود که البته با دادن پولهای هنگفت از سرمایه مردم ایران.
دو. شک نیست که وجود آقای رضاپهلوی برای رهبری دوران گذارو اعلان علنی او در این باره شور وشوق و امید زیادی در مردم خونبهدل ایجاد کرد و سیل مردم ، بیش از آنچه تصور میشد، به خیابانها سرازیر شدند.
این پشتیبانی گسترده درحقیقت میباید تکانی در مخالفان که یکبند ادعا میکردند که ایشان هواداری ندارد، داده باشد که نشد زیرا بیان:"ببخشید، من اشتباه کردم" جربزه و شهامت میخواهد که شماری ندارند و باید همچنان در درون پیله خود بمانند.
یکی دیگر از آنها که بیآبروتر شد
بیژن عبدالکریمی، استاد قلابی فلسفه در مصاحبه تازه خود چنان سخنان بیشرمانهای در باره انقلاب پرشور مردم میگوید که باورش آسان نیست. او دقیقن همآن پروپاگاندا و دروغهای حکومت را با چه شدتی بیان میکند و با چه روشنی و خفتی "دست وپای آدمکشان و جنایتکاران را میبوسد!" حالا در فردای ِدیگری ایشان نیز چون آقای زیبا کلام که میخواست برای دفاع از این جانیان جنگافزار به دست بگیرد، به بندبازی دست زده و به هزار حیله کوشش خواهد کرد که بگوید منظورو هدف او این نبوده بلکه آن بوده است. ننگ بر تو آقای عبدالکریمی! من امیدوارم دانشجویان دلاور به هر شکلی که میتوانند این نااستاد را ادب کنند، در کلاسهای درس او اگر شدنی است، حاضر نشوند، هرگاه توانستند او را هو کنند و هرجا توانستند او را انگشتنما و افشا کنند. یک چنین آدم ناراست وخودفروشی شایسته تدریس برای همین ملایان است نه دانشجویان عزیز ما.
این استاد قلابی خوب است سخنان کسی با نام ساختگی کاظم را بخواند که خود به اجبار در میان نیروهای سرکوبگر بوده و جنایتها را به چشم خود دیده است تا محکمتر دست و پای این جانیان را ببوسد. لینک زیر:
جلوهای از دموکراسی
برادر پادشاه انگلستان اندرو مونتباتن-وینزور بازداشت میشود، برایش پرونده تشکیل شده و موقتن آزاد میشود. هنگامیکه خبرنگاران هم از پادشاه و هم ازنخست وزیر، که فرد دوم کشوراست، درباره بازداشتی واتهام او پرسش میشود، یک پاسخ را میشنوند: هیچ کس بالاتر از قانون نیست!
این مزیت دموکراسی است که پیشرفتهترین دستآورد اجتماعی/سیاسی/قانونی بشر است البته برای آنها که درک کنند.
بسنجید با کشور اسلام زده ما! از بالا تا پایین دزد، مجرم وآدمکشنند و کسی هم نباید کوچکترین اعتراضی بکند که البته دورهاشان به پایان نزدیک شده است.

















