خبرنامه گویا
بهل قصّهء تازی و پیغوی
سخن گوی از رضای پهلوی!
ایراندوستان بایستی به این موضوع حیاتی بپردازند که چرا امروزه با یکی از " مهمترین " و " خطرناکترین " چالشهای تارخ چند قرن اخیر ایران مواجه هستند و اینکه علت این معضلات که در سطح جهانی با آنها مواجه هستیم چه هست؟ و چکار باید کرد؟ آنچه اکنون در جهان قابل پیش بینی است، همانا بزرگترین تغيير " ژئوپولتیکی" است بعد از فروپاشی دیوار برلین .
ایران ما در کجای تاریخ قرار دارد و بحرانها
همگان می دانند که ایران کشوری است باستانی با تمدن بزرگ که در طول تاریخ چند هزار ساله خود در معرض بسیاری از چالشهای جهانی قرار داشته است.
در دوره باستان حمله اسکندر، هجوم تازیان و مغولان ویرانگر را داریم که منجر به تحولاتی بزرگ در نظام جهانی معاصر می گردد. در برافتادن پادشاهی صفویه، شاهد هستیم که امپراطوری روس و عثمانی در بخشهایی از شمال غربی کشور ما متحد می شوند و ایران را بین خود تقسیم می کنند ( به عملکرد پوتین روس و آردوغان ترکیه امروزی، دقت کنید!).
در دوران قاجاریه با ظهور معادلات نوینی در نظام جهانی، بازی بزرگ در آسیا رخ میدهد؛ از یک طرف روسیه و از طرف دیگر انگلیس و فرانسه و دیگران.
جنگهای ایران و روس پدید می آیند که ضربه بزرگی به یکپارچگی سر زمین ما می خورد ( از دست رفتن سرزمین اران، ۱۷ شهر مهم شمالی، البته به تحریک و فتوای ملایان نابکار در زمان فتح علی خان قاجار و دگرگونیهای قفقازیه).

کشور ما در منطقه ای واقع شده که با ظهور معادلات تازه در نظم جهانی بین بازیگران بزرگ ، از چالشهای منطقه ای با همسایگان خود خارج و با چالشهایی که در عرصه جهانی رخ می دهد، ناخواسته در گیر می شود، نا چار و نخواسته در معرض چالشها قرار می گیرد.
پیامدهای جنگ سرد و جهان دو قطبی دامنگیر ایران میشود، در جنگ جهانی دوم ، ایران ناخواسته در گیر بحرانهای جهانی شده و بخشهایی از آن اشغال می شود. در این دوره است که یکی از بازیگران بزرگ جهانی می خواهد ایران را در " کردستان و آذربایجان " تجزیه کند.
می بینیم که تحولات عمده درونی ایران با چالشهای جهانی رایطه داشته است. مثلا آمریکا به این گمان که اگر دولت مصدق ادامه یابد، ایران بدامان حزب توده و شوروی سابق سقوط می کند، جریان ۲۸ مرداد را رقم می زنند.
به حقیقت می توان گفت که ملزومات نظام جهانی کشور ما را در گیر خودش کرده، بهتر که بگوییم؛ تحولات ایران تابعی از آن بوده است.
امروزه نیز بعد از " انقلاب اسلامی" بحرانهای زیادی در منطقه داشته و داریم. بحران افغانستان و بحران ده نود در عراق.
اکنون اما خود ایران ( بخوانید جمهوری اسلامی ملایان! ) در گیر یک بحران خطرناک شده با بازیگران اصلی و مهم جهانی و منطقه ای، درگیر شده و کسی بدرستی نمی داند سرنوشت این درگیری ها به کجا خواهد انجامید.
اگر بحران کنونی بر سر مسأله " هسته ای و..." در ایران را با بحرانهای دورهء قبلی مقایسه کنیم خواهیم دید که یک تفاوت های اساسی و ساختاری در جهان و منطقه رخ داده است.
سیاست سنتی کلاسیک ایران چه بودند؟
این سیاست بر دو پایه استوار بوده است:
یکی " بی طرفی" در درگیریهای جهانی و منطقه ای و عدم دشمنی و دو دیگر جستجوی یک " نیروی سوم " در برابر نیرو ها و بازیگران بین المللی.
ایران با هیچ بازی گری در سطح جهانی در نیافتاده بلکه بر عکس، همواره عثمانی و روسیه ( شوروی سابق) و دیگران بودند که با ایران درافتادند. در جنگ جهانی دوم با وجود این بی طرفی، ایران مورد تهاجم قرار می گیرد. بهر حال ، ایران از این سیاست سنتی کلاسیک خود بهره می برد.
بعد از " انقلاب اسلامی ۵۷ " اوضاع در ایران دگر گون گشته، آن سیاست سنتی کنار رفت و در گیری ایدئولوژیکی آغاز گردید. کشور ما از حالت بی طرفی در آمده و به نوعی درگیر بحرانهای منطقه ای و جهانی شد.
گفتمان های انقلابی در ایران
چرا کشور ما، آن سیاست سنتی کلاسیک نیک را کنار گذاشت، می تواند همین گفتمان " انقلابی و رادیکال " باشد .
این گفتمان که ما را درگیر مسائل جهانی و منطقه ای کرده یکی گفتمان " چپ رادیکال مارکسیستی " ( سرمایه داری، پرولتاریا و امپریالیست جهانی و... ) است که متاثر از انقلاب شوری است. و گفتمان رادیکال دیگری که وارد ایران شد، گفتمان
" رادیکال مذهبی یا اسلام گرایی" بود که بومی ایران نبود ودر تاریخ ایران بی سابقه بوده است.
می بینیم که طرفداران این گفتمان مکتب اسلام گرایی، می خواهند نظام جهانی را عوض کنند و حکومت جهانی اسلام بر قرار کند. بن لادن، طالبان، القاعده و داعش و حزب الله و ملایان همه در این بازی خطرناک ظاهر شده اند و ایران ایرانیان را اشعال و به گروگان گرفته اند.
به نظر می آید این دو گفتمان، گفتمان بومی سیاست بیطرفی سنتی کلاسیک را تحت تاثیر خودش قرار داده و ما را در بحرانهای منطقه ای با بازیگران بزرگ جهانی درگیر کرده است.
در حال حاضر، ایران یکی از بحرانهای بسیار حساس تاریخی را می گذراند که بسیار خطر ناک است. این بر عهده سیاستمداران و دانان تاریخ این سرزمین است که چگونه با این جریان برخورد کنند، زیرا تمام فرهنگ ، تمدن و یکپارچگی ایران عزیز در گرو این بحران عظیم قرار دارد .
دشمنان اساسی ایران چه کسانی هستند؟
سرکوب و قتل عام دی ماه توسط ملایان حرامی، در تاریخ ایران سابقه ندارد، مردمانی را که ولینعمت خود میدانستند قتل عام کنند؟ کسانی که آنان را از حقارت و فلاکت، به قدرت و ثروت و تخت رسانده اند به یکباره ، ظرف ۴۸ ساعت، ده ها هزار جوان دختر و پسر و مادر بیگنا ه و بی دفاع را جلو چشم جهانیان سلاخی کنند؟ معترضان زخمی را دنبال کرده ، بر روی تخت بیمارستان تیر خلاص بزنند؟
آیا این طایفه راهزنان، فکرش را هم کرده اند که فردا در این سرزمین، چگونه زیستی خواهند داشت؟ اگر عاقل باشند، هر چه زودتر حکومت را رها کرده و قدرت را به صاحبانش یعنی مردم، می سپارند!
یکی از پرسشهای اساسی ولی این می ماند که، دشمنان این سر زمین و این ملت چه کسانی هستند؟
از نظر نگارنده ( در گذشته نیز ) دشمنان ایران کسانی بودند که به تمامیت ارضی یا یکپارچگی ایران ما چشم طمع داشتند و امروزه هم می بینیم در شمال و جنوب کسانی هستند که نسبت به سر زمین ایرانیان ادعاهایی دارند و احتمالا در پی تجزیه کشورند. اینها را می توان جزو دشمنان کلاسیک ایران به شمار آورد. جز این ، بقیه فرعی هستند.
باز گشت به گفتمان هویت ملی و منافع ملی کشور تنها راه چاره است. در گفتمان بومی و ملی ایران انچه برای ما ارزش دارد و مهم است؛ " مردم ایران " ، " فرهنگ ایران " ، " تمدن ایران " و " یکپارچگی سر زمین ایران " است و بس.
گفتمانی که جمهوری اسلامی ملایان از زمان پیدایش خود تا کنون دنبال کرده اند جز زیان و خسران، کشتار و آوارگی برای ایرانیان نداشته است و اینطور هم که آشکار است، دست از حکومت بر ندارند تا دستشان را کوتاه کنند...راه حل؛ باز گشت به همان گفتمان سنتی کلاسیک و بومی ایران با تکیه بر منافع ملی، شناخت دوستان و دشمنان واقعی آن است.
در پایان؛ هم محل نگرانی بسیار است و هم جای تاسف زیاد که، عده ای از ما بهتران ! عمدا ادعا میکنند؛ اپوزیسیون ایران دچار تشتت سیاسی است، میان نیروهای داخلی و خارج از کشور شکاف بزرگی وجود دارد.
خب نخست آنکه اگر اینها نباشد که جای نگرانی است برای فردای ایران دموکراتیک ! در ثانی، از روی بغص و کینه و نادانی می خواهند به جهانیان القاء کنند که میلیونها مردمان تحصیل کرده، فهیم و دانشمند ایرانی، قادر نیستند در سر زمین خود نظام مورد علاقه خویش را بر پا کنند !؟
برای آزادی و سربلندی ایرا ن، بپاس پایداری و قیام افتخار آفرین میلیونها ایرانی خارج از کشور _ به پشتیبانی خیزش مردم داخل - به خون پاک بی گناه ریخته شده جوانان این سرزمین، بایستی به عواقب خطر ناک " دشمنی با خود" بیاندشیم و ایران را از این خطر عظیم برهانیم !!
دریغ است که ایران ویران شود...
پاینده بماند ایران

















