
در سال ۵۷
شیخ، دیوهایی را که در ما پرورده بود فرا خواند
و ما، های و هوی کنان پیراموناش گرد آمدیم
و با آوازِ «خر برفت و خر برفت و خر برفت»
نادانسته باختن آزادیمان را جشن گرفتیم
راههای غرب را ویران کردیم
و همراه شیخ و رفقا روانهی شرق و کربلا شدیم
*
رفقا که به کوری و کری ایدئولوژیک دچار شده بودند
همراه شیخ با هیجان فریاد میزدند:
مرگ بر اسرائیل! مرگ برآمریکا!
و این شعارها را تا رسیدن به ارگاسم سیاسی تکرار میکردند
و به حکومت شاه سخت میتاختند که چرا
جامعهاش همچو آرمانهاشان زیبا نیست
جامعهای کمونیستی که همه در آن پرواز میکنند
و هیچ انسانی نیست که در آن پرنده نشده باشد
و چرا در گوشه و کنار کشور
جشنوارههای هنر برپا میکند
و آن دیگری جامعهی بیطبقهی توحیدی میخواست
بیابانی برهوت به فرمانروایی الله
که هرگوشهاش قدیسی مشغول سربریدن کافری باشد
*
و این برادران و رفقای فلسطینیست
که در فلسطین دورههای خرابکاری،
بمبسازی و ترور دیده بودند
سخت از شاه دلچرکین بودند که چرا
ایران را به سوی غرب میبرد
و چرا نمیگذارد که آنان آزادانه
از مهارتهای خرابکاریشان استفاده کنند
هرجایی را که میخواهند منفجر کنند
و هر کارآفرین و هر مقام لشگری
و کشوری را که میخواهند ترور بکنند
بانگ ها را غارت کنند
و راه را برای رسیدن به انقلابشان هموار کنند
و چرا ماموران شاه به دنبال دستگیریشان هستند
موی دماغشان میشوند
این رفقا پس از نیم قرن
پس از اینهمه دست و پا زدن در لجن مقدس
هنوز شاه را نبخشیدهاند
*
و مجاهدین چنان بستهاند
و چنان غرق عالم خویشاند
که گمان میکنند که شاه و شیخ
و شهر و بیابان یکسان است
آنان با رهبریای که پیر نمیشود
سرافرازانه
برای خریدن ستایش سیاستپیشگان شهیر ولخرجی میکنند
و از بازارهای سیاه، سیاهی لشگر اجیر می کنند
تا چشم و هوش را فریب بدهند
و بیشرمانه از راستی و درستی و دمکراسی سخن میگویند
و خم به ابرو نمیآورند
*
آنان که مخالفانشان را فاشیست میخوانند
با روسریهای یکرنگ
با کت و شلوار و کراوات یکرنگ
سینه زنان و نوحه خوانان در صحرای کربلا سرگردانند
و ماندهاند که جامعهی بیطبقه توحیدیشان را
در کدام بخش بیابانهای کربلا به پا کنند
*
و این رفقا و برادران پا در هوا
هنوز به جوانان فرهیختهای که نام ایران را فریاد میزنند
پرچم شیر و خورشید را از میان رگبارها به پیش میبرند
و میلیون میلیون در راههای ایران به هم پیوستهاند
سنگ میاندازند، دشنام میدهند، انگ میچسبانند
که چرا مانند آنان چپچپی نمیروند
و تعریفشان را از جهان نمیپذیرند
و چرا برای رسیدن به جهان آزاد چنین جانبازی میکنندئ=
*
رضا فرمند

















