Friday, Feb 27, 2026

صفحه نخست » پس از شکست مذاکرات؛ سناریوی حمله دریایی آمریکا به ایران و اهداف احتمالی

senarios.jpgیورونیوز - درصورت شکست مذاکرات، آمریکا یکی از بزرگ‌ترین آرایش‌های نظامی خود از زمان جنگ خلیج فارس را در خاورمیانه مستقر کرده است؛ دو ناو هواپیمابر، ده‌ها شناور جنگی و صدها جنگنده که تنها در انتظار تصمیم کاخ سفید هستند. این نمایش قدرت،رقابت راهبردی واشنگتن و پکن بر سر انرژی را نیز وارد مرحله جدیدی کرده است.

پس از دو ماه تدارکات فشرده، حلقه محاصره نظامی آمریکا آماده تنگ‌تر شدن علیه ایران است. ایالات متحده بار دیگر در خاورمیانه در وضعیت جنگی قرار گرفته و چشم به تصمیم کاخ سفید دوخته است. نیروی دریایی آمریکا ده‌ها شناور جنگی را در مدیترانه، دریای سرخ، خلیج فارس و دریای عرب مستقر کرده و نیروی هوایی این کشور نیز صدها جنگنده، هواپیمای شناسایی و سوخت‌رسان را به منطقه منتقل کرده است.

مجله هفتگی اکسپرس در سرمقاله‌ای به چگونگی اقدام نیروی دریایی آمریکا در صورت وقوع جنگ میان ایران و امریکا پرداخته است.

دریاسالار ژان ماتیو ری که تا همین اواخر فرماندهی عملیات دریایی فرانسه در هند و اقیانوس آرام را بر عهده داشت، استقرار این ناوگان را «چشمگیر» توصیف می‌کند و یادآور می‌شود که «از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳، نیروی دریایی آمریکا عملا منطقه را ترک کرده بود.»

نماد این بازگشت قدرتمند، حضور ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد فورد (بزرگترین کشتی جنگی آمریکایی)، که از دریای کارائیب به مدیترانه و نزدیکی اسرائیل اعزام شده و ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن است که پیش‌تر در دریای فیلیپین مستقر بود و اکنون در دریای عرب، واقع در اقیانوس هند قرار دارد. این دو ناو مجموعا حدود ۱۵۰ جنگنده که بیش از کل ناوگان هوایی برخی کشورها، (بیشتر از نیروی هوایی فرانسه) و نزدیک به ۱۰ هزار ملوان را حمل می‌کنند.

👈مطالب بیشتر در سایت یورونیوز

اما این همه ماجرا نیست. کشتی‌های دیگری نیز این دو ناو را همراهی می‌کنند. امانوئل ورون، تحلیلگر و استاد کالج جنگ، توضیح می‌دهد: «یک ناو هواپیمابر هرگز به تنهایی حرکت نمی‌کند؛ همیشه توسط یک گروه ضربت ناو متشکل از دو یا سه ناوشکن (موشک‌انداز)، دو یا سه کشتی جنگی دیگر (که می‌توانند در نزدیکی ساحل عملیات انجام دهند)، یک یا چند کشتی تدارکاتی و از همه مهمتر، یک یا دو زیردریایی که مراقب تهدیدات هوایی زیر آب یا دریا هستند و قادر به پرتاب اژدر و موشک‌های هوا به هوا هستند، اسکورت می‌شود.»

افزون بر این، ناوشکن‌های دیگر و دست‌کم ۱۵۰ هواپیمای رزمی، شناسایی و سوخت‌رسان در شش کشور منطقه شامل ترکیه، قبرس، اردن، اسرائیل، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، مستقر شده‌اند. در نهایت، سومین ناو هواپیمابر، یواس‌اس جورج اچ. دبلیو. بوش که در حال حاضر در اقیانوس اطلس است، طبق گزارش‌ها به سمت «خاورمیانه» در حرکت است.

جیمز آرنولد، تحلیلگر و ژئواستراتژیست انگلیسی آمریکایی، محاسبه می‌کند: «این تمرکز نیروها بسیار غیرمعمول است و برای اجرای یک کارزار هوایی و دریایی موفق علیه ایران طراحی شده و این در حالی است که از اسرائیل محافظت می‌کند و از خود در برابر آنچه از نیروهای نیابتی ایران، یعنی حزب‌الله در لبنان و حوثی‌ها در یمن باقی مانده، دفاع می‌کند.»

آیا حمله در راه است؟

پرسش اصلی این است که آیا ارتش آمریکا به جمهوری اسلامی حمله خواهد کرد و چه زمانی؟ دریاسالار ری می‌گوید نیروها «در صورت دریافت دستور، آماده اقدام هستند.»

یکی از اعضای جامعه اطلاعاتی آمریکا که خواست نامش فاش نشود، افزود: «غیرقابل تصور است که پنتاگون این همه منابع را بسیج کند، اما در نهایت از آنها استفاده نکند. اما، مانند ونزوئلا، احتمالا اوضاع به شکلی پیش خواهد رفت که هیچ کس انتظار ندارد. عنصر غافلگیری بدون شک بخشی از نقشه است.»

آمریکا در آستانه ظرفیت نهایی خود

امروز تنها کشوری که قادر است چنین ناوگانی را تا این اندازه دور از خاک خود مستقر کند، ایالات متحده است. گرنت نیوشام، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی می‌گوید چین هنوز قادر نیست فراتر از هزار کیلومتر از سواحلش مداخله نظامی کند، هرچند ممکن است ظرف یک دهه آینده به این توان برسد.

با این حال، این نمایش قدرت بها و هزینه دارد. آمریکا با تمرکز نزدیک به نیمی از ناوگان خود پیرامون ایران، فشار شدیدی بر نیروهایش وارد کرده است. نیروی دریایی آمریکا در مجموع ۱۱ ناو هواپیمابر دارد؛ اما تنها حدود یک‌سوم آن‌ها در دریا و در حال ماموریت هستند، زیرا وقتی یک ناو در مأموریت است، یکی در تعمیر و دیگری در حال آماده‌سازی است.

نیوشام هشدار می‌دهد: «اگر دو یا سه ناو در خاورمیانه مستقر باشند، یعنی در دیگر نقاط جهان سطح آماده‌باش کاهش یافته است. ما نمی‌توانیم هم‌زمان همه‌جا حضور داشته باشیم.»

او همچنین یادآوری می‌کند که نیروی دریایی آمریکا در دورانریگانحدود ۶۰۰ شناور جنگی داشت، در حالی که امروز این رقم به حدود ۲۹۰ فروند کاهش یافته است.

اهداف احتمالی

در صورت شکست مذاکرات ژنو میان دیپلمات‌های واشنگتن و تهران در ۲۶ فوریه، فرماندهان نیروی دریایی آمریکا فهرست اهداف اولویت‌دار در ایران را بازبینی می‌کنند. این اهداف در سه دسته قرار می‌گیرند:

  • برنامه موشکی ایران، شامل سامانه‌های پرتاب و ذخایر مهمات.
  • برنامه هسته‌ای، به‌ویژه تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم در فردو و نطنز (که پیش‌تر در عملیات «چکش نیمه‌شب» در ۲۱ تا ۲۲ ژوئن هدف قرار گرفته بودند)
  • اهداف سیاسی و نظامی؛ شامل فرماندهان سپاه پاسداران، بسیج، ارتش، روحانیون حاکم و احتمالا علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی.

ایران چه توانایی‌هایی دارد؟

اگرچه نیروی دریایی ایران محدود و نیروی هوایی آن قابل قیاس با جنگنده‌های پیشرفته آمریکایی مانند اف-۳۵ و اف-۱۸ نیست، اما تهران هزاران موشک کوتاه‌برد و میان‌برد در اختیار دارد که می‌تواند اسرائیل، عربستان سعودی، قطر و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار دهد.

این تهدید، به گفته کارشناسان، دلیل استقرار سامانه‌های پاتریوت و سامانه دفاع موشکی تاد (THAAD) در منطقه است؛ سامانه‌هایی که قادرند موشک‌ها را حتی در خارج از جو زمین رهگیری کنند.

در زمینه نیروهای زمینی، اعزام گسترده سربازان آمریکایی به خاک ایران بعید دانسته می‌شود. با این حال، عملیات نیروهای ویژه، مانند نیروی دریایی سیلز«گروه توسعه جنگاوری ویژه نیروی دریایی» و دلتا فورس « نیروی عملیات ویژه ارتش آمریکا»، برای انجام عملیات کماندویی، ترور هدفمند یا بازداشت افراد کلیدی محتمل است.

تغییر رژیم در تهران و افزایش نفوذ نفتی آمریکا

دریاسالار داریل کادل، فرمانده نیروی دریایی آمریکا، ماه گذشته گفته بود: «ما برای همه سناریوها آماده‌ایم.» او تأکید کرد که ناوهای هواپیمابر همچنان مزیت نظامی تعیین‌کننده‌ای دارند: «مزیت داشتن باندهای پرواز متحرکی که بتوانند هزاران کیلومتر در جهان جابه‌جا شوند، به این زودی‌ها منسوخ نخواهد شد.»

این ناوها با سرعت ۳۲ گره دریایی (حدود ۶۰ کیلومتر در ساعت) حرکت می‌کنند و به دلیل بدنه‌های عظیم، ضخیم و چندلایه خود، بسیار مقاوم هستند.

در صورت تغییر رژیم در تهران، ایالات متحده نفوذ بی‌سابقه‌ای بر بازار جهانی انرژی به دست خواهد آورد. واشنگتن هم‌اکنون نیز مستقیم یا از طریق متحدانی چون عربستان سعودی، امارات، عراق و کویت، سهم قابل توجهی از تولید نفت جهان را کنترل می‌کند. اضافه شدن ایران به این فهرست که چهارمین ذخایر اثبات‌شده نفت جهان را دارد، این نفوذ را به سطحی بی‌سابقه می‌رساند.

چین که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران (معادل ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز) را خریداری می‌کند، بزرگ‌ترین بازنده چنین تحولی خواهد بود.

در نتیجه، بحران کنونی تنها درباره برنامه هسته‌ای ایران نیست؛ بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده در رقابت راهبردی میان واشنگتن و پکن و شاید نبردی بر سر هژمونی جهانی است؛ نبردی که نیروی دریایی آمریکا ممکن است کلید آن را در دست داشته باشد.



Copyright© 1998 - 2026 Gooya.com - سردبیر خبرنامه: [email protected] تبلیغات: [email protected] Cookie & Privacy Policy