سولماز ایکدر - ایران وایر
کمپین شاهزاده رضا پهلوی علیه جمهوری اسلامی به یکی از فراگیرترین لحظات خود رسیده است؛ حضور گسترده شهروندان معترض در اعتراضات ۱۸ و ۱۹دی و تکرار نام او، هواداری بخشی از دانشجویان دانشگاهها از او و شکل گرفتن یکی از بزرگترین تجمعات دیاسپورا در حمایت از اوبیسابقه بوده است با این حال در چنین شرایطی تهدید به راه انداختن کمپین قرآن سوزی در مواجه به اجرای حکم اعدام معترضان توسط یکی از چهرههای پرهوادار این جریان واکنشهای جدی به ویژه در میان دیدانداران مخالف جمهوری اسلامی برانگیخت.
«علی کریمی»، فوتبالیست سابق و از هواداران شاهزاده رضا پهلوی، ۲۹بهمن ۱۴۰۴ در پستی در شبکه اجتماعی X نوشت: «از این لحظه هر اعدام فرزندان ایرانزمین مساوی است با سوزاندن یک قرآن؛ ای رهبر ترسوی چلاق، بجنگ تا بجنگیم.»
چهرههای شاخص دیندار مخالف یا منتقد جمهوری اسلامی از جمله اولین افرادی بودند که به این تهدید واکنش نشان دادند.
«عبدالکریم سروش»، از روشنفکران دینی، در صفحه شخصی خود در اینستاگرام با انتشار شعری از مولانا واکنش نشان داد و نوشت: «در عتاب با آن خفاش نورستیز سلطانپرست که از سوزاندن قرآن دم زده بود: ای بریده آن لب و حلق و دهان / که کند تف سوی ماه آسمان... هم تو سوزی هم سرت ای گندهپوز... از همه محرومتر خفاش بود / کو عدوی آفتاب فاش بود.»
«مولوی عبدالحمید»، امام جمعه اهل سنت زاهدان و از روحانیون مخالف جمهوری اسلامی، نیز بدون اشاره مستقیم به نام کریمی، در نماز جمعه گفت برخی افراد به دلیل مشکلات و دردهایی که دارند، فحش و ناسزا میدهند و گاه به مقدسات ادیان و مذاهب توهین میکنند، اما این شیوه برخلاف عقل و منطق است. او توهین به مقدسات را کار انسانهای «خفیفالعقل» و «بیفرهنگ» دانست.
علمای اهل سنت کردستان نیز در بیانیهای رسمی، این اظهارات را «تعرض مستقیم به هویت دینی و فرهنگی یک میلیارد مسلمان» خواندند و آن را محکوم کردند. آنان خواستار پیگیری حقوقی موضوع در کانادا، محل اقامت کریمی، شدند.
این واکنشها با استقبال رسانههای وابسته یا نزدیک به جمهوری اسلامی مواجه و بارها در وبسایتهایی مانند مشرق نیوز، وابسته به سپاه پاسداران، فرارو و عصرایران، از رسانههای نزدیک به معتدلان در ایران بازنشر شد، در حالی که این رسانهها به صورت معمول مواضع این طیف از دینداران مخالف یا منتقد نظام را تنها در صورتی منتشر میکند که نقدی متوجه آنها کند. البته رسانه رسمی جمهوری اسلامی صدا و سیما نیز در یک برنامه به این تهدید پرداخت و حجتالاسلام مهدی طباخیان، کارشناس مذهبی، کریمی را «هرزه» خواند و گفت: «نسبت به این هرزههایی که تهدید به قرآنسوزی میکنند باید غیرت نشان دهیم».
علی کریمی پاسخ «ایرانوایر» در رابطه با این اظهارنظرها را نداد. اما «دامون گلریز»، فعال سیاسی مشروطه خواه، در این رابطه با تاکید بر اینکه «شاهزاده رضا پهلوی مسوول اظهار نظرهای هواداران پرشمارش نیست.» توضیح داد: «در ایران نوعی انقلاب فرهنگی رخ داده است؛ انقلابی که از اعتراضات ۱۴۰۱ آغاز شد و امروز به مرحله تثبیت رسیده است. اکنون شاهد آن هستیم که برخی معترضان در واکنش به استفاده نیروهای سرکوب از مساجد، آنها را به آتش کشیدهاند. همچنین پس از سرکوب خونین اعتراضات دیماه، برخی خانوادههای دادخواه بهجای برگزاری مراسم سنتی-مذهبی، عزیزان خود را با موسیقی و پایکوبی و نه سوگواری مذهبی و قرائت قرآن بدرقه میکنند. در چنین فضایی، علی کریمی بهعنوان یکی از پرمخاطبترین اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی، موضوعی را مطرح کرده است.»
به گفته او از سوی دیگر، باید توجه داشت که با حکومتی مواجه هستیم که ادعا میکند اعتبار و مشروعیت حکمرانی و کشتار خود را از سنت ولای و خوانش خود از قرآن میگیرد و نیروهای سرکوبش با شعار «حیدر، حیدر» معترضان را میکشند. تهدید علی کریمی میتواند بخشی از مردمی را که از سرکوب خشمگیناند، برای ایستادگی در برابر جمهوری اسلامی امیدوار کند و یا حتی نوعی بازدارندگی بوجود آورد.
در مقابل اما «حسن فرشتیان»، دینپژوه، نظری متفاوت داشت. او با تقسیم جامعه دیندار به دو بخش سنتی و وابسته به حکومت، توضیح داد که «از بخش وابسته به حکومت حوزههای علمیه و مومنان پیروی این بخش، نمیشود انتظاری داشت اما دینداران سنتی نیز در مقابل چنین تهدیدهای واکنشهای منفی نشان خواهند داد.» به گفته او بزرگترین نگرانی دینداران سنتی، برخلاف دیگر گروههای اجتماعی مخالف جمهوری اسلامی، این است که پس از این نظام، حکومت جدید چه رویکردی در قبال دین، دینداران و مقدسات دینی خواهد داشت. فرشتیان در این رابطه ادامه داد: «در مواجهه با انتشار خبر هتک حرمت عزاداران امام سوم شیعیان در سال ۸۸ و عمامه پرانی در سال ۱۴۰۱ نیز دیدیم که مراجع سنتی و دینداران سنتی جامعه چه واکنشی در قبال اعتراضات داشتند. در جریان اعتراضات دی ماه گذشته نیز خبر سوزاندن مسجد و قرآن از سوی معترضان و حال تهدید به سوزاندن قرآن این طیف را نگران از آیندهای خواهد کرد که در صورت سقوط جمهوری اسلامی پیش رویشان خواهد بود.»
انتقادات گسترده نسبت به تهدید علی کریمی به سوزاندن قرآن موجب شد او در پستی دیگر توضیح دهد که هدفش توهین به قرآن نبوده، بلکه قصد داشته حرمت جان انسان را برجسته کند. روزنامه همشهری نوشت واکنشهای گسترده و همهجانبه از سوی علمای دینی، کاربران عادی و استادان دانشگاه باعث عقبنشینی او شد. خبرآنلاین نیز اشاره کرد که فرض نادرست بیدین شدن مردم ایران او را به این موضع رساند، اما فشارها او را وادار به توضیح و توجیه کرد.
چند روز پس از این جنجال، شاهزاده رضا پهلوی بیانیهای منتشر کرد و مستقیماً خطاب به «هممیهنان متدین و باورمند به مذهب شیعه» نوشت جمهوری اسلامی از روز نخست به نام آنان و دینشان حکومت را به دست گرفت و تاکنون دستاوردی جز فقر، فلاکت و جنایات علیه بشریت نداشته است. او به کشتن شهروندان بیگناه با گلوله جنگی، از جمله کودکان و دانشآموزان، تیر خلاص به مجروحان در بیمارستانها، شکنجه، قتل و تجاوز به بازداشتشدگان اشاره کرد و گفت این اقدامات به نام مذهب شیعه صورت گرفته و میگیرد. به گفته او، مساجد به پایگاههای سرکوب تبدیل شدهاند و نیروها با شعار «حیدر، حیدر» به هموطنان خود شلیک میکنند و بر «سجاده خون» نماز میخوانند.
این بیانیه برخلاف تهدید به سوزاندن قرآن، واکنش چندانی نه در بین افکار عمومی جلب کرد و نه در بین «مومنان شیعه». حسن فرشتیان در رابطه با چرایی بیتفاوتی این گروه اجتماعی توضیح داد: «روحانیت به عنوان یک نهاد سنتی دیرپا، دارای یک سابقه و یک حافظه تاریخی است، یعنی این بیانیه و نظام سلطنتی را فقط به عنوان یک امر انتزاعی و یک وعده به آینده، نمی نگرند، بلکه در ارزیابی خویش، آن حافظه تاریخی را نیز دخیل می کند. باید پذیرفت که روحانیون سنتی و پیروانشان نگاه مثبتی به دوره سلطنت پهلوی ندارند. رضاشاه منافع اقتصادی و جایگاه اجتماعی حوزه را تحت فشار قرار داد؛ هرچند در دوره پهلوی دوم، ایشان به عنوان رهبر تنها کشور شیعی، در مقاطعی تلاش کرد تا دیانت را به روحانیت واگذار کند مشروط بر آنکه خود متولی سیاست باشد، ولی این روند همچنان به شکلی ادامه یافت، لذا در حافظه تاریخی روحانیت شیعه، برخی از عملکردهای دوران سلطنت خاندان پهلوی، باعث شد که علمای سنتی نیز نسبت به خاندان پهلوی بیاعتماد باشند. در عمل نیز مشاهده میشود که علمای سنتی حوزه نسبت به بیانیه فوق واکنشی نشان ندادهاند.»
دامون گلریز اما به موضوع از زاویهای دیگر نگاه میکند. او در این رابطه توضیح داد: «پیام شاهزاده رضا پهلوی خطاب به مومنان شیعه برای تعمیق و گستره موضوع رویش نیروهای و ریزش نیروهای حکومتی اهمیت پیدا میکند. طبق سنت قدمایی شیعه قبل از ولایت فقیه، در غیبت امام دوازدهم، تنها یک پادشاه مشروعیت حکمرانی را داراست، پس پیام ولیعهد اهمیت مضاعف و دینی پیدا میکند. او از اینجایگاه به دنبال تثبیت و افزایش میزان گرایش مردم به تغییر موازنه قدرت در ایران است. البته این نخستین بار نیست که شاهزاده چنین پیامهایی صادر میکند؛ اما این پیام در چنین بستری از زمان اهمیت ویژهای پیدا میکند. هرچند باید دید واکنش مخاطبان چه خواهد بود. حدود شصت روز گذشته واکنش یا فتوایی از سوی روحانیون شیعه در محکومیت کشتار حکومتی مردم بیگناه ایران مشاهده نشد. در مقابل، خبری درباره تهدید آیتالله سیستانی به اقدام جهادی در صورت به خطر افتادن جان علی خامنهای منتشر شد.»
رضا پهلوی شاید امروز، از هر زمان دیگری به تغییر موازنه قدرت در ایران نزدیکتر است، این تغییر موازنه قدرت به غیر از قدرت بسیج عمومی و تعمیق اعتراضات نیازمند جذب نخبگان و فعالان جامعه مدنی، همچنین شبکههای قدرت حکومتی نیز هست، که بسیاری از آنها را باورمندان شیعه تشکیل میدهند. افرادی که شاید در روزهای منتهی به «تغییر» تبدیل به برگبرنده شوند و تا کنون یا سکوت پیشه کردند و یا در کنار حکومتی ایستادهاند که اگر نه دنیایشان که حداقل امنیت دینشان را تضمین کرده است.

















