Sunday, Feb 22, 2026

صفحه نخست » سناریوهای چهارگانه تحولات ایران در صورت مواجهه با حمله خارجی، ابراهیم روشندل

roshandel.jpgاز بقای تضعیف‌شده تا جنگ داخلی چندقطبی

در تحلیل راهبردی، «حمله نظامی» یک رویداد نیست، بلکه یک محرک ساختاری است. آنچه سرنوشت کشور را تعیین می‌کند، نه خود حمله، بلکه نوع واکنش ساختار سیاسی، انسجام نیروهای مسلح، آمادگی اجتماعی و کیفیت سازمان‌یافتگی نیروهای جایگزین است.پس از هر شوک خارجی، کشورها معمولاً در یکی از چهار مسیر حرکت می‌کنند. در مورد ایران نیز می‌توان چهار سناریوی اصلی را طراحی کرد. هیچ‌یک قطعی نیست، اما هرکدام پیامدهای کاملاً متفاوتی برای آینده سیاسی کشور دارند.

سناریوی اول: بقای رژیم با تضعیف ساختاری:

علیرغم حرکت بدون هدفگذاری تیم های دیپلماسی جمهوری اسلامی وایالات متحده آمریکا روی ریل مذاکرات بدون سرانجام ، بنظر میرسد که با موضعگیری تند رهبر ایران همزمان با برگزاری دور اخیر مذاکرات در ژنو که نشان میداد مواضع وی متأثر از بولتن های تهیه شده توسط نظامیان وامنیتی هاست تا بولتن های وزارت امور خارجه ، باید گفت ؛ علائم بروز حمله را قویتر از قبل محتمل نشان داد. در این چارچوب ، برخی تصمیم گیران رادیکال در هسته درون نظام جمهوری اسلامی معتقدند : " حمله در صورت وقوع هم بمنزله پایان نظام نیست؛ بلکه آغاز یک مسیر جدید است". همین نگاه غلط وابستگی به حمایت چین و روسیه باعث شده که اغلب گزارشهای تهیه شده در حوزه رسانه در درون نظام ایدئولوژیک دچار تقلیل محتوایی از "منجی گرایی بعد از خامنه ای" به سمت "کسب حمایت فوری از چین وروسیه در تقابل با آمریکا" در خاورمیانه شود.

در این شکل از تغییر ، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی سقوط نمی‌کند. حکومت آسیب می‌بیند، اما انسجام امنیتی خود را حفظ می‌کند. تحقق این حالت در شرایطی است که :

  • حمله محدود و زیرساختی باشد (نه اشغال زمینی).
  • نیروهای مسلح دچار شکاف جدی نشوند.
  • روایت «دفاع ملی» بتواند بخش‌هایی از جامعه را بسیج کند.
  • اپوزیسیون فاقد سازمان‌دهی کافی برای بهره‌برداری از شوک باشد.

در این میان ، پیامدهایی چون : امنیتی‌شدن شدید فضای سیاسی کشور ، نظامی‌شدن بیشتر ساختار قدرت (نهادهای امنیتی نقش پررنگ‌تری می‌گیرند) ، رادیکالیزه‌شدن گفتمان حاکمیت قابل تصور است یعنی هرگونه مخالفت داخلی با برچسب همکاری با دشمن مواجه می‌شود(همانگونه که الان شاهد آن هستیم) و در نهایت ، اقتصاد فرسایشی و وابستگی بیشتر به شرق. در ارزیابی راهبردی از تحقق این سناریو باید گفت ؛ این وضعیت برای اپوزیسیون بدترین وضعیت کوتاه‌مدت است، زیرا جنگ به تقویت انسجام اقتدارگرایانه می‌انجامد.اما در بلندمدت، تضعیف اقتصادی و فرسایش مشروعیت می‌تواند زمینه تغییرات تدریجی یا شکاف‌های درونی را فراهم کند.

سناریوی دوم: فروپاشی کنترل‌شده و انتقال قدرت محدود:

در این سناریو ، ساختار حاکمیت به این نتیجه می‌رسد که برای جلوگیری از فروپاشی کامل، بخشی از قدرت را واگذار کند. انتقال قدرت به‌صورت مدیریت‌شده و توافقی رخ می‌دهد. بروز این وضعیت در شرایطی اتفاق می افتد که :

  • شکاف در میان نخبگان سیاسی-نظامی شکل بگیرد.
  • بخشی از ساختار حاکمیت به «نجات نظام از طریق تغییر» باور پیدا کند.
  • قدرت‌های خارجی نیز به جای فروپاشی کامل، از انتقال کنترل‌شده حمایت کنند.

برخی ویژگی‌های مهم این سناریو:

  • تشکیل دولت موقت با حضور چهره‌های درون ساختار.
  • اصلاح قانون اساسی یا تغییر محدود ساختار قدرت.
  • حفظ هسته‌های امنیتی و نظامی اصلی.

ریسک‌ها :

  • بازتولید اقتدارگرایی در شکل نرم‌تر.
  • محدود ماندن دامنه اصلاحات.
  • نارضایتی نیروهای رادیکال‌تر اپوزیسیون.

فرصت‌ها:

  • جلوگیری از جنگ داخلی.
  • حفظ انسجام اداری کشور.
  • انتقال تدریجی به نظم بازتر.

ارزیابی راهبردی این سناریو در این است که تغییرات درون حکومتی از نظر ثبات کوتاه‌مدت کم‌هزینه‌تر است، اما اگر گذار واقعی و عمیق نباشد، می‌تواند به «اقتدارگرایی بازطراحی‌شده» تبدیل شود.

سناریوی سوم: فروپاشی ناگهانی و خلأ قدرت:

در این وضعیت ، ساختار مرکزی قدرت به‌سرعت فرو می‌ریزد؛ نهادهای امنیتی و اداری دچار انشقاق می‌شوند و کشور وارد خلأ قدرت می‌شود. بروز این حالت در شرایطی است که :

  • حمله خارجی گسترده و فلج‌کننده باشد.
  • نیروهای مسلح دچار شکاف جدی شوند.
  • اعتراضات سراسری هم‌زمان با بحران نظامی شکل بگیرد.
  • رهبری مرکزی کنترل خود را از دست بدهد.

پیامدهای فوری این سناریو ممکن است وضعیتی را ایجاد کند که : موجب بروز هرج‌ومرج شهری ، غارت و ناامنی موضعی ، رقابت میان گروه‌های سیاسی برای تصاحب مراکز قدرت و در نهایت ، موجبات مداخله غیرمستقیم بازیگران منطقه‌ای را در پی داشته باشد.

در این سناریو، «کسی که زودتر سازمان‌یافته‌تر باشد»، قدرت را در دست می‌گیرد.
نه لزوماً محبوب‌ترین جریان، بلکه منسجم‌ترین شبکه. تنها ریسک اصلی آن ، تبدیل خلأ قدرت به بی‌ثباتی مزمن، مشابه آنچه در برخی کشورها پس از فروپاشی دولت مرکزی رخ داد.ه است . در ارزیابی راهبردی ؛

-این سناریو برای گذار به دموکراسی هم فرصت است و هم تهدید.
- اگر معماری انتقال از پیش طراحی شده باشد، می‌تواند نقطه آغاز نظم جدید باشد؛
- اگر نه، می‌تواند به سناریوی چهارم منتهی شود.

سناریوی چهارم: جنگ داخلی چندقطبی:

فروپاشی مرکزی منجر به رقابت مسلحانه میان چندین بازیگر می‌شود؛ کشور به حوزه‌های نفوذ تقسیم می‌شود. محرک‌های این سناریو عبارتند از اینکه:

  • شکاف‌های قومی و منطقه‌ای فعال شوند.
  • نیروهای مسلح رسمی متلاشی شوند.
  • گروه‌های شبه‌نظامی کنترل مناطق را در دست بگیرند.
  • قدرت‌های منطقه‌ای از بازیگران داخلی حمایت کنند. که محموعه ای عوامل می توانند باعث: شکل گیری مرا کز قدرت موازی ، فروپاشی اقتصاد ملی ، مهاجرت گسترده و در نهایت از دست رفتن کنترل کامل دولت بر مرزها می شود.

پیامدهای بلندمدت آن نیز منتج به بروز وضعیتی چون: تضعیف تمامیت ارضی ، وابستگی به حمایت خارجی و دشواری بازسازی اعتماد ملی می شود. در جالت کلی ارزیابی راهبردی :

- این سناریو پرهزینه‌ترین و خطرناک‌ترین مسیر است.

- بازگشت از جنگ داخلی چندقطبی، بسیار دشوار و زمان‌بر است.

در اینجا این سوال مطرح می شود که متغیرهای کلیدی تعیین‌کننده مسیر تحولات آینده در ایران در صورت بروز حمله خارجی برای براندازی رژیم کدامند؟

چهار عامل اصلی مشخص می‌کنند ایران در کدام مسیر حرکت کند:

  1. انسجام یا شکاف در نیروهای مسلح. تنوع موجود در میان نیروهای مسلح ایران بویژه میان ارتش وسپاه در شرایط بروز حمله نظامی با توجه به تفاوت جایگاه آنها (ارتش بعنوان نیروی ملی و سپاه بعنوان نیروی حاکمیتی) خود می تواند عامل بروز اختلافات جدی در مدیریت دفاع از ایران (آنچه ارتش بر آن استوار شده است ) و سپاه (در حفظ حکومت )باشد.
  2. سطح سازمان‌یافتگی اپوزیسیون. اپوزیسیون جمهوری اسلامی در خارج از کشور فاقد گفتمان تغییر نهاد محور ، عدم کارامدی عملی در عرصه سیاسی و همچنین فاقد تحلیل اوضاع سیاسی ایران در منطقه ونظام بین الملل است. از اینرو در حالت بروز حمله به ایران ، فقط نیروهای سیاسی مخالف حاکمیت در داخل که به رفراندوم ملی معتقدند ، قادر به ترسیم یک الگوی بازدارندگی در مقابل فروپاشی هستند.
  3. شدت و نوع حمله خارجی. شدت ونوع حمله خارجی قطعاً روی تحولات آینده ایران اثر گذار خواهد بود.
  4. مدیریت روایت ملی در روزهای نخست بحران. که خود این امر هم نقش بسیار تعیین کننده ای دارد.

جمع‌بندی راهبردی :حمله خارجی یک نقطه شروع خلق بحران در هر کشوری است. اگر این بحران با حمله خارجی به ایران شروع شود ، آنچه مسیر را تعیین می‌کند، «آمادگی پیشینی برای مدیریت لحظه گسست» است.کشوری که برای سناریوها آماده نباشد، اسیر بدترین آن‌ها می‌شود.

ابراهیم روشندل



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy